
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۱۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۱۶ - کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
۱. کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد - محقَق است که او حاصل بصر دارد
معنی: کسی که مشتاقانه به زیبایی خط سبزِ چهرهی دوست مینگرد، مسلما از این دیدار بهرهبرداری میکند.
۲. چو خامه در رهِ فرمانِ او، سرِ طاعت - نهادهایم مگر او به تیغ بردارد
معنی: به مانند قلم سَرِ اطاعت بر خط فرمان او نهاده و برنمیداریم تا اینکه او با تیغ سَرِ ما را بردارد.
۳. کسی به وصلِ تو چون شمع یافت پروانه - که زیرِ تیغِ تو هر دم سری دگر دارد
معنی: کسی به مانند شمع اجازهی دیدار تو را پیدا کرد که زیر تیغ تو، با از دست دادن سر خود، با سری تازهتر سر برآوَرَد.
۴. به پایبوس تو دستِ کسی رسید که او - چو آستانه بدین در، همیشه سر دارد
معنی: کسی به آرزوی پای بوسی تو دست یافت که مانند خاک آستانه در، سر بر درگاه تو خاکِ درت داشته باشد.
۵. ز زهدِ خشک ملولم، کجاست بادهی ناب؟ - که بویِ باده مدامم دماغ تر دارد
معنی: از خشکه مقدسی بیزارم. شراب ناب کجاست؟ زیرا بوی شراب پیوسته دماغم را تر و تازه و شاداب نگه میدارد.
۶. ز باده هیچت اگر نیست، این نه بس که تو را - دمی ز وسوسهی عقل بیخبر دارد؟
معنی: اگر از شراب هیچ سودی نمیبری، تنها این بهره برایت کافی نیست که تو را لحظهای از وسوسهی عقل دور نگاه میدارد.
۷. کسی که از رهِ تقوا قدم برون ننهاد - به عزمِ میکده اکنون رهِ سفر دارد
معنی: آن کسی که از راه پرهیزگاری هیچ گامی فراتر نگذاشته، اینک سر آن دارد که راه میخانه را پیش گیرد.
۸. دلِ شکستهی حافظ به خاک خواهد برد - چو لاله، داغ هوایی، که بر جگر دارد
معنی: دل خونین و ملول حافظ به مانند لاله، داغ حسرت آرزویی را که بر جگر دارد با خود به خاک خواهد برد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۱۶ دیوان حافظ:
به هر کسی که ظاهر عالی و خوب داشت اعتماد نکنید. حرفهای زیبا و با ادب او شما را تحت تاثیر قرار ندهد. در اصل طبل تو خالیست. به حرف و نصیحت کسی گوش کنید که واقعا برایتان دل میسوزاند و با تجربهتر از شماست. دلتان میخواهد به یک سفر بروید برایتان خوب است.
معنی برخی واژگان غزل:
حسنِ خط: زیبایی خط عذار، زیبایی سبزه خط.
محقق : مسلم، ثابت شده، نام نوعی خط تحریر.
حاصل بصر: بهرهای که از نگرش برده میشود.
خط فرمان: نوشته، سند و حکم و دستور.
به تیغ بردارد: با تیغ ببُرد.
پروانه: جواز، رخصت، اجازه.
زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد: زیر شمشیر تو هر بار، با سر بریدن باز سر برآورد.
آستانه: پیشگاه، محوطهی زمین جلوی درگاه ورودی.
زهد خشک: خشکه مقدسی، زهد با ریا.
تَر: تر و تازه و شاداب.
دماغ تر دارد: مغز را تر و تازه و دور از خشکه مقدسی نگه میدارد.
مدام: در اینجا به معنی همیشه، شراب.
ز باده هیچت اگر نیست: اگر از باده هیچ بهرهای به تو نمیرسد.
دم: لحظه.
وسوسه: تحریک، اندرز و تلقین شیطانی نفس اماره.
وسوسهی عقل: واداشتن عقل به تفکر در عالم خلقت و سرگردانی حاصل از آن.
دل شکسته : دل نومید.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





