غزل شماره‌ی ۱۵۵ دیوان حافظ: اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد

غزل شماره‌ی ۱۵۵ دیوان حافظ: اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۵۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۵۵ - اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد

 

۱. اگر روم ز پِی‌اش فتنه‌ها برانگیزد - ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
معنی: اگر به دنبال او بروم آشوب بر پا می‌کند و اگر از او دست بردارم به کینه‌توزی می‌پردازد.

 

۲. و گر به رهگذری یک دَم از وفاداری - چو گَرد در پِی‌اش افتم چو باد بُگْریزد
معنی: و اگر در رهگذاری از راه و رسم وفاداری چون گردِ راه به‌دنبال او بیفتم، با سرعت باد فرار می‌کند.

 

۳. و گر کنم طلبِ نیم بوسه صد افسوس - ز حُقِّه‌ی دهنش چون شکر فرو ریزد
معنی: و گر از او نیم‌بوسه درخواست کنم صد گونه نیشخند از لب‌های چون شکرش نثارم می‌کند.

 

۴. من آن فریب که در نرگسِ تو می‌بینم - بس آبروی که با خاک ره برآمیزد
معنی: من آن فریبندگی که در چشم تو می‌بینم، می‌بینم که چه بسیار اشک و آبروی مردم بر خاک راه خواهد ریخت.

 

۵. فراز و شیب بیابان عشق، دامِ بلاست - کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
معنی: ناهمواری‌های بیابان عشق برای عاشق، بلاخیز و خطرناک است. کجاست آن عاشق دلداری که از این دام بلا نترسیده و راه را طی کند.

 

۶. تو عمر خواه و صبوری که چرخِ شعبده باز - هزار بازی از این طُرفه‌تر برانگیزد
معنی: طول عمر طلب کن و شکیبا باش تا بنگری که فلک نیرنگ‌باز هزار نقش شگفت‌آورتر از این پدید می‌آورد.

 

۷. بر آستانه‌ی تسلیم سر بِنِه حافظ - که گر ستیزه کنی، روزگار بستیزد
معنی: حافظ سر تسلیم بر درگاه قسمت و رویدادها فرود آور، چه هرگاه ناسازگاری کنی، روزگار نیز با تو از در ستیزه در می‌آید.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۵۵ دیوان حافظ:
همیشه همه‌ی کارها بر وفق مراد نیست. خیلی هم تلاش نکن و آن‌چه برایت مقدر شده به تو می‌رسد. بی‌خود خود را به زمین و زمان نزن. کمی تامل کن. صبر داشته باش. دلت را قوی کن تا بتوانی فراز و نشیب زندگی را طی کنی. هرچند که زندگی تو را به بازی گرفته است. تسلیم خداوند باش، نه دل خود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
پی: دنبال.
طلب: خواستن، جستن.
به کینه برخیزد: درصدد کینه‌توزی برآید، انتقام‌جویی کند.
افسوس: سرزنش، اظهار تاسف از ناکامی.
حُقه: ظرف کوچک محل نگهداری جواهرات گران‌بها، نیرنگ.
حُقه دهن: به‌خاطر وجود دندان‌های مرواریدمانند، دهان به حقه تشبیه شده است.
فریب: گول زدن، اغواگری.
نرگس: در این‌جا کنایه از چشم است.
فراز و نشیب: فراز و نشیب، بلندی و پستی.
عمر خواه: طول عمر طلب کن.
شعبده‌باز: تردست، چشم‌بندی، نیرنگ‌باز.
طرفه‌تر: شگفت‌آورتر.
ستیزه: لج‌بازی، گردن‌کشی، ناسازگاری.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری