غزل شماره‌ی ۲۹۳ دیوان حافظ: بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع

غزل شماره‌ی ۲۹۳ دیوان حافظ: بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۹۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۹۳ - بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع

 

۱. بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع - شمعِ خاور فِکَنَد بر همه اطراف شُعاع
معنی: به هنگام صبح که از نهان‌خانه‌ی کاخ آفرینش، خورشید پرتو خود را به هر سو می‌پراکند...

 

۲. بَرکَشَد آینه از جِیبِ افق چرخ و در آن - بنماید رخِ گیتی به هزاران انواع
معنی: چرخ، از گریبان افق آینه را بیرون کشیده و چهره‌ی دنیا را به هزاران جور نشان می‌دهد...

 

۳. در زوایایِ طَرَبخانه‌ی جمشیدِ فلک - اَرغَنون ساز کُنَد زهره به آهنگِ سَماع
معنی: در گوشه‌ی عشرتکده‌ی خورشید، ستاره‌ی سحری زُهره به آهنگ رقص، ارغنون می‌نوازد...

 

۴. چنگ در غُلغُله آید که کجا شد منکر؟ - جام در قَهقَهه آید که کجا شد مَنّاع؟
معنی: سازِ چنگ، به جوش و خروش درمی‌آید که مخالف نغمه‌ی موسیقی کجاست؟ و جام شراب با خنده می‌پرسد که آن کسی که باده‌نوشی را منع می‌کند کیست؟

 

۵. وضعِ دوران بنگر ساغرِ عِشرت بَر گیر - که به هر حالتی این است بِهینِ اوضاع
معنی: اوضاع زمانه را ببین و جام شادی را از دست فرو مگذار که زمانه هر جور که باشد، بهترین وضع آن این است که غم نخوری و به شادی گرایی.

 

۶. طُرِّه‌ی شاهدِ دنیی همه بند است و فریب - عارفان بر سرِ این رشته نجویند نِزاع
معنی: زلف محبوب زیباروی دنیا سراسر دام و مکر و فریب است و عارفان به‌خاطر آن به جنگ و جدال و ستیزه نمی‌پردازند.

 

۷. عمرِ خسرو طلب ار نفعِ جهان می‌خواهی - که وجودیست عطابخشِ کریمِ نَفّاع
معنی: اگر خواستار سود و بهره‌برداری از این دنیایی، طول عمر پادشاه را از خدا بخواه که شخصیت بخشنده و بزرگوار او فایده رسان است...

 

۸. مَظهَرِ لطفِ ازل، روشنی چشمِ اَمَل - جامعِ علم و عمل جانِ جهان، شاه شجاع
معنی: آن کسی که جلوگاه لطف خداوندی و نوربخش دیده‌ی آرزوهاست و علم و عمل را دارا و به منزله‌ی جان در پیکر این جهان است، یعنی شاه شجاع.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۹۳ دیوان حافظ:
اوضاع به این صورتی که هست نمی‌ماند. فردای روشنی هم در پیش است. مراقب دنیای پر از نیرنگ و فریب اطرافت باش و از کنار آن‌ها بگذر. هر چه می‌خواهی از خدا بخواه، چرا که فقط اوست که مظهر لطف است و حیله ندارد و می‌تواند تو را به مقصد برساند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
اِبداع: آفرینش.
کاخ ابداع: کاخ آفرینش، کنایه از سپهر، آسمان.
شمع خاور: کنایه از خورشید.
شعاع: پرتو.
بَرکشد: بالا کشد، درآوَرَد.
جِیب: گریبان، یقه‌ی پیراهن.
چرخ: آسمان، در هیئت قدیم آسمان را متحرک و گردندهِ به دورِ زمین می‌دانستند.
زوایا: گوشه‌ها.
طربخانه: خانه‌ی عیش و جایگاه طرب.
طربخانه‌ی جمشید فلک: جایگاه عیش خورشید آسمان؛ کنایه از آسمان که ستاره‌ی زهره در آن به ساز زدن و رقص مشغول و در حکم خانه‌ی عیش و طرب جمشید است که پادشاهی اهل عیش و طرب بود.
ارغنون: نوعی ساز زهی.
ساز کند: می‌نوازد.
زُهره: ستاره‌ی ناهید، ستاره‌ی سحری.
چنگ: نوعی ساز.
در غلغله آید: به فریاد و خروش درآید.
مُنکِر: انکار کننده.
در قهقهه آید: به خنده آید، خنده کند.
مَنّاع: منع کننده، بازدارنده.
بهین: بهترین.
طره: کاکل، زلف.
شاهد: محبوب خوبروی.
بَند است: قید و بند است.
خسرو: پادشاه، کنایه از شاه شجاع.
کریمی نفاع: بزرگواری سود و خیر رسان.
مَظهر: جلوه گاه.
لطف ازل: لطف خداوندی، لطف ازلی.
اَمَل: آرزو.
جامع: دربرگیرنده، جمع آورنده.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری