غزل شماره‌ی ۹۱ دیوان حافظ: ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

غزل شماره‌ی ۹۱ دیوان حافظ: ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۹۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۹۱ - ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

 

۱. ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت - جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
معنی: ای ناپیدا و دور از دیدگاه دیدگان، تو را به خدا می‌سپارم. آتش به جانم زدی، با این حال از دل و جان تو را دوست می‌دارم.

 

۲. تا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ خاک - باور مکن که دست ز دامن بدارمت
معنی: باور مکن که تا با کفن به زیر خاک نرفته‌ام از دامن تو دست بردارم.

 

۳. محرابِ ابرویت بنما تا سحرگهی - دستِ دعا برآرم و در گردن آرمت
معنی: ابروی هلالی و محرابیت را به من نشان بده تا سحرگاهی دست‌ها را به دعا برداشته و بر گردن تو بیاویزم.

 

۴. گر بایدم شدن سویِ هاروتِ بابلی - صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
معنی: اگر لازم باشد که سر چاه بابل و نزد هاروت هم بروم می‌روم (و با آموختن سحر) صد گونه جادو می‌کنم تا تو را نزد خود آورم.

 

۵. خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب - بیمار باز پرس که در انتظارمت
معنی: ای طبیب بی‌وفا در انتظار توام تا از بیمارت حال بپرسی، می‌خواهم که در پیش تو بمیرم.

 

۶. صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار - بر بویِ تخمِ مِهر که در دل بکارمت
معنی: از دیدگان صد جوی آب گرداگرد خود روان کرده‌ام، به امید این‌که بذر مهر و وفا در دل تو کاشته و محبت تو را به خود جلب نمایم.

 

۷. خونم بریخت وز غمِ عشقم خلاص داد - مِنّت پذیرِ غمزه‌ی خنجر گذارمت
معنی: مرا کشت و از این درد و غم عشق مرا رها کرد؛ آفرین بر آن خنجر غمزه که مرا نجات داد.

 

۸. می‌گریم و مرادم از این سیلِ اشک‌بار - تخمِ محبّت است که در دل بکارمت
معنی: از راه بزرگواری مرا به‌سوی خود فراخوان تا پیوسته با سوز دل گوهر اشک از دیدگان به پایت نثار کنم.

 

۹. بارم ده از کرم سویِ خود تا به سوزِ دل - در پای دم‌به‌دم گهر از دیده بارمت
معنی: از روی بخشش و کرم مرا به‌سوی خود راه بده تا هر دم از اشک‌های خود گوهر و جواهر تقدیم قدمت کنم.

 

۱۰. حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضعِ توست - فِی‌الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت
معنی: حافظ، گرایش به شراب و محبوب و عیاری شایسته‌ی حال و شان تو نیست. به هر حال این کارها را می‌کنی و من آن‌ها را ندیده می‌گیرم.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۹۱ دیوان حافظ:
او تو را خیلی دوست دارد و تا زمان مرگ فراموشت نخواهد کرد، ولی خود را در مقابلش کوچک نکن. تو هم به او فکر می‌کنی. مصلحت در این است که یار عشق خود را بروز ندهد و همه چیز را با شور دل تحمل کند تا تو هم در مراحل عشق به‌پای او برسی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
غایب از نظر: به سفر رفته.
پای خاک: خاک پای، خاک پای تو، کلمه‌ی پای می‌تواند حشو باشد.
محراب ابرو: ابروی محراب مانند.
هاروت: هاروت و ماروت نام دو فرشته‌ی گناهکار است که در قرآن مجید سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۹۶ آمده است که در زمین در چاه بابل سرنگون و زندانی شدند و در داستان‌ها چنین آمده که کسانی که مایلند سحر و جادو بیاموزند به‌سر این چاه می‌رفته و از این فرشتگان زندانی دانش این ترفند را فرا می‌گرفتند.
پیش میرمت: پیش تو بمیرم.
بیمار بازپرس: از حال بیمار بازپرس.
بر بوی: به امید این.
بار: اجازه، اِذن.
نه وضع تست: در شان تو نیست، شایسته‌ی‌ تو نیست.
فرو می‌گذارمت: تو را می‌بخشم، از تو چشم‌پوشی می‌کنم.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری