غزل شماره‌ی ۱۷۳ دیوان حافظ: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

غزل شماره‌ی ۱۷۳ دیوان حافظ: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۷۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۷۳ - در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

 

۱. در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد - حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
معنی: در نماز، به یاد منحنی ابروی تو افتادم. چنان حال خوشی به من دست داد که فریاد از محراب بلند شد.

 

۲. از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدار - کان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد
معنی: حالیا از من چشم‌داشت شکیبایی و دل و جرات و هوشیاری نداشته باش، چرا که آن بردباری که در من دیده بودی از میان رفته است.

 

۳. باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند - موسمِ عاشقی و کار به بنیاد آمد
معنی: شراب رسیده و روشن و زلال شده و مرغان چمن سرمست و شادان شده‌اند. زمان عاشقی فرا رسیده و کارها بر روال خود قرار گرفت.

 

۴. بویِ بهبود ز اوضاعِ جهان می‌شنوم - شادی آورد گل و بادِ صبا شاد آمد
معنی: گردش زمانه را رو به بهبود می‌بینم. گل، شادی آفریده و نسیم صبا شادمانه از راه رسیده است.

 

۵. ای عروسِ هنر از بخت شکایت مَنِما - حجله‌ی حُسن بیارای که داماد آمد
معنی: ای صاحب هنر، از بخت بسته شکایت مکن. به حسن و زیبایی هنر خود بیفزا و دل قوی‌دار که خواستار از راه خواهد رسید.

 

۶. دلفریبانِ نباتی همه زیور بستند - دلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد
معنی: گل و گیاهان باغ همگی به آرایش خود پرداخته‌اند. تنها محبوب ماست که با حسن خداداد خود به باغ آمده است.

 

۷. زیرِ بارند درختان که تعلّق دارند - ای خوشا سرو که از بارِ غم آزاد آمد
معنی: درخت‌ها که دلبستگی به میوه و بار خود دارند، زیر بارِ بارِ خودند. خوشا به‌حال سرو، که از کشیدن بار تعلقات آزاد و سرافراز است.

 

۸. مطرب از گفته‌ی حافظ غزلی نَغز بخوان - تا بگویم که ز عهدِ طربم یاد آمد
معنی: ای مطرب، غزلی نیکو و بدیع از سروده‌های حافظ برخوان تا مرا به گریه وادارد. زیرا به‌یاد روزهای شادی و خوشی گذشته‌ی خود افتادم.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۷۳ دیوان حافظ:
هر چه دارید از ایمان و دل پاک شماست. نتیجه‌ی صبوری و درایت خودتان را به‌زودی خواهید دید. زمینه را برای رسیدن به مقصود خودتان فراهم آورید. وضعی پیش می‌آید که شما از نظر مادی و معنوی تغییر می‌کنید و بار معنویات‌تان بیشتر می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
نماز: خدمت و بندگی، اطاعت، فرمانبرداری، سر فرو آوردن برای تعظیم، تکریم، تعظیم و در اصطلاح صوفیه: توجه باطن است الی الله و اعراض از ماسوی الله.
خم ابرو: انحنای ابرو، کمان ابرو.
با یاد آمد: به یاد آمد.
حالت: حال خوشی، خوشی و سرمستی.
دل: دل و جرات، شهامت.
بر باد آمد: بر باد رفت.
صافی شد: زلال شد، صاف شد.
کار به بنیاد آمد: کار به اساس و اسلوب خود، آمد.
شادمانه: شادمانه از راه رسید.
عروس هنر: (هنر اضافه‌ی تشبیهی) هنر به عروس تشبیه شده.
حجله‌ی حسن: (اضافه‌ی تشبیهی) حسن به حجله تشبیه شده.
داماد: زوج مذکر، مقابل عروس و در این‌جا طالب و خواستار معنی می‌دهد.
دلفریبان نباتی: گل‌های زیبا و دلفریب.
زیور بستند: زیور به خود بستند، آرایش کردند.
تعلق: دلبستگی، علاقه.
نَغز: نیکو، بدیع هر چیز عجیب و بدیع که دیدنش خوش آید، شیوا، طرفه.
عهد طرب: ایام شادی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری