
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۹۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۹۵ - مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
۱. مدامم مست میدارد نسیمِ جَعدِ گیسویت - خرابم میکند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت
معنی: پیوسته بوی خوش گیسوان تابدارت مرا مست و شاداب نگه داشت و باده چشم جادوییات مرا خراب نگه میدارد.
۲. پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن - که شمعِ دیده افروزیم در محرابِ ابرویت؟
معنی: بعد از مدتها صبر و انتظار آیا میتوان شبی شمع خاموش چشم خود را در محراب ابروان تو روشن کنیم.
۳. سوادِ لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم - که جان را نسخهای باشد ز لوحِ خالِ هندویت
معنی: بدان سبب سیاهی مردمک چشم را گرامی میدارم که شبیه نقش خال سیاه چهرهی توست.
۴. تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی - صبا را گو که بردارد زمانی بُرقِع از رویت
معنی: اگر مایلی به اصلاح و آرایش جهان دست بیابی به باد صبا بگو که روبنده را از رویت کنار بزند (تا دیده شوی).
۵. و گر رسمِ فنا خواهی که از عالم براندازی - برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
معنی: و اگر خواستار آنی که راه رسم نابودی را از دنیا براندازی، زلفهای خود را افشان کن تا از هر تار مویت هزاران جان دربند رهایی یابد.
۶. من و بادِ صبا مِسکین دو سرگردانِ بیحاصل - من از افسونِ چشمت مست و او از بویِ گیسویت
معنی: من و نسیم صبا، دو بیچاره و سرگردان نومیدیم. من به سبب جاذبه به سحر چشمان مست تو و باد صبا از اثر بوی گیسوانت.
۷. زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی - نیاید هیچ در چشمش به جز خاکِ سرِ کویت
معنی: آفرین بر نظر بلند و همت حافظ که هیچ چیز از دنیا و آخرت را نمیبیند جز خاک سرِ کوی تو را.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۹۵ دیوان حافظ:
ارادهات بسیار قوی است و با آن میتوانی دنیا را زیر و رو کنی. همه چیز را زیبا میبینی و از این دید خود راضی هم هستی. زیباییها آنقدر تو را مست کرده که به خزان فکر نمیکنی. گاهی خود را مثل باد سبک میدانی و دلت میخواهد همراه آن سرگردان باشی، ولی این خیالات برایت ثمری ندارد. پس ارادهی قوی خویش را بهکار برده، دنیا و آخرت خود را بساز.
معنی برخی واژگان غزل:
مدام: همیشه، شراب و در اینجا همیشه معنا میدهد.
نسیم: رایحه، بوی خوشی که از نسیم به مشام میرسد.
جعد: چین و شکن، پیچیده و گرهگیر.
خراب: در اینجا به معنی مست و لایعقل، فاسد.
فریب: عشوه، در اینجا کنایه از شراب چشم است.
چندین شکیبایی: شکیبایی فراوان و ممتد.
شمع دیده افروزیم: اضافهی تشبیهی و کنایه از اینکه چشم به دیدار جمالت روشن کنیم.
سودا لوح: سیاهی صفحه.
سودا لوح بینش: سیاهی مردمک چشم.
خال هندو: خال سیاه.
بُرقَع: روبنده، پارچهای که جهت ناشناس ماندن بر روی صورت آویزان کنند.
برافشان: تکان بده، بلرزان.
افسون: سحر و جادو.
همت: ارادهی قوی و مجازا بهمعنای بینیازی.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





