غزل شماره‌ی ۲۸۴ دیوان حافظ: هاتفی از گوشه‌ی میخانه دوش

غزل شماره‌ی ۲۸۴ دیوان حافظ: هاتفی از گوشه‌ی میخانه دوش

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۸۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۸۴ - هاتفی از گوشه‌ی میخانه دوش

 

۱. هاتفی از گوشه‌ی میخانه دوش - گفت ببخشند گنه، مِی بنوش
معنی: دیشب سروشی از عالم غیب از گوشه‌ی میخانه ندا داد که می بنوش که گناهان را می‌بخشند.

 

۲. لطفِ الهی بِکُنَد کارِ خویش - مژده‌ی رحمت برساند سروش
معنی: بخشایش خداوند کارساز است و فرشته‌ی غیبی مژده‌ی رحمت را می‌رساند.

 

۳. این خِرَدِ خام به میخانه بَر - تا مِیِ لعل آوَرَدَش خون به جوش
معنی: این عقل ناپخته را به میخانه‌ی معرفت ببر تا غلبه‌ی عشق خونِ او را به‌جوش آورد (و پخته گردد).

 

۴. گرچه وصالش نه به کوشش دهند - هر قَدَر ای دل که توانی بکوش
معنی: اگرچه به پشت‌گرمی کوشش و جدیت، وصال یار نصیب نمی‌شود ای دل؛ تا آن‌جا که می‌توانی در این راه کوشش کن.

 

۵. لطفِ خدا بیشتر از جرمِ ماست - نکته‌ی سربسته چه دانی؟ خموش
معنی: مهربانی خداوند بر گناه ما فزونی دارد. دم فرو بند که تو از مهربانی و عنایت ایزدی آگاهی نداری.

 

۶. گوشِ من و حلقه‌ی گیسویِ یار - رویِ من و خاکِ درِ مِی فروش
معنی: گوش من جایگاه بندگی گیسوی دلدار است و چهره‌ی من بر خاک درگاه پیر می فروش آشنایی دارد.

 

۷. رندیِ حافظ نه گناهیست صَعب - با کَرَمِ پادشه عیب پوش
معنی: در برابر بزرگواری پادشاه باگذشت بخشایشگر، رندی و بی‌پروایی حافظ گناه بزرگی نیست.

 

۸. داورِ دین، شاه شجاع، آن که کرد - روحِ قدس حلقه‌ی امرش به گوش
معنی: شاه شجاع، آن حاکم اسلام که جبرئیل حلقه‌ی اطاعت او را در گوش خود دارد...

 

۹. ای مَلِکُ العَرش مرادش بده - و از خطرِ چشمِ بَدَش دار گوش
معنی: خداوندا آرزوهایش را برآور و از آسیب چشم‌زخم او را محافظت فرما.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۸۴ دیوان حافظ:
لطف خداوند شامل حالت شده است. توبه کن تا مژده‌ی بسیار خوبی به تو بدهند. انتظار و دوری به سر رسیده و این به‌خاطر دعاهایت می‌باشد. به نذری که کرده‌ای عمل کن. در راه خدا انفاق کن تا همیشه از چشم‌زخم ایمن باشی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
هاتف: اسم فاعل هَتف، آواز دهنده‌ای که خود پیدا نباشد.
عفو: بخشایش.
خرد خام: عقل خام، عقل ناآزموده، عقل ناپخته.
این خرد خام به میخانه بر: این عقل ناپخته را به میخانه‌ی عرفان ببر.
می لعل: در این‌جا به‌معنی غلبه‌ی عشق و در اصطلاح عرفانی آن است.
نه به کوشش دهند: به کوشش ندهند، با کوشش میسر نمی‌شود.
گوشِ من و: گوش من با (واو تخصیص و ملازمه).
رویِ من و: روی من با (واو تخصیص و ملازمه).
داور دین: قاضی و حاکم امور دین.
روح قدس: روح القدس، روح پاک منزه، کنایه از جبرئیل.
حلقه‌ی امر: حلقه‌ی فرمان، حلقه به نشان فرمانبرداری.
ملک العرش: پادشاه عرش، خداوند متعال.
مراد: مقصود، آرزو.
خطر چشم بد: آسیب چشم‌زخم.
دار گوش: گوش‌دار، گوش داشتن به‌معنای مراقب بودن و در مراقبت کردن، حمایت کردن، محفوظ داشتن.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری