غزل شماره‌ی ۱۵۰ دیوان حافظ: ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

غزل شماره‌ی ۱۵۰ دیوان حافظ: ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۵۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۵۰ - ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

 

۱. ساقی ار باده از این دست به جام اندازد - عارفان را همه در شُربِ مُدام اندازد
معنی: اگر ساقی با چنین روشی و (با این دستان زیبا) شراب در جام بریزد همه‌ی عارفان را به آن معتاد خواهد کرد.

 

۲. ور چُنین زیرِ خَم زلف نهد دانه‌ی خال - ای بسا مرغِ خِرَد را که به دام اندازد
معنی: و اگر بدین‌سان دانه‌ی خال را زیر چین و شکن زلف پنهان سازد چه بسیار مرغ خرد را که اسیر دام خود کند.

 

۳. ای خوشا دولتِ آن مست که در پایِ حریف - سر و دستار نداند که کدام اندازد
معنی: خوشا به‌حال کسی که از کثرت مستی نداند که سر را به‌پای حریف و هم‌پیاله بیندازد یا دستار سر را.

 

۴. زاهدِ خام که انکارِ مِی و جام کند - پخته گردد چو نظر بر میِ خام اندازد
معنی: خشکه مقدس بی‌تجربه که شراب را منع می‌کند، خامی است که اگر به شراب خام نگاه کند پخته و آزموده خواهد شد.

 

۵. روز در کسبِ هنر کوش که مِی خوردنِ روز - دلِ چون آینه، در زنگِ ظَلام اندازد
معنی: به هنگام روز در کسب فضیلت کوشا باش که شراب‌خواری در روز، دل را که چون آیینه روشن است در تاریکی فرو می‌برد.

 

۶. آن زمان وقتِ میِ صبح فروغ است که شب - گِردِ خَرگاهِ افق پرده‌ی شام اندازد
معنی: زمانی برای نوشیدن شراب همانند فروغ بامدادی مناسب است که شب، پرده‌ی تاریک شبانگاهی را به گرداگرد افق بکشد.

 

۷. باده با محتسبِ شهر ننوشی زنهار - بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد
معنی: بر حذر باش و هم‌پیاله با محتسب شهر مشو چرا که شرابت را می‌خورد و جامت را می‌شکند.

 

۸. حافظا سر ز کُلَه گوشه‌ی خورشید برآر - بختت ار قرعه بدان ماهِ تمام اندازد
معنی: حافظ اگر قرعه‌ی بخت تو به آن ماه شب چهارده تمام عیار اصابت کند چنان سر برافراز که سرت به گوشه‌ی کلاه خورشید برسد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۵۰ دیوان حافظ:
نوبتی هم باشد نوبت توست که موفقیت شامل حالت شود و از این پیروزی اطرافیانت نیز بی‌بهره نمانند. مواظب دور و بر خودت باش. عده‌ای می‌خواهند که چوب لای چرخ تو بگذارند. تو کوشش خودت را بکن، خداوند حیله‌ی آن‌ها را خنثی می‌کند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
از اين دست: با چنین روش، با این کیفیت، از این نوع، با دست زیبا.
شرب: نوشیدن.
شرب مدام: شرب شراب، شرب دایم، نوشیدن شراب دایم، دائم الخمر بودن.
مدام: شراب انگوری، پیوسته و دائم.
ای خوشا: چه خوش است، چه خوشبخت.
دستار: عمامه، مندیل، شالی که به دور سر می‌پیچند.
زاهد خام: زاهد بی‌تجربه، زاهد ناآزموده.
زاهد: کسی که دنیا را برای تحصیل آخرت ترک کند.
پخته گردد: آزموده شود، با تجربه شود.
می خام: شرابی که به وسیله‌ی تخمیر در خم پس از چهل روز با استحاله‌ی قند انگور به الکل درست می‌شود.
زنگ ظلم: کدورت تاریکی.
می صبح فروغ: می مانند فروغ صبحگاهی، می روشن مانند روشنایی صبح.
خرگاه افق: سراپرده‌ی افق.
پرده‌ی شام: پرده‌ی تاریک شب.
محتسب: مامور منکرات.
کُله گوشه: گوشه‌ی کلاه.
کُله گوشه‌ی خورشید: تارک خورشید، بالاترین نقطه‌ی خورشید.
ماه تمام: ماه شب چهارده، کنایه از معشوق زیباروی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری