غزل شماره‌ی ۳۰۸ دیوان حافظ: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

غزل شماره‌ی ۳۰۸ دیوان حافظ: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۳۰۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۳۰۸ - ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

 

۱. ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل - سَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیل
معنی: ای آن‌که رویت مانند بهشت و لب لعل‌مانندت مثل چشمه‌ی سلسبیل است. چشمه‌ی سلسبیل بهشت، جان و دل خود را در راه تو به رایگان هدیه کرده است.

 

۲. سبزپوشانِ خَطَت بر گِردِ لب - همچو مورانند گِردِ سَلسَبیل
معنی: موهای نورسته‌ی سبزفام گِرد لب تو به‌مانند فرشتگان سبزپوش اطراف چشمه‌ی سلسبیل بهشت‌اند.

 

۳. ناوَکِ چشمِ تو در هر گوشه‌ای - همچو من افتاده دارد صد قَتیل
معنی: تیر مژگان چشم تو، به‌مانند من در هر گوشه‌ای صد کُشته، افتاده دارد.

 

۴. یا رب این آتش که در جانِ من است - سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
معنی: پروردگارا، همان‌طور که بر ابراهیم خلیل آتش را سرد کردی، این آتش را که در جان من افتاده است سرد کن.

 

۵. من نمی‌یابم مجال ای دوستان - گرچه دارد او جمالی بس جمیل
معنی: ای دوستان، هرچند او چهره‌ای بسیار زیبا دارد، من فرصت مناسب نمی‌یابم (که با آن نظربازی و عشق‌بازی کنم).

 

۶. پای ما لَنگ است و منزل بس دراز - دست ما کوتاه و خرما بر نَخیل
معنی: راه رسیدن به سرمنزل مقصود بسیار طولانی و پای راهوار ما لنگ است. دست ما کوتاه و خرما بر بالای نخل بلند قرار دارد.

 

۷. حافظ از سرپنجه‌ی عشقِ نگار - همچو مور افتاده شد در پایِ پیل
معنی: حافظ، در اثر زور سرپنجه‌ی عشق معشوق، به‌مانند موری در زیر پای پیل افتاده و ناتوان شد.

 

۸. شاهِ عالم را بقا و عِزّ و ناز - باد و هر چیزی که باشد زین قَبیل
معنی: برای پادشاه جهان، بقای عمر و عزت و افتخار و هر چه از این‌گونه نعمت‌ها موجود است برقرار باد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۳۰۸ دیوان حافظ:
انتظار معجزه دارید و این معجزه وقتی محقق می‌شود که تمام هم و غم خود را به‌کار ببندید. وقت تنگ است. کمی عجله کنید. فعلا دستتان کوتاه است. اما انشاالله به مقصود دست پیدا خواهید کرد. گاهی دست سرنوشت طوری رقم می‌خورد که بدون هیچ‌گونه تلاشی مقصود و نظر خود به دنبال‌تان می‌آید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
خُلد: جاوید، کنایه از بهشت.
لعل: کنایه از لب.
سلسبیل: نام چشمه‌ی آبی در بهشت.
سبیل: راه، طریق.
سبیل کردن: رایگان کردن، در راه مردم به رایگان توزیع کردن.
سبزپوشان: کنایه از فرشتگان اهل بهشت است.
سبزپوشان خطت: موهای نورسته‌ی خط گرد لبت که به‌مانند سبزپوشانند.
ناوک: تیرهای کوچک.
ناوک چشم: کنایه از مژگان چشم.
قتیل: کشته، مقتول.
مَجال: فرصت، امکان.
جمیل: زیبا، نیکوروی.
نخیل: درخت خرما.
سرپنجه: زور، قدرت.
افتاده شد: عاجز شد. ناتوان شد. افتاده و از پای درآمد.
باد: بادا، پیوسته چنین باشد.
زین قبیل: از این گونه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری