
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳ - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
۱. اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را - به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
معنی: اگر آن محبوب ترک شیرازی، با من مهربان و یکدل شود، دو شهر سمرقند و بخارا را نثار خال مشکینش میکنم.
۲. بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت - کنارِ آبِ رُکناباد و گُلگَشتِ مُصَلّا را
معنی: ساقی! آن مِی باقیمانده را در پیاله ریخته به من بهپیما که حتی در بهشت هم جایی به طراوت و زیبایی منظرِ کنار چشمهی رکنآباد و چمنزار پر گل مصلی یافت نخواهد شد.
۳. فَغان! کاین لولیانِ شوخِ شیرینکارِ شهرآشوب - چُنان بُردند صبر از دل که تُرکان خوانِ یَغما را
معنی: ای داد و بیداد! که این کولی صفتانِ زنده دلِ شیرین حرکاتِ آشوبگر چنان صبر و قرار را از دل من ربودند که ترکان خوان نعمت را به یغما و تاراج میبردند.
۴. ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی است - به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را؟
معنی: زیبایی چهرهی یار بینیاز از بیان عشقِ ناقص و تعریف ماست. آخر روی زیبا را چه نیازی به سرخاب و سفیداب و وسمه و سُرمه است.
۵. مَن از آن حُسنِ روزاَفزون که یوسُف داشت دانستم - که عشق از پردهی عِصمت بُرون آرَد زُلِیخا را
معنی: به لحاظ زیبایی و حُسنِ روزافزون یوسف، برای من مسلم بود که نیروی عشق او پردهی پاکدامنی زلیخا را خواهد درید.
۶. اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم - جوابِ تلخ میزیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را
معنی: هر چه به من ناسزا و دشنام فرستی باز دعاگوی تواَم چرا که پاسخ تند و تلخ از لب میگون شکرین تو زیباست.
۷. نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند - جوانانِ سعادتمند پندِ پیرِ دانا را
معنی: عزیز من! از آنجا که جوانان عاقبت بهخیر به اندرز پیران دانا گوش فرا می دهند، این اندرز را بگوش گیر.
۸. حَدیث از مُطرب و مِی گو و رازِ دَهر کمتر جو - که کس نَگشود و نَگشاید به حکمت این مُعمّا را
معنی: از می و مطرب رویگردان مباش و در راه کشف رازِ کاینات عمرِ گرانمایه بههدر مده که تا به امروز نه کسی از اسرار آفرینش سر درآورده و نه خواهد آورد.
۹. غزل گفتی و دُر سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ - که بر نظمِ تو اَفشانَد فَلَک عِقد ثُریّا را
معنی: حافظ! غزلی زیبا و بیمانند و مبتکرانه سرودهای! حالی بیا و آن را با آواز خوش و دلنشین خود برخوان تا آسمان گِرِه از گردنبند ثریا گشوده و آن همه گوهر را نثار شعر زیبای تو کند.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳ دیوان حافظ:
به قولی که دادهای عمل کن. کار ناتمامت را تمام کن، ولی پایت را از گلیمت درازتر نکن، چون باعث رسواییات میشود. در حق کسی بدی نکن، چون نتیجهاش دامنت را میگیرد. نصیحت این پیر دانا را گوش کن تا سعادتمند شوی و گرهی کار تو باز شود. اقبال و ستارهی تو چون خوشهی پروین است.
معنی برخی واژگان غزل:
تُرکِ شیرازی: مقصود باطنی حافظ از ترکیب این دو کلمه شاه شجاع میباشد که از طرف مادر نسبش به ترکان قراختایی کرمان میرسید و همانند سایر افراد آل مظفر خالی سیاه در چهره داشت، لیکن منظور ظاهری شعر اشاره بههمان قوم ترکی دارد که در شهر شیراز میزیستهاند.
هندو: به معنای اهل هند، و چون متولدین بومی هند رنگ تیرهای دارند خال صورت به هندو تشبیه میشود.
سمرقند و بخارا: دو شهر مشهور خراسان بزرگ دیروز و ازبکستان امروز که ساکنین آن از نژاد ترکمان و به زیبایی چشم و خوش آب و رنگی مشهور و این دو شهر به فراوانی نعمت معروف است.
رُکناباد: چشمهی رکنآباد که از کوههای الله اکبر سرچشمه میگیرد و در سابق بسیار پر آب بوده و دهکدهی رکنآباد را سیراب میکرده و هنوز هم مختصر آبی دارد.
مصلی: دشت سرسبزی که از یکسو به دهکدهی رکنآباد و از ضلع دیگر به شهر متصل و محل تفرج و گشت و گذار مردم شیراز بوده و مدفن حافظ در آنجاست.
گُلگَشت: گشت و گذار در دشت و چمنزاری که پر از گل و ریاحین باشد.
لولیان: کولیان، زنان مطرب سیاهچشمی که نژادا ترک و در شیراز مستقر بودند. لولی بهمعنای زن کولی ظریف کار و لوند.
خوان: سفرهی گسترده پر از طعامهای رنگارنگ.
عقد: گره.
ثریا: ستارهی پروین که مجموعهای از ستارگان است و به گلوبند تشبیه میشود.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





