
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۰۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳۰۴ - دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
۱. دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل - یَحیَی بنِ مُظَفَّر مَلِکِ عالمِ عادل
معنی: یحیی پسر مظفر، پادشاه دانا و دادگستر، صاحب جهان، یاور دین، پادشاه کامل...
۲. ای درگهِ اسلام پناهِ تو گشاده - بر رویِ زمین روزنهی جان و دَرِ دل
معنی: ای آنکه درگاه تو پشت و پناه اسلام و بهمانند پنجرهای، بر روی دل و جان آدمی گشوده است!
۳. تعظیمِ تو بر جان و خِرَد واجب و لازم - اِنعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
معنی: بر جان و خرد واجب و لازم است که در بزرگداشت تو بکوشند، (زیرا) احسان فراگیرندهی تو همهی جهان و جهانیان را در برمیگیرد.
۴. روزِ ازل از کِلکِ تو یک قطره سیاهی - بر رویِ مَه افتاد که شد حلِّ مسائل
معنی: در روز ازل از نوک خامهی تو یک قطره مرکب سیاه بر چهرهی چون ماه تو تراوش کرد که علامت راهگشای دشواریهای شناسایی عشق تو شد...
۵. خورشید چو آن خالِ سیَه دید، به دل گفت - ای کاج که من بودَمی آن هندویِ مقبل
معنی: (و) چون خورشید آن خال سیاه را دید به خود گفت ای کاش من بهجای آن سیاه خوشبخت بودم.
۶. شاها فلک از بزمِ تو در رقص و سَماع است - دستِ طَرَب از دامنِ این زمزمه مَگسِل
معنی: پادشاها! سپهر گردنده، از شادی مجلس عیش و نوش تو به پایکوبی و سرودخوانی افتاده است. به این زمزمهی شادی ادامه بده و رشتهی شادی آسمان را از هم مگسل.
۷. مِی نوش و جهان بخش که از زلفِ کمندت - شد گردنِ بدخواه گرفتار سَلاسِل
معنی: به شادی آن اینکه به برکت زلف چون کمند تو گردن بدخواه دچار زنجیر و در بند (سلاسل) شده است، شراب بنوش و به بخشندگیهای بزرگ دست بزن.
۸. دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است - خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل
معنی: خوشحال باش که گردش این سپهر، برگردِ محور راست و روشن عدالت برقرار شده و ظالم راه بهجایی نمیبَرَد.
۹. حافظ قلمِ شاه جهان مُقسِمِ رزق است - از بهرِ معیشت مَکُن اندیشهی باطل
معنی: حافظ، قلم شاه جهان تقسیم کنندهی سهم رزق و روزی است، برای مخارج زندگی خود بیهوده در تشویش مباش.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳۰۴ دیوان حافظ:
ناراحت رقیبان و حسودان نباش، همگی را شکست خواهی داد. اما بهشرط اینکه در کسب روزی راه حلال را پیش بگیری و از عقل و درایت خود نهایت استفاده را بکنی. نتیجهی کارهای خوبی را که انجام دادهای خیلی زود میبینی و مشکل تو هم حل میشود.
معنی برخی واژگان غزل:
دارا: دارنده.
دارای جهان: دارندهی جهان، صاحب جهان، پادشاه جهان.
نصرت دین: نصرة الدین، لقب شاه یحیی، یاری دهنده.
خسرو کامل: پادشاه کامل.
یحیی بن مظفر: شاه یحیی فرزند مظفربن امیر مبارزالدین محمد، پسر برادر شاه شجاع و داماد او که توسط امیر تیمور در سال ۷۸۹ هجری قمری به حکومت شیراز منصوب شد.
ملک عالم عادل: پادشاه دانا و دادگر.
درگه: درگاه.
درگه اسلام پناه: درگاهی که در پناه اسلام محفوظ است، درگاهی که اسلام در پناه آن بوده و حامی دین خداست.
روزنهی جان: دریچهی حیات، چشمهی حیات و جان.
دَرِ دل: صفای دل (در دل را بر روی شادی گشاده).
تعظیم: بزرگداشت.
انعام: نعمتبخشی، احسان.
کون و مکان: جهانیان و جهان.
فایض: فیض رساننده، روان و جاری.
شامل: فراگیرنده.
کِلک: قلم.
هندو: سیاه، غلام.
هندوی مَقبل: سیاه خوشبخت.
فَلَک: سپهر گردون.
بزم: مجلس عیش و نوش.
رقص و سماع: پایکوبی و سرودخوانی.
طرب: شادی.
زمزمه: آواز و نغمه نرم و ملایم.
مگسل: رها مکن.
جهان بخش: به بخششهای بزرگ دست بزن، یک جهان بذل و بخشش کن.
سلاسل: جمع سلسله، زنجیرها، نام قلعهای که در سر کوهی در شمال شهر شوشتر واقع و شاه منصور، شاه زین العابدین را مدتی در آنجا به بند کشیده بود.
دور فلکی: گردش فلک، گردش چرخ گردون.
مَنهَج: راه روشن و گشاده.
منهج عدل: راه روشن و صاف داد، راه راست عدالت.
مَقسِم: تقسیم کننده.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





