غزل شماره‌ی ۲۲ دیوان حافظ: چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست

غزل شماره‌ی ۲۲ دیوان حافظ: چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۲ - چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست

 

۱. چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست - سخن‌شناس نه‌ای، جان من! خطا این جاست
معنی: (ای متشرع) هرگاه سخنی از اهلِ دل (اهل طریقت) شنیدی بر آن خُرده مگیر و مگو که خطاست. خطا در این است که استعداد درک این سخنان در تو نیست.

 

۲. سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید - تبارک الله ازین فتنه‌ها که در سرِ ماست
معنی: به ضابطه‌های عالم دنیا و آخرت اعتنایی ندارم. احسنت بر این افکار آشوبگرانه‌ای که در سر من پا می‌گیرد!

 

۳. در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست! - که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
معنی: چه کسی در درونِ دل خسته و خاموش من پناه گرفته که در برابر سکوت من لب به داد و فریاد و اعتراض می‌گشاید.

 

۴. دلم ز پرده برون شد، کجایی ای مطرب؟ - بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست
معنی: ای مطرب کجایی! برای دل بی‌شکیب و بی‌پروایم نوایی جان‌سوز بنواز که کار دلم از این نغمه، به‌نوا می‌رسد.

 

۵. مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود - رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست
معنی: هرگز دنیادار و خواستار آن نبودم. این جمال دلارای تو بود که آن را در پیش چشمانم خوش و خوب جلوه داد.

 

۶. نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دلِ من - خمارِ صد شبه دارم شراب‌خانه کجاست؟
معنی: خیالی دست از دلم برنمی‌دارد، شب‌های زیادی است که بی‌باده و خسته به‌سر برده‌ام. راه میخانه از کدام طرف است؟

 

۷. چنین که صومعه آلوده شد ز خونِ دلم - گَرَم به باده بشویید، حق به دستِ شماست
معنی: خون دلم از ریاکاری صوفیان در خانقاه به‌جوش آمده و زمین صومعه را آلوده کرده است. کار خداپسندانه‌ای است اگر وجود مرا به باده شست‌وشو دهید.

 

۸. از آن به دیرِ مغانم عزیز می‌دارند - که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست
معنی: بدان سبب مُغانِ نگهبانِ آتش، وجود مرا گرامی می‌دارند که آتش جاویدِ عشق در سینه‌ی من همیشه فروزان است.

 

۹. چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب - که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست
معنی: این چه آهنگی بود که مطرب در پس پرده بزم حیات می‌نواخت، که پس از عمری هنوز از شوق آن دماغم سرمستِ آرزوهاست.

 

۱۰. ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند - فضایِ سینه‌ی حافظ هنوز پر ز صداست
معنی: هنوز فضای سینه‌ام پر از شور و غوغایی است که از آهنگِ عشق تو در درون سینه‌ام، در شب پیش برپا بود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۲ دیوان حافظ:
غرور نداشته باش با اهل فن و نظر مشورت کن تا از خطاها به دور باشی. احساس خستگی می‌کنی و درونت غوغاست، به ائمه متوسل شو تا به حقیقت برسی. تو را با دنیای فانی کاری نیست، پس به باقیات برس و سینه‌ات را با یاد خدا پر کن تا به وصال یار برسی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
اهل دل: اهل طریقت (مقابل اهل شریعت) بنا به‌عقیده‌ی متصوفه اهل دل با چشم دل و نور بصیرت لطایف غیبیه را به‌صورت مشهودات معنوی درک می‌کنند.
سخن‌شناس: سخن‌سنج، پی برنده به دقایق سخن و کلام.
دنیی: دنیا.
عقبی: آخرت.
تبارک الله: پاک و منزه است خدا، شبه‌جمله که در مقام تحسین و تعجب بر زبان جاری می‌شود.
فتنه: در عربی: به‌معنای آزمودن و در کاربرد فارسی: آشوب، ارائه‌ی رای و نظر به‌منظور اختلاف انداختن، خلاف رای صواب.
دلم ز پرده برون شد: پرده را به یک‌سو افکند، بی‌پروا شد، بی‌شکیب شد.
هان: شبه‌جمله‌ای برای هشدار دادن، تاکید در امرِ بِنال در این مصراع.
نوا: سر و سامان، آوای موسیقی، نام یکی از دستگاه‌های آواز ایرانی.
التفات: توجه کردن، متوجه بودن، پروا داشتن، نگریستن.
خیال پختن: آرزو در دل پروردن.
خمار: سستی ناشی از نوشیدن می و سُکر بعد از صرف می.
آتشی که نمیرد: آتش جاوید، کنایه از عشق پایدار.
پُر ز هوا: پر از آرزو و خیال.
پُر ز صدا: پر از ندای عشق.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری