
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۳۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳۳۳ - نماز شام غریبان چو گریه آغازم
۱. نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم - به مویههایِ غریبانه، قِصه پردازم
معنی: آنگاه که به هنگام نماز مغرب در شب غریبی، شروع به گریه میکنم، با زاری نامه خواندن برای غم غربت، سرگذشت خود را بیان میکنم.
۲. به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار - که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم
معنی: و به یاد دوست و شهر و دیار خود آنچنان سوزناک میگریم که شیوه و راه و رسم سفر کردن را از روی زمین برمیاندازم.
۳. من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب - مُهَیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم
معنی: من از شهروندان دوستم نه از شهری غریب. ای خدایی که ما را از ترس رهایی میبخشی بار دیگر مرا به رفیقان خود برگردان.
۴. خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من - به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم
معنی: ای خضر پیامبر و ای یاری دهندهی مسافران در بیابان، از برای خدا به من کمک کن تا بار دیگر در کوی خرابات آشکارا اِعلام وجود کنم.
۵. خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟ - که باز با صَنَمی طفل، عشق میبازم
معنی: (نمیدانم) این عقل چه موقع به حساب سن و سالم رسیدگی و مرا نهی میکند؟ چرا که بار دیگر با محبوبی کم سن و سال عشقبازی میکنم.
۶. بجز صَبا و شِمالم نمیشناسد کس - عزیز من! که بجز باد نیست دَمسازم
معنی: ای عزیز؛ غیر از نسیم صبا و باد شمال کسی مرا (در این دیار) نمیشناسد، چرا که به غیر از باد هوا کسی دیگر همدم و همنشین من نیست.
۷. هوایِ منزل یار، آب زندگانیِ ماست - صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم
معنی: هوا و نسیم دیار دوست، نهایت آرزو و برای من به منزلهی آب حیات است. ای باد صبا نسیمی از خاک شیراز برای من بیاور.
۸. سِرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی - شکایت از که کنم؟ خانگیست غَمّازَم
معنی: اشکم جاری شد و عیب مرا (عدم تحمل غریبی مرا) آشکارا و رو در رو، بازگو، کرد. از چه کسی گلایه کنم که شماتتگر من خودی و خانهزاد است.
۹. ز چَنگِ زهره شنیدم که صبحدم میگفت - «غلامِ حافظِ خوشلهجهی خوشآوازم»
معنی: هنگام صبح آهنگی از ساز ستارهی زهره (ناهید) به گوشم رسید که میگفت من بنده و چاکر حافظ خوش بیان و خوش آوازم.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳۳۳ دیوان حافظ:
با گریه و زاری کردن و تنهایی دست بهکار شدن کاری از پیش نخواهی برد. خداوند کمکت میکند. به عقل پیران اعتماد کن. خودت نیز همتی کن تا هر چه زودتر به نیتت برسی. به هر کس خوبی کردی، نتیجهی بد دیدی. به خدا توکل کن. صبح امید نزدیک است.
معنی برخی واژگان غزل:
شام غریبان: شب در غربت برای مسافر غریب، اولین شبی که غریبی در غربت میگذراند و شبی دلگیر و غمافزاست.
نماز شام: به هنگام نماز شام، اول شب، موقع نماز مغرب.
گریه آغازم: شروع به گریه کردن کنم.
مویه: گریه و زاری، شیون؛ گریه به همراه زاری نامه خواندن.
دیار حبیب: شهر و دیار و سرزمین دوست.
بلاد غریب: شهرهای بیگانه.
مُهَیمِن: پناه دهنده و ایمن سازنده از ترس و بیم، یکی از اسماء خداوند.
خدای را: برای خاطر خدا.
رفیق ره: رفیق راه و همراهی سفر، کنایه از حضرت خضر نبی که عمر جاوید دارد و مسافران را در راه سفر مدد میرساند.
عَلَم برافراختن: نصب کردن بیرق در محلی به علامت استقرار یافتن و کنایه از اِعلام وجود و حضور در آنجا.
حساب برگیرد: حساب ببرد، روی آن حساب کند، آن را به چشم اعتبار و جدی بنگرد.
صنمی طفل: محبوبی خردسال، معشوقی نوجوان.
صبا و شمال: باد صبا و باد شمال که اولی نسیم خنکی است که صبح و عصر از جانب شمال شرقی میوزد و دومی بادی که از جانب شمال میوزد.
هوای منزل یار: ۱. هوای تنفس شهر دوست، هوایی که در فضای منزل دوست وجود دارد. ۲. آرزو، اشتیاق.
آب زندگانیِ ماست: بهمانند و بهجای آب زندگانی برای ما میباشد.
خانگی: خودی، درونی، اهل خانه، خانهزاد.
غماز: طعنه زننده، سخنچین.
چنگِ زهره: ساز ناهید، ساز ستارهی ناهید.
لهجه: حالت و نحوهی تکلم در جوامع مختلف، لحن زبان محاوره هر محل.
خوش لهجه: لهجهی شیرین، با لهجه و تکلم گیرا.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





