غزل شماره‌ی ۹۲ دیوان حافظ: میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

غزل شماره‌ی ۹۲ دیوان حافظ: میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۹۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۹۲ - میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

 

۱. میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت - خوش خرامان شو که پیشِ قدِ رعنا میرمت
معنی: فرمانرواى من، چه خوش مى‌روى، فداى سر و قدمت. خرامان راه برو تا من در برابر قامت زیباى تو بمیرم.

 

۲. گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟ - خوش تقاضا می‌کنی پیشِ تقاضا میرمت
معنی: گفته بودى که کى پیش تو مى‌میرم؟ شتاب براى چیست؟ چه تقاضاى خوبى! آماده‌ام که در لحظه‌ى تقاضا، جان فدایت کنم!

 

۳. عاشق و مخمور و مهجورم بتِ ساقی کجاست؟ - گو که بِخرامَد که پیشِ سرو بالا میرمت
معنی: من، عاشق و خمار و هجران زده‌ام. ساقى زیبا کجاست؟ بگو خرامان پیش آید تا در برابر قامت‌ سروگون او جان نثار کنم.

 

۴. آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ او - گو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت
معنی: به آن دلبر که عمرى است از عشق او بیمارم بگو نگاهى به‌سوى من کند تا در برابر چشم‌ سیاه او بمیرم.

 

۵. گفته‌ای لعلِ لبم هم درد بخشد هم دوا - گاه پیش درد و گَه پیش مداوا میرمت
معنی: گفته‌اى: لب لعل من، هم درد و هم دوا مى‌بخشد. جان من فداى درد و درمان تو باد!

 

۶. خوش خِرامان می‌روی چشمِ بد از رویِ تو دور - دارم اندر سر خیالِ آن که در پا میرمت
معنی: چشم بد از تو دور باد که چه خوش و خرامان مى‌روى، تصمیم دارم که در پیش پاى تو جان‌ فدا کنم.

 

۷. گرچه جایِ حافظ اندر خلوتِ وصلِ تو نیست - ای همه جایِ تو خوَش، پیشِ همه جا میرمت
معنی: گرچه حافظ به خلوت دیدار تو راه ندارد، اى سراپاى تو زیبا، جانم فداى سراپاى وجود تو باد!

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۹۲ دیوان حافظ:
تحول عظیمی در خود به‌وجود می‌آوری که این تحول هم مادی است و هم معنوی. در این کار تعجیل جایز است. شما از جایی به‌جای دیگر نقل مکان می‌کنید. سختی می‌کشید، ولی راحتی در پی آن می‌باشد. خیالاتی را که در سر داری عملی کن که تو از این به بعد خوش خواهی بود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
میر: سرور، محبوب.
رعنا: زیبا، بلندبالا.
تعجیل: شتاب.
مخمور: مست.
مهجور: دورافتاده.
بت ساقی: معشوقی که نقش ساقی دارد.
سودا: عشق و شیدایی.
چشم شهلا: چشم سیاه فریبنده.
لعل لب: لب سرخ معشوق.
درد و دوا: رنج و درمان.
چشم بد: چشم حسود.
خیال در پا مردن: جان دادن پیش پای محبوب.
خلوت وصل: جایگاه نزدیکی محبوب.
همه جا میرمت: در هر حالی از تو پیروی می‌کنم.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی قزوینی و خانلری
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری