غزل شماره‌ی ۳۰۰ دیوان حافظ: هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

غزل شماره‌ی ۳۰۰ دیوان حافظ: هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۳۰۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۳۰۰ - هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

 

۱. هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک - گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
معنی: به شرط آن‌که تو با من دوست باشی، هرگاه هزار دشمن آهنگ کشتن من کنند از آنان بیم و پروا ندارم.

 

۲. مرا امیدِ وصالِ تو زنده می‌دارد - و گر نه هر دَمم از هجرِ توست بیمِ هلاک
معنی: آرزوی دستیابی به تو مرا زنده نگاه می‌دارد، و گرنه دوری‌ات هر لحظه مرا به مرگ تهدید می‌کند.

 

۳. نفَس‌نفَس اگر از باد نَشنوم بویش - زمان‌زمان چو گل از غم کُنم گریبان چاک
معنی: اگر بوی تو را دَم به دم از نسیم نشنوم، لحظه به لحظه مانند گل، گریبان خود را از غم چاک می‌دهم.

 

۴. رَوَد به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات - بُوَد صبور، دل اندر فراقِ تو؟ حاشاک
معنی: آیا چشمان من بر اثر فکر و خیال تو به خواب می‌رود؟ هرگز! و آیا دل من در دوری تو شکیبایی پیش می‌گیرد؟ ابدا!

 

۵. اگر تو زخم زَنی، بِهْ که دیگری مَرهم - و گر تو زهر دهی، بِهْ که دیگری تریاک
معنی: (در نزد من) زخم و ضربه‌ای که تو به من می‌زنی بهتر از مرهمی است که دیگری بر آن زخم می‌نهد و زهری که تو به من می‌خورانی با ارزش‌تر از پادزهر دیگران است.

 

۶. بِضَربِ سَیْفِکَ قَتْلی حَیاتُنا اَبدا - لِأنَّ روحیَ قَدْ طابَ اَن یَکونَ فِداک
معنی: کشته شدن من با ضربه‌های شمشیرت برای من زندگانی جاویدان است، به این دلیل که روح و روان من پاک و منزه می‌شود اگر فدای تو گردم.

 

۷. عنان مَپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم - سپر کُنم سر و دستت ندارم از فِتراک
معنی: روی و راهت را از من مگردان که اگر مرا با شمشیر هم بزنی سر خود را سپر تیغ تو کرده و دست از بند فتراک زین تو برنمی‌دارم.

 

۸. تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند؟ - به قدرِ دانشِ خود هر کسی کند ادراک
معنی: هر دیده‌ای، تو را آن‌طور که واقعا هستی، نمی‌تواند ببیند و بشناسد. دریافت و فهم هر کسی از تو به اندازه و میزان بصیرت اوست.

 

۹. به چشمِ خَلق، عزیزِ جهان شود حافظ - که بر درِ تو نَهد رویِ مَسکَنَت بر خاک
معنی: آن زمان حافظ در چشم مردمان عزیز و گرامی می‌شود که روی نیاز و فروتنی بر خاک درگاه تو بر زمین نهد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۳۰۰ دیوان حافظ:
از دوست شفیق خود به‌خاطر هم‌پا بودن با شما تشکر کنید. این امید است که شما را زنده نگه داشته، ولی گاهی طاقت از کف داده و خواب و خوراک‌تان را می‌گیرد. زخم زبان به کسی نزن تا خودت همیشه از زخم زبان در امان باشی. دانش خود را برای رسیدن به مقصود استفاده کن تا به‌منظوری که می‌خواهی برسی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
اَر: اگر.
قصد: آهنگ، نیت.
امید وصال: آرزوی رسیدن به وصال.
نَفَس نَفَس: لحظه به لحظه، آن به آن (قید زمان).
زمان زمان: دم به دم (قید زمان).
هیهات: (شبه‌جمله) چه دور است، بعید است، برای بیان تاسف و تحسر و استبعاد به‌کار می‌رود.
حاشاک: (شبه‌جمله)، هرگز، ابدا، مبادا، از تو دور باد.
تریاک: پادزهر، شیره‌ی میوه خشخاش که ابتدا به‌رنگ سفید و بلافاصله در برابر نور قهوه‌ای روشن شده و به‌علت داشتن مواد مخدر سبب تسکین درد ناشی از زهر حشرات گزنده در مالش موضعی گزیدگی می‌شود.
عنان: افسار.
عنان مپیچ: افسار به‌سوی دیگران مگردان، رو مگردان.
فِتراک: تسمه و دوالی که در عقب زین به آن متصل و بدان لوازم مانند تیردان و یا لاشه‌ی شکار می‌آویزند.
چنان که تویی: آن‌طور که واقعا هستی، آن‌گونه که هستی.
نظر: نگاه، دیدار، چشم.
بینش: بصیرت.
ادراک: فهم، دریافت مطلب.
مسکنت: فقر و احتیاج، نیاز.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری