
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۹ - ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
۱. ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ - منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
معنی: ای نسیم سحری، آسایشگاه یار و منزل آن ماهروی جفاکار کجاست؟
۲. شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش - آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟
معنی: شب تاریک و راه بیابان ایمن در پیش روست، آتش طور و جایگاه دیدار آن کجاست؟
۳. هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد - در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
معنی: ناگزیر هر کس به این جهان آمد فناپذیر است. توقع مدارید که در خرابات هشیاری بر جای بماند.
۴. آنکس است اهلِ بشارت که اشارت داند - نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟
معنی: کسی فهیم و سزاوار خبر خوش است که با اندک نموداری معنای راز سرِ مگو را دریابد. در این باره گفتنی بسیار است اما گوش شنوا کو؟
۵. هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است - ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
معنی: ما که با تو هزارگونه پیوند وابستگی داریم، در چه حالیم و آن که ما را سرزنش میدهد در چه حال؟
۶. باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش - کاین دلِ غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
معنی: از پیچ و خم زلف دلدار سراغ این دل غمزده و گرفتار مرا بگیرید.
۷. عقل دیوانه شد آن سلسلهی مُشکین کو؟ - دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟
معنی: کارِ عقل به دیوانگی کشیده است. کجاست زنجیر زلف مشکین یار تا پایش در بند نهیم. دل از ما دوری جسته، گوشهی ابروی دلدار کجاست؟ شاید آن گوشه باشد.
۸. ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی - عیش بییار مُهیّا نشود یار کجاست؟
معنی: گل و مُل و مطرب همگی آماده است اما بدون یار عیشی خوش و سازگار میسر نیست. کجاست آن یار نازنین؟
۹. حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج - فکرِ معقول بفرما گُلِ بیخار کجاست؟
معنی: حافظ! در چمن روزگار، از دستبرد باد خزان گلهمند مباش. درست فکر کن. گل بیخار کجا دیده شده است؟
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۹ دیوان حافظ:
گم کردهی خود را پیدا میکنی. وعدهی دیدار نزدیک است. هوشیار باش. خبر خوبی به تو خواهند داد. با مشکلات بجنگ و از بخت خود گله نداشته باش، بعد از هر تاریکی روشنایی هست. سعی کن عقلت بر قلبت غلبه داشته باشد. با این حال فکر نکن همهی خوبیها در تو جمع شده و عاری از هرگونه بدی هستی.
معنی برخی واژگان غزل:
عیار: تردست، چالاک، مکار، زیرک، حیلهباز.
آتشِ طور: اشاره به نوری است که حضرت موسی در وادی ایمن بر سر کوه طور مشاهده کرد و چون نزدیک شد درختی نورانی را مشاهده کرد.
نقش: صورت، علامت.
بشارت: مژده، خبرخوش، نوید.
اشارت: دریافتن معنا و راز با اندک توضیح و تفهیم، نمودار.
شکن در شکن: پیچ در پیچ.
گوشه گرفت: کناره گرفت.
مُهنّا: گوارا، سازگار، خوش.
معقول: پسندِ عقل، قابل فهم و درک.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





