غزل شماره‌ی ۹۶ دیوان حافظ: درد ما را نیست درمان الغیاث

غزل شماره‌ی ۹۶ دیوان حافظ: درد ما را نیست درمان الغیاث

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۹۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۹۶ - درد ما را نیست درمان الغیاث

 

۱. دردِ ما را نیست درمان الغیاث - هجرِ ما را نیست پایان الغیاث
معنی: مدد کنید که برای علاج درد ما درمانی وجود ندارد. کمکم کنید و به دادم برسید که جدایی و هجران ما انتها ندارد.

 

۲. دین و دل بردند و قَصدِ جان کنند - الغیاث از جورِ خوبان، الغیاث
معنی: این زیبارویان علاوه بر این‌که دین و دل‌مان را بردند قصد جان‌مان را هم دارند. از جور و ستم این خوبرویان به دادم برسید و کمکم کنید.

 

۳. در بهایِ بوسه‌ای جانی طلب - می‌کنند این دلسِتانان الغیاث
معنی: این محبوبان دلربا در مقابل یک بوسه یک جان می‌خواهند. به فریادم برسید.

 

۴. خونِ ما خوردند این کافَردلان - ای مسلمانان چه درمان؟ الغیاث
معنی: این معشوقان بی‌رحم خون دل ما را خوردند، ای مسلمانان علاج درد ما چیست؟ کمکم کنید.

 

۵. هم‌چو حافظ روز و شب بی‌خویشتن - گَشته‌ام سوزان و گریان الغیاث
معنی: کمکم کنید که شب و روز مانند حافظ از خود بی‌خود شده و گریان و سوزان گشته‌ام.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۹۶ دیوان حافظ:
درد دل تو و فریادها و آه‌های جگرسوزت درمان ندارد. هرچند که تقوی پیشه کرده‌ای و دل و دین را یک‌جا پای وصل گذاشته‌ای. هرچه می‌کشی از آشنایان است. حاضری حتی برای رسیدن به وصال یار جانت را هم فدا کنی. با گریه و زاری نیز مشکلت حل نمی‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
الغیاث: مدد خواستن.
خوبان: استعاره از معشوقانی که به‌ظاهر زیبا اما به باطن جفاکارند.
دلستانان: دلربایان.
خون ما خوردند: خون کسی را خوردن کنایه از کشتن و بی‌رحمی نسبت به کسی.
کافردلان: معشوقان بی‌رحم و ستمکار.
بی‌خویشتن: از خود بی‌خود و بی‌طاقت.
گریان و سوزان: در حالی که می‌گریم و می‌سوزم.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی قزوینی و خانلری
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری