غزل شماره‌ی ۲۸۳ دیوان حافظ: سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

غزل شماره‌ی ۲۸۳ دیوان حافظ: سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۸۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۸۳ - سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

 

۱. سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش - که دورِ شاه‌شجاع است، مِی دلیر بنوش
معنی: سحرگاهان از سروش غیبی این خبر خوش به گوشم رسید که اینک زمان سلطنت شاه شجاع است بی پَروا میگساری کن...

 

۲. شد آن که اهلِ نظر بر کناره می‌رفتند - هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
معنی: (و) آن زمانی که مردمان صاحب‌نظر گوشه‌گیر بودند و در حالی که هزار گونه سخن برای گفتن داشتند، به ناچار لب از سخن فروبسته بودند سپری شد...

 

۳. به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایت‌ها - که از نهفتنِ آن دیگِ سینه می‌زد جوش
معنی: (حالیا) آن حکایت‌ها را که از پنهان کردن آن، دیگ سینه‌ی ما را به جوش آورده بود، به همراهی نوای چنگ بازگو می‌کنیم...

 

۴. شرابِ خانگیِ ترسِ محتسب‌خورده - به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش
معنی: (و) شرابی را که در خانه انداخته و تهیه کرده و ترس بازرسی محتسب را از سر گذرانده، به شادی روی محبوب با بانگ نوشانوش می‌نوشیم.

 

۵. ز کویِ میکده دوشش به دوش می‌بُردند - امامِ شهر که سجاده می‌کشید به دوش
معنی: شب پیش، امام جماعت شهر را که پیش از این سجاده‌ی نماز را بر دوش خود می‌افکند، بر دوش گرفته و از کوی میخانه بیرون بردند.

 

۶. دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات - مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش
معنی: ای دل، از روی خیرخواهی، راه رستگاری را به تو نشان می‌دهم: به ترک فرمان الهی مناز، و زهد و پارسایی خود را هم به رخ مردم مکش.

 

۷. محلِ نورِ تَجَلّی‌ست رایِ انور شاه - چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش
معنی: اندیشه‌ی روشن شاه جایگاه جلوه‌ی نور الهی است، اگر نزدیکی او را می‌خواهی به پاکی اندیشه‌ای که در دل داری همت گمار.

 

۸. به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر - که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش
معنی: غیر از تحسین بزرگواری‌های او اندیشه‌ی دیگری در دل مپرور که سروش غیبی همه‌ی پیام‌ها را محرمانه به گوش دل او می‌رساند.

 

۹. رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند - گدایِ گوشه‌نشینی تو حافظا مَخروش
معنی: حافظ، تو یک مستمند گوشه‌نشین بیشتر نیستی، این‌قدر داد و فریاد مکن. پادشاهان به راه خیر و صلاح کشورداری، آگاهی کامل دارند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۸۳ دیوان حافظ:
رازها و درد دل‌هایت را حفظ کن و سرپوشی روی آن بگذار. خداوند تو را از بندی که در آن گرفتار هستی نجات می‌دهد، به شرط آن‌که برای رسیدن به ایمان و صفای دلت تلاش کنی. خودت صلاح کار را بهتر می‌دانی. اگر از نتیجه‌اش باخبری، پس یا علی بگو که عده‌ای نیز به تو کمک می‌کنند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
هاتف: اسم فاعل هَتف، آواز دهنده که خود او دیده نشود.
دَور: زمان، عصر، دوره.
دلیر: نترس، شجاع.
می دلیر بنوش: بدون بیم و ترس و شجاعانه شراب بنوش.
شُد: گذشت.
اهل نظر: مردم صاحب‌نظر.
بر کناره می‌رفتند: گوشه‌گیر بودند، از کار کناره گرفته بودند، در گوشه و کنار رفته و در میان مردم نبودند.
دیگ سینه: (اضافه‌ی تشبیهی) سینه به دیگ تشبیه شده.
شراب خانگی: شرابی که در خانه تهیه شده باشد.
ترسِ محتسب خورده: ترس محتسب را تحمل کرده.
سجاده کشید به دوش: جانماز و فرش نماز را به روی دوش انداخته می‌کشید، کنایه از تظاهر به زهد و عبادت، ریاکاری.
دلالت: راهنمایی.
فِسق: ترک فرمان خدا، بیرون آمدن از حکم و فرمان الهی.
مباهات کردن: افتخار کردن، نازش کردن.
زُهد هم مفروش: پارسایی و تقوا را هم به رخ مردم نکش.
محل نور تجلی: جایگاه جلوه‌ی نور الهی.
قُرب: نزدیکی.
صفا: پاکی.
نیت: اراده، قصد، اندیشه، آن‌چه از قصد که به دل گیرند.
ثنا: مدح، تحسین، تمجید.
جلال: بزرگی، بزرگواری.
سروش: فرشته‌ی پیام‌آور.
رموز: جمع رمز، اسرار، رازها.
مصلحت: آن چه که به خیر و صلاح است.
مصلحتِ ملک: خیر و صلاح کشور.
مخروش: فریاد مکن، سر و صدای راه مینداز.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری