غزل شماره‌ی ۹۴ دیوان حافظ: زان یار دل‌نوازم، شکری است با شکایت

غزل شماره‌ی ۹۴ دیوان حافظ: زان یار دل‌نوازم، شکری است با شکایت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۹۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۹۴ - زان یار دل‌نوازم، شکری است با شکایت

 

۱. زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت - گر نکته‌دانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
معنی: از آن یار دلنواز تشکری به همراه شکایتی با هم دارم و اگر تو در عشق نکته‌سنجی به این حکایت گوش فرادار.

 

۲. بی‌مزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم - یا رب مباد کس را، مخدومِ بی‌عنایت
معنی: هر خدمتی که کردم بدون مزد و منت بود. خدایا مخدوم بی‌التفات نصیب کسی نشود.

 

۳. رندانِ تشنه‌لب را، آبی نمی‌دهد کس - گویی ولی‌شناسان، رفتند از این ولایت
معنی: کسی به رندان قلندر توجهی ندارد گویی آن‌هایی که اولیای صادق و یکرنگ را می‌شناختند از این ولایت رفته‌اند.

 

۴. در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا - سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت
معنی: ای دل، در کمند سر زلف او نیفت زیرا در آن‌جا چه بسیار سرهای بریده بی‌گناه را خواهی یافت.

 

۵. چشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندی - جانا روا نباشد، خون‌ریز را حمایت
معنی: با رضایت و تایید تو چشمانت با غمزه و کرشمه سبب ریختن خون ما شد. عزیز من حمایت و پشتیبانی از خون‌ریز روا و شایسته نیست.

 

۶. در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصود - از گوشه‌ای برون آی، ای کوکبِ هدایت
معنی: در این شب تیره و تار، راه مقصود و هدف را گم کرده‌ام. این ستاره جدی هدایتگر برای راهنمایی من از گوشه‌ی سر برآور.

 

۷. از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود - زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت
معنی: به هر سو که رفتم جز ترس و وحشت چیزی عایدم نشد. از این بیابان و راه بی‌پایان بپرهیز و بر حذر باش.

 

۸. ای آفتابِ خوبان، می‌جوشد اندرونم - یک ساعتم بِگُنجان، در سایه‌ی عنایت
معنی: ای خورشید زیبارویان! سراپای وجودم در سوز و گداز عشق تو می­‌جوشد، برای لحظه‌­ای مرا در پناه عنایتت که همچون سایه است قرار بده.

 

۹. این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟ - کِش صد هزار منزل، بیش است در بِدایت
معنی: چگونه می‌توان پایانی برای این راه تصور کرد. راهی که در بدو امر از صد هزار منزل بیشتر به‌نظر می‌رسد.

 

۱۰. هر چند بردی آبم روی از درت نتابم - جور از حبیب خوش‌تر، کز مُدَّعی رعایت
معنی: با این‌که سبب آبروریزی من شده‌‌ای، روی از تو بر نمی‌گردانم، چرا که تحمل ظلم و جور از دوست، بهتر از مراعات از طرف دشمن است.

 

۱۱. عشقت رِسَد به فریاد، ار خود به سانِ حافظ - قرآن ز بَر بخوانی، در چاردَه روایت
معنی: حتی اگر به مانند حافظ بتوانی قرآن را با چهارده روایت قرائت کنی، باز باید عشق به فریاد تو برسد (تا از راه عرفان رستگار شوی).

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۹۴ دیوان حافظ:
اگر کار را برای رضای خداوند انجام داده‌ای، پس چرا دیگر شکایت می‌کنی. خداوند مزد تو را می‌دهد. پیر دانایی راه تاریک تو را با علم خودش روشن می‌کند، ولی راه بسیار طولانی و مقصد دور است. تو از عاقبت گناه باخبری، پس چرا گناه می‌کنی. با توسل به قرآن آبروی ریخته‌ات برمی‌گردد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دلنواز: نوازش دهنده‌ی دل، دل‌آرام، مهربان.
نکته: سخن پاکیزه و بکر، مطلبی که با دقت نظر درک آن ممکن باشد، مضمون لطیف.
نکته‌دان: داننده‌ی مضامین لطیف و بکر.
خوش: خوب.
مخدوم: صاحب اختیار خادم، سرور، فرمانده، آمر به خدمتگزار.
مخدوم بی‌عنایت: (استعاره) معشوق بی‌ملاحظه و نامهربان.
ولی: نامی از نام‌های خدای تعالی، در اصطلاح صوفیه به‌معنای پیر و مراد، فانی در خویش و باقی به مشاهده‌ی حق تعالی، دوست صدیق و یار نیکان.
ولی‌شناسان: عارفان و شناسندگان مردان حق که اخفای حال خود ‌کنند، شناسندگان مقربان الهی.
مپیچ: درگیر مشو.
به غمزه: با ناز و کرشمه.
کوکب هدایت: ستاره‌ی راهنما، ستاره‌ای که در شب مسافران را راهنمای جهت است، (جدی)، اشاره به آیه‌ی شریفه‌ی ۱۶ سوره‌ی نحل: و علامات و بالنجم هم یهتدون. و علامات و به ستاره‌ای ایشان راه می‌یابند.
نهایت: انتها، پایان.
بدایت: آغاز.
بردی آبم: آبرویم را بردی.
روی از درت نتابم: از درگاه تو رو گردان نمی‌شوم.
رعایت: مراعات، منظور نظر وزیر حمایت.
چارده روایت: در زمان حضرت رسول اکرم کاتبان وحی آیات نازل شده توسط نبی اکرم را می‌نوشتند، لیکن به سبب متداول نبودن اعراب و نقطه و دستورات نحوی، اشکالاتی در قرائت پیش می‌آمد که تا پیامبر در قید حیات بودند توسط ایشان رفع می‌شد. بعد از رحلت حضرت رسول اکرم و وفات بعضی از کاتبان، ضرورت تدوین نسخه‌ی صحیح قرآن حس شد و در زمان خلفای اربعه در این امر مهم کوشش‌های پی‌گیر به‌عمل آمد. مبنای کار بر این بود که زید بن ثابت که خود یکی از کاتبان وحی بود یک هیئت ۱۲ نفری از افراد صلاحیت‌دار را تشکیل و در طول مدت ۶ سال ۷ نسخه از قرآن کریم تهیه و هر نسخه توسط یک قاری به بلادی ارسال شد تا مسلمین آن بلاد را تعلیم دهند. این هفت قاری هر کدام دو راوی داشتند و قرائت قرآن به وسیله‌ی این چهارده راوی، متداول و به ما رسیده است و این مختصری است از چگونگی و شرح کتابت و قرائت و انتشار قرآن در صدر اسلام.
گر خود: اگرهم، حتی اگر.
به سان: به مانند.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری