غزل شماره‌ی ۱۸ دیوان حافظ: ساقیا آمدن عید، مبارک بادت

غزل شماره‌ی ۱۸ دیوان حافظ: ساقیا آمدن عید، مبارک بادت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۸ - ساقیا آمدن عید، مبارک بادت

 

۱. ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت - وان مَواعید که کردی، مَرَواد از یادت
معنی: ای ساقی! فرا رسیدن عید به تو مبارک باد. به امید این‌که وعده‌هایی که داده بودی فراموشت نشده باشد.

 

۲. در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق - برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت
معنی: در شگفتم که آیا در این مدتِ دوری و فراق دلت راضی می‌شد که چنین از دوستان دل برگیری.

 

۳. برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآی - که دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت
معنی: (ای باد صبا) مراسم خدمتگزاری ما را به شراب ابلاغ کرده بگو که از طینت پاک و همت و اراده‌ی ما بود که تو از زندانِ خُم رهایی یافتی. حالیا آشکارا بیرون آی...

 

۴. شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست - جای غم باد، مَر آن دل که نخواهد شادت
معنی: ... (که) شادی اهل مجلس وابسته به قدوم توست (و) هر دلی که شادی تو را نخواهد قرین غم و اندوه باد.

 

۵. شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه نیافت - بوستانِ سمن و سرو و گل و شمشادت
معنی: سپاس خدای را که دست غارتگر خزان خللی در گلزار پر گل و سبزه‌ی تو پدید نیاورد.

 

۶. چشمِ بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد - طالعِ ناموَر و دولتِ مادرزادت
معنی: چشم بد از تو دور که در اثر بخت و اقبال بلند و امکانات جبلّیِ تو، از پراکندگی و جدایی رهایی یافتی.

 

۷. حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح - ور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت
معنی: حافظ مبادا امکانات این کشتی نوح را از دست بدهی وگرنه طوفانِ رویدادها تو را از بین خواهد برد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۸ دیوان حافظ:
به عهدی که بسته‌ای وفا کن تا روزگارت مثل عید همیشه خوش و بهاری باشد. غم از دلت بیرون می‌رود و جای آن را شادی می‌گیرد. همت داشته باش. طالع تو بسیار روشن است. شکر خدا را به‌جا بیاور، زیرا خزان به زندگی تو راه ندارد. و از این فرصتی که به‌دست آورده‌ای نهایت استفاده را ببر.

 

معنی برخی واژگان غزل:
مَرَواد: (الف حرف ندا) خدا کند که نرود.
دل می‌دادت؟: آیا دلت راضی می‌شد؟ دلت اجازه می‌داد؟
دختر رز: بنت العنب، کنایه از شراب است.
دَم: نَفَس (و دَم به عربی به‌معنای خون).
تاراج خزان: غارت خزان، کنایه از برگ‌ریزان خزان.
رخنه نیافت: شکاف بر نداشت، ویران نشد.
طالع نامور: سرنوشت نیک.
دولت: امکانات، ثروت و مکنت، نیک بختی.
دولت مادرزاد: قدرت و امکانات سرشتی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری