غزل شماره‌ی ۹۳ دیوان حافظ: چه لطف بود که ناگاه رشحه‌ی قلمت

غزل شماره‌ی ۹۳ دیوان حافظ: چه لطف بود که ناگاه رشحه‌ی قلمت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۹۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۹۳ - چه لطف بود که ناگاه رشحه‌ی قلمت

 

۱. چه لطف بود که ناگاه رَشحِه‌ی قَلَمَت - حقوقِ خدمتِ ما عرضه کرد بر کرمت
معنی: چه لطف و موهبتی بود که به ناگاه تراوش مرکب خامه‌ی تو حقوق خدمت سابق ما را در پیشگام کرم و بزرگواری تو مطرح ساخت.

 

۲. به نوکِ خامه رقم کرده‌ای سلامِ مرا - که کارخانه‌ی دوران مباد بی رَقَمَت
معنی: با نوک قلم مرا به سلامی یادآور شده‌ای که (دعا می‌کنم که) گردش روزگار بدون حکم و فرمان تو برپا نباشد.

 

۳. نگویم از منِ بی‌دل به سهو کردی یاد - که در حسابِ خرد نیست سهو بر قَلَمَت
معنی: منظورم این نیست که اشتباهی از من بی‌قرار یاد کرده‌ای. چرا که به حکم عقل و منطق اشتباهی بر قلم تو جاری نمی‌شود.

 

۴. مرا ذلیل مگردان به شکرِ این نعمت - که داشت دولتِ سرمد عزیز و محترمت
معنی: به شکرانه‌ی این توفیق که اقبال جاویدان و بخت پایدار، تو را عزیز و محترم گردانیده است مرا خوار و بی‌مقدار مکن.

 

۵. بیا که با سرِ زلفت قرار خواهم کرد - که گر سَرَم برود برندارم از قدمت
معنی: بیا که برآنم تا با سر زلف تو پیمان ببندم که در راه تو هرگاه سرم را هم از دست بدهم آن را از پیش پای تو برندارم.

 

۶. ز حالِ ما دلت آگه شود مگر وقتی - که لاله بردمد از خاکِ کشتگانِ غمت
معنی: دلت از چگونگی حال ما زمانی آگاه می‌شود که از خاک کُشتگان غمت لاله بروید.

 

۷. روانِ تشنه‌ی ما را به جرعه‌ای دریاب - چو می‌دهند زُلالِ خِضِر ز جامِ جَمَت
معنی: چون آب حیات‌بخش خضر از جام جمشیدی به تو عنایت می‌شود، از آن زلال، جرعه‌ای هم به جان تشنه‌ی ما برسان.

 

۸. همیشه وقتِ تو ای عیسیِ صبا خوش باد - که جانِ حافظِ دلخسته زنده شد به دَمَت
معنی: این باد صبا که دم روح‌بخش تو جان پژمرده‌ی حافظ را شاداب و زنده کرد همیشه ایام به کامت باد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۹۳ دیوان حافظ:
با یک سند پول زیادی نصیبتان می‌شود. سر نماز همیشه دعا می‌کنید که خوار و ذلیل نشوید. در هر حال شما همیشه محترم و عزیز خواهید بود. در سرنوشت تو این‌طور رقم زده شده که تا غم نخوری به مراد نمی‌رسی. پس امیدت را از دست نده، چون دل خسته‌ی تو دوباره شاد می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
رشحه: تراوش.
رشحه قلمت: ترواش مرکب از سر قلم تو، نوشته‌ی تو.
کرم: جوانمردی، مروت، بزرگواری.
رقم کرده‌ای: نوشته‌ای، تحریر کرده‌ای.
کارخانه‌ی دوران: کارگاه جهان، کنایه از دنیا.
رقم: نشان، نوشته، خط و در این‌جا به‌معنی فرمان و حکم است.
بی‌دل: دلتنگ، آزرده دل.
به سهو: از روی اشتباه و خطا.
در حساب خرد: عقلا و منطقا، به حساب و حکم عقل.
سرمد: جاویدان.
دولت سرمد: بخت و اقبال همیشگی و پایدار.
قرار: پیمان، شرط.
خضر: نام یکی از پیامبران که در شهر ظلمات به آب حیات دست و عمر جاویدان یافت و خضر به حکم ضرورت شعری آمده است.
زلال خضر: آب حیات خضر.
جام جمت: جام جهان‌نمای جمشید و کنایه‌ای است به جام شراب جمشیدی زیرا شراب هم در زمان جمشید کشف شد.
عیسی صبا: نسیم صبای مسیحا، اضافه‌ی تشبیهی، صبا به‌علت جان‌بخشی به عیسی تشبیه شده است.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری