غزل شماره‌ی ۲۹۲ دیوان حافظ: قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع

غزل شماره‌ی ۲۹۲ دیوان حافظ: قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۹۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۹۲ - قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع

 

۱. قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع - که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع
معنی: به آبرو و فر و شکوه شاه شجاع قسم که با هیچ‌کس بر سر مال و منصب دنیا نزاع و دعوا ندارم.

 

۲. شرابِ خانگیم بس مِیِ مُغانِه بیار - حریفِ باده رسید ای رفیقِ توبه وِداع
معنی: از شراب خانگی زده شده‌ام از آن می کهنه که مُغ می‌اندازد بیاور. هم‌پیاله‌ی من آمد. ای هم قطار راه توبه خداحافظ.

 

۳. خدای را به مِی‌ام شست و شویِ خِرقه کنید - که من نمی‌شِنَوَم بویِ خیر از این اوضاع
معنی: شما را به خدا، خرقه‌ی مرا با شراب شستشو دهید که من بوی خیری از این روزگار و اوضاع (زهد و تقوی) نمی‌شنوم.

 

۴. ببین که رقص‌کُنان می‌رود به ناله‌ی چنگ - کسی که رُخصه نفرمودی اِسْتِماعِ سَماع
معنی: ببین، کسی که گوش دادن به ساز را اجازه نمی‌فرمود، هم‌نوای چنگ در حال رقص و پایکوبی است.

 

۵. به عاشقان نظری کن به شُکرِ این نعمت - که من غلامِ مطیعم، تو پادشاهِ مُطاع
معنی: به شکر این نعمت که تو پادشاه فرمانروایی و من بنده‌ی فرمانبردارم، به عاشقان عنایت و توجه داشته باش.

 

۶. به فیضِ جرعه‌ی جامِ تو تشنه‌ایم، ولی - نمی‌کنیم دلیری نمی‌دهیم صُداع
معنی: ما (چون خاک) تشنه و چشم به راه تراوش جرعه‌ای از جام توایم که پررویی نکرده و برای تو دردسر نمی‌آفرینیم.

 

۷. جبین و چهره‌ی حافظ خدا جدا مَکُناد - ز خاکِ بارگه کبریایِ شاه شجاع
معنی: خداوند پیشانی و چهره‌ی حافظ را از خاک درگاه با عظمت شاه شجاع دور مکناد!

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۹۲ دیوان حافظ:
کاری از دست کسی برنمی‌آید. فقط به خدا توکل کن. کاری کرده‌ای که نتیجه‌ای منفی دارد. فقط خداست که می‌تواند تو را از ورطه‌ی خطر نجات بخشد. دست به دعا بردار و مطیع درگاه حق باش. به مرحمت خدا همه چیز روبه‌راه می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
حشمت: شکوه و بزرگی، قدر و منزلت، آبرو و شرم.
جاه و جلال: فر و شکوه، منصب و عظمت.
شاه شجاع: ابوالفوارس جلال الدین بن محمد مبارزالدین دومین پادشاه آل مظفر.
نزاع: جنگ و خصومت، ستیزه.
شراب خانگیم بس: دیگر شراب خانگی برای من بس است.
می مُغانه: شراب در خُم مانده و کهنه‌ی مُغان و پیران نگهبان آتشکده.
حریف: هم‌پیاله، رفیق باده‌نوشی.
وِداع: خداحافظ، بدرود.
خدای را: برای خاطر خدا، شما را به خدا سوگند.
به میم شستشوی خرقه کنید: با می خرقه‌ی مرا شستشو کنید.
اوضاع: روزگار و زمانه، وضع زُهد و تقوی.
رُخصه: رخصت، اذن و اجازه، اجازه شرعی.
استماع: شنیدن، گوش دادن.
سَماع: آواز.
مطیع: فرمانبردار.
مُطاع: فرمانبردار، اطاعت شده، کسی که مردم اطاعت او کنند.
فیض: بخشش بهره، آبی که از دو طرف نهر به زمین‌های اطراف سرازیر شود.
جرعه: آن مقدار از مایعات که به یک‌بار نوشیده شود، یک‌دَهان.
دلیری: پررویی، گستاخی، تهور.
صُداع: دردسر، مزاحمت.
جبین: پیشانی.
بارگه کبریا: بارگاه با عظمت.
کبریا: بلندی مرتبت، بزرگی (مخفف کبریاء).

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری