
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۴۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۴۹ - دلم جز مهر مهرویان، طریقی بر نمیگیرد
۱. دلم جز مِهرِ مَهرویان، طریقی بر نمیگیرد - ز هر در میدهم پندش، ولیکن در نمیگیرد
معنی: دلم غیر از دوستی زیبارویان راهی را در پیش نمیگیرد. همه گونه اندرز به او میدهم اما در او اثری ندارد.
۲. خدا را ای نصیحتگو، حدیثِ ساغر و مِی گو - که نقشی در خیالِ ما، از این خوشتر نمیگیرد
معنی: ای اندرزگو برای خاطر خدا از خط سبز عارض ساقی سخنی بگو زیرا بر صفحهی خیال ما نقش بهتر از این جایگزین نمیشود.
۳. بیا ای ساقی گُلرُخ، بیاور بادهی رنگین - که فکری در درونِ ما، از این بهتر نمیگیرد
معنی: ای ساقی لطیفچهره و زیبا، بادهای سرخ بیاور که چیزی بهتر از این نمیشناسیم.
۴. صُراحی میکشم پنهان و مردم دفتر انگارند - عجب! گر آتشِ این زَرْق در دفتر نمیگیرد
معنی: تُنگ شراب را پوشیده و پنهان حمل میکنم و مردم گمان میبرند که جُنگ و دفتر با خود دارم. جای شفتگی است که آتش این ریاکاری دفتر ما را نمیسوزاند.
۵. من این دَلقِ مُرَقَّع را، بخواهم سوختن روزی - که پیرِ مِی فروشانش، به جامی بر نمیگیرد
معنی: عاقبت روزی من این خرقهی وصلهدار رنگارنگ را به آتش میکشم، چرا که پیر می فروشان با جامی شراب معاوضه نمیکند.
۶. از آن رو هست یاران را، صفاها با مِی لَعلَش - که غیر از راستی نقشی، در آن جوهر نمیگیرد
معنی: بدان سبب یاران را با شراب لعل پیر می فروشان یکرنگی برقرار است که در این جوهر سیال، از مستان جز نقش راستی، چیزی اثر نمیگذارد (مستی و راستی).
۷. سر و چَشمی چُنین دلکَش، تو گویی چشم از او بردوز؟ - برو کاین وعظ بیمعنی، مرا در سر نمیگیرد
معنی: رُخی چنین زیبا و چشمی این چنین خوش و دلکش، آنوقت تو به من میگویی به او نگاه مکن!؟ مرا بهحال خود بگذار که پند بیمعنی تو بر من بیاثر است.
۸. نصیحتگویِ رندان را، که با حکمِ قضا جنگ است - دلش بس تنگ میبینم، مگر ساغر نمیگیرد
معنی: آنکه با حکم سرنوشت در جنگ است و رندان را نصیحت و امر به معروف میکند افسرده حال میبینم، مگر او شراب نمینوشد.
۹. میانِ گریه میخندم، که چون شمع اندر این مجلس - زبانِ آتشینم هست، لیکن در نمیگیرد
معنی: میان گریه میخندم زیرا همانند شمع زبانی آتشین دارم اما سخنانم در اهل این مجلس تاثیر ندارد.
۱۰. چه خوش صیدِ دلم کردی، بنازم چَشمِ مستت را - که کَس مُرغانِ وحشی را، از این خوشتر نمیگیرد
معنی: چه خوب دلم را شکارکردی، آفرین بر چشم مستت. چرا که کسی مرغان وحشی را بهتر از این شکار نمیکند.
۱۱. سخن در احتیاجِ ما و اِسْتِغنایِ معشوق است - چه سود افسونگری ای دل؟ که در دلبر نمیگیرد
معنی: ماحصل کلام جان و سخن در این است که ما نیاز مندیم و معشوق بینیاز است، ای دل چه فایده که افسونگری در معشوق اثری ندارد.
۱۲. من آن آیینه را روزی، به دست آرَم سِکَنْدَروار - اگر میگیرد این آتش زمانی، ور نمیگیرد
معنی: بالاخره من این آیینه صیقلی شده دل را مانند اسکندر و روزی بهدست خواهم آورد خواه آتش این آیینه موثر باشد یا نباشد.
۱۳. خدا را رحمی ای مُنْعِم، که درویشِ سرِ کویت - دری دیگر نمیداند، رهی دیگر نمیگیرد
معنی: ای توانگر بخشاینده برای خاطر خدا رحمی کن که این دوریش سر کوی تو نه توانگر دیگری را میشناسد و نه به راهی دیگر میرود.
۱۴. بدین شعرِ ترِ شیرین، ز شاهنشَه عجب دارم - که سر تا پایِ حافظ را، چرا در زر نمیگیرد
معنی: با این شعر تازه و آبدار، از شاهنشاه تعجب میکنم که چرا هموزن حافظ طلا به من نمیبخشد (سر تا پای حافظ را در طلا غرق نمیکند.)
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۴۹ دیوان حافظ:
چرا کاری را که فقط خودت دوست داری انجام میدهی و بهنظر دیگران احترام نمیگذاری. با این کار عاقبت خوشی نخواهی داشت. راه راست را پیش بگیر. ریا و تزویر نکن. با حکم خداوند نجنگ تا راههای موفقیت در مقابل دیدگانت روشن شود.
معنی برخی واژگان غزل:
مهر: محبت.
مهرویان: ماهرویان، زیبارویان.
طریق: راه.
بر گرفتن: دربرگرفتن، قبول کردن.
در گرفتن: اثر کردن، تاثیر گذاشتن.
خدا را: برای خاطر خدا، تو را به خدا قسم.
حدیث: خبر تازه، سخن نو، مقابل قدیم.
خط ساقی: موهای تازه رسته بر عارض ساقی.
از این خوشتر نمیگیرد: از این بهتر نمیپذیرد.
نقش: اثر تصویر.
صراحی کشم: صراحی را با خود حمل میکنم.
زَرق: نیرنگ، حیله، ریا، تزویر، دورنگی.
دلقِ مرقع: خرقهی پشمین وصلهدار، خرقهی چندین تکه به هم دوخته شده با رنگهای مختلف.
صفا: صمیمیت، خلوص، یکرنگی.
جوهر: گوهر، و در اینجا مقصود جوهر سیال یعنی شراب است.
می لعل: شراب سرخفام.
قضا: تقدیر، سرنوشت.
دلش بس تنگ میبینم: او را بس دلتنگ میبینم.
ساغر نمیگیرد: شراب نمینوشد.
میان گریه میخندم: در حالی که اشک میبارم میخندم.
زبان آتشین: بیان گرم، زبان گیرا و سخن مهیج و پرشور.
نازیدن: آفرین و تحسین.
مرغان وحشی: در اینجا کنایه از دل رام نشدنی است.
استغنا: بینیازی.
احتیاج: نیازمندی.
افسونگری: ساحری، جادوگری.
منعم: توانگر، غنی.
شعر تر: شعر آبدار، شعر تازه.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





