
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۱۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳۱۱ - عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
۱. عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام - وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
معنی: عاشق روی نوجوانی خوشرفتار و نورسیدهام، و (خود) از خداوند شور و شوق و شادی حاصله از غم این عشق را درخواست کردهام.
۲. عاشق و رِند و نظربازم و میگویم فاش - تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
معنی: آشکارا میگویم که من عاشق و وارسته و جمالپرستم، تا بدانی که وجود من به چه هنرهایی آراسته است.
۳. شَرمَم از خرقهی آلودهی خود میآید - که بر او وصله به صد شُعبده پیراستهام
معنی: از خرقهی خود که به گناه آلوده و بر آن صد نیرنگ وصله زدهام شرمسارم.
۴. خوش بسوز از غَمَش ای شمع که اینک من نیز - هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
معنی: ای شمع از غم او بسوز و بگداز که هماکنون من هم به همین منظور آماده و بر پای خاستهام.
۵. با چُنین حیرتم از دست بِشُد صرفهی کار - در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
معنی: با این همهی کارکُشتگی، عنان اختیار از دست من به در رفت و هر قدر که دل و جان را فرسوده و از دست دادهام به اندوهم اضافه شده است.
۶. همچو حافظ به خرابات رَوَم جامه قبا - بو که در بَر کَشَد آن دلبرِ نوخاستهام
معنی: مانند حافظ با پیراهنی که از گریبان چاک دادهام بهسوی خرابات میروم، شاید که آن محبوب نوجوان مرا دربرکشد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳۱۱ دیوان حافظ:
برای رسیدن به دولت و مقام و ثروت کاری که انجام دادهاید دعا کردن است. ولی خداوند میگوید از تو حرکت از من برکت. هنرهای بسیای دارید که فقط آنها را برای خودتان حفظ کردهاید. پس همت کنید تا وقت تلف شده را جبران کنید. غم دلتان از بین میرود.
معنی برخی واژگان غزل:
خوش: خوشرفتار، دلپذیر.
نوخاسته: نوجوان، نورسیده، تازه پا به میدان اجتماع نهاده.
رند: لاقید، لاابالی، آنکه ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سالم باشد.
نظرباز: کسی که به روی زیبا نظر کند و لذت ببرد. کسی که به نگریستن به چهرهی زیبارویان عادت دارد.
پیراستهام: پیرایه کردهام.
خوش بسوز: با حالت خوش و نشاط بسوز.
جامه قبا: با جامهای که از جلو چاک خورده و باز باشد.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





