
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۶۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۶۹ - کس نیست که افتادهی آن زلف دوتا نیست
۱. کس نیست که افتادهی آن زلفِ دوتا نیست - در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست
معنی: کسی را سراغ ندارم که در برابر زلف فروافتاده و خمیدهی تو سر تواضع و فروتنی فرو نیاورده باشد. کدام رهگذری است که این دام بلا در آن گسترده نشده باشد.
۲. چون چشمِ تو دل میبرد از گوشه نشینان - همراهِ تو بودن گُنَه از جانب ما نیست
معنی: این گناه ما نیست که چشممان بهدنبال و همراه توست چرا که این گوشهی چشمان توست که دل از گوشهنشینانی چون من میبرد.
۳. روی تو مگر آینهی لطفِ الهیست - حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
معنی: گوئیا چهرهی تو آیینهای است که در آن لطف و ملایمت خدا بازتاب شده است؟ آری همینطور است و دراین گفته هیچگونه ریا و تزویری وجود ندارد.
۴. نرگس طلبد شیوهی چشمِ تو، زهی چشم - مسکین خبرش از سر و، در دیده حیا نیست
معنی: نرگس شیوهی چشم تو را طلب میکند، عجب چشمی، یعنی چه مناسبت دارد که چشم جانان و نرگس یکی باشد که شیوهی چشم او را تقلید نماید. نرگس مسکین از سرش که هیچ خبر ندارد و در چشمش هم شرم نیست.
۵. از بهرِ خدا زلف مَپیرای که ما را - شب نیست که صد عربده با بادِ صبا نیست
معنی: برای خاطر خدا زلف خود را کوتاه و اصلاح مکن. چرا که با وضع موجود شبی نیست که بر سر باد صبا بهخاطر اینکه رایحهی فراوانی از زلف تو به مشام من نمیرساند داد و فریاد نکشم.
۶. بازآی که بی روی تو ای شمعِ دل افروز - در بزمِ حریفان، اثرِ نور و صفا نیست
معنی: ای دلبری که پرتو روی تو بهمانند شمعی دل ما روشن نگاه میدارد، به سوی ما بازآ که در بزم ما بیحضور تو نشانهای از نور صفا و صمیمت وجود ندارد.
۷. تیمارِ غریبان اثرِ ذکرِ جمیل است - جانا مگر این قاعده در شهرِ شما نیست؟
معنی: غمخواری و پرستاری از غریبان سبب ذکر خیر و نام نیک میشود. عزیز من! آیا در شهر شما این راه و روش مرسوم و متداول نیست؟
۸. دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر - گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
معنی: دیروز، به راهی میگذشت به او گفتم ای بت زیبا به پیمانی که بستهای وفادار باش. پاسخ داد: این خواجه در اشتباهی! در این سال و زمانه وفایی وجود ندارد.
۹. گر پیر مغان مرشدِ من شد چه تفاوت - در هیچ سری نیست که سِرّی ز خدا نیست
معنی: اگر پیر مغان و نگهبان آتشگاه زرتشیان مرشد و راهنمای من شد چه فرقی میکند زیرا هیچ سری نیست که در آن اسرار الهی وجود نداشته باشد.
۱۰. عاشق چه کُنَد گر نَکِشَد بارِ ملامت - با هیچ دلاور سپرِ تیرِ قضا نیست
معنی: عاشق اگر بار سرزنش و شماتت مردم را نکشد چه کند؟ هیچ پهلوانی از صدمهی تیر سرنوشت و قضا و قدر در امان نیست.
۱۱. در صومعهی زاهد و در خلوتِ صوفی - جز گوشهی ابروی تو محرابِ دعا نیست
معنی: برای زاهد در معبد و حافظ در خلوتگاه عبادت، قبله و محراب دعایی به غیر از گوشهی ابروی تو وجود ندارد.
۱۲. ای چنگ فروبرده به خونِ دلِ حافظ - فکرت مگر از غیرتِ قرآن و خدا نیست
معنی: ای جانانی که به خون دل حافظ پنجه آلودهای، آیا از غیرت کلام خدا هیچ اندیشه نمیکنی یعنی در جایی که رعایت حافظ قرآن لازم است تو ظلم میکنی. شرم کن و از خدا بترس. زیرا غیرت قرآن اثر دارد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۶۹ دیوان حافظ:
دارید خودتان را خسته میکنید و کاری از پیش نمیبرید. هر چه شما در فکر وصل یار هستید، او در حال فرار است. پس خودتان را آزار ندهید و پافشاریتان بیمورد است. قسمت اینطور بوده. فقط دست بهدعا بردارید و متوسل به قرآن شوید و مرادتان را از حق تعالی بخواهید. انشاالله که خیر است.
معنی برخی واژگان غزل:
افتاده: از پای درآمده، فروتن، متواضع.
زلف دو تا: زلف خمیده، زلف منحنی شده.
گوشهنشین: کنایه از زاهد و عابد، کنارهگیر.
مگر: گویی.
روی و ریا: نفاق و دورویی، تزویر.
حقا: از روی حق، به راستی، به درستی.
مپیرای: پیرایش مکن، کوتاه مکن، توضیحا آرایش کردن از راه کاستن مانند کوتاه کردن زلف و تراشیدن سر را اصطلاحا پیراستن گویند و آرایش از راه اضافه کردن مانند کشیدن وسمه و مالیدن سرخاب به گونه را آراستن نامند. و در اینجا شاعر معشوقه را سوگند میدهد که موی خود را کوتاه نکند.
عربده: نعره زدن، نعره و فریاد، تندخویی، بدمستی.
حریفان: هم پیالهها، همقطاران بادهپیما، همپیشهها، همکارها، همحرفهها.
تیمار: خدمت، غمخواری، فکر، اندیشه، پرستاری.
ذکر جمیل: نام نیکو، ذکر خیر، به خوبی یاد کردن.
قاعده: رسم، روش، سنت.
دی میشد: دیروز میرفت.
خواجه: بزرگوار، سرور.
پیر مغان: پیر میفروش محافظ آتشگاه مغان.
تیرقضا: تیری که از جانب قضا و قدر روانه شود.
محراب: محل حرب و پیکار، جایی که امام مسجد در آن نماز میگزارد، کنایه از پیکار با شیطان، شریفترین مکان، صدر مجلس.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





