غزل شماره‌ی ۳۳۲ دیوان حافظ: مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم

غزل شماره‌ی ۳۳۲ دیوان حافظ: مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۳۳۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۳۳۲ - مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم

 

۱. مزن بر دل ز نوکِ غمزه تیرم - که پیشِ چشمِ بیمارت بمیرم
معنی: از نوک مژگان، تیر عشوه بر دلم مزن که در برابر چشمان بیمارت می‌میرم (و هیجان دیدار این منظره برای چشم بیمار تو باعث نگرانی خاطر من می‌شود).

 

۲. نِصاب حُسن در حدِّ کمال است - زکاتم دِه که مسکین و فقیرم
معنی: میزان زیبایی تو به سرحد کمال خود رسیده (و بر آن زکات تعلق می‌گیرد) سهم زکات مرا بده، چرا که من درویش و بی‌نوایم.

 

۳. چو طفلان تا کِی ای زاهد، فریبی - به سیبِ بوستان و شهد و شیرم
معنی: ای زاهد تا کی می‌خواهی مرا به سیب و عسل و شیر (وعده‌های نسیه بهشتی) گول بزنی!

 

۴. چُنان پُر شد فضایِ سینه از دوست - که فکرِ خویش گم شد از ضمیرم
معنی: آن‌چنان فراخنای معنوی سینه و دلم از خیال دوست پُر شده که برای فکر و خیال خودم جایی باقی نمانده است.

 

۵. قدح پُر کن که من در دولتِ عشق - جوانبخت جهانم گرچه پیرم
معنی: جام مرا از شراب لبریز کن هرچند به ظاهر پیر و فرتوت به‌نظر می‌رسم، در دستگاه عشق، یکی از خوشبختان و جوانبختان روزگارم (و می‌توانم مانند جوانان، قدح پُر را سر کَشَم).

 

۶. قراری بسته‌ام با مِی فروشان - که روزِ غم به جز ساغر نگیرم
معنی: من با می فروشان پیمانی بسته‌ام که هنگام غم و اندوه به چیز دیگری جز پیاله‌ی شراب متوسل نشوم.

 

۷. مبادا جز حسابِ مُطرب و مِی - اگر نقشی کشد کِلکِ دبیرم
معنی: مباد آن‌که قلم محاسب، برای من جز حساب مطرب و شراب، حرف و رقم دیگری (در دفتر مطالبات خود) ثبت کند.

 

۸. در این غوغا که کَس کَس را نپُرسد - من از پیرِ مُغان منّت پذیرم
معنی: در این دوره و زمانه‌ی پر آشوب که کسی را یارای پرسش حال دیگری نیست، من شرمنده و رهین منت پیر مغانم (که مرا از یاد نبرده است).

 

۹. خوشا آن دَم کز اِستغنایِ مستی - فَراغت باشد از شاه و وزیرم
معنی: چه خوش است آن حالت بی‌نیازی که در پی مستی به‌دست می‌دهد و از شاه و وزیر مرا بی‌نیاز می‌کند.

 

۱۰. من آن مرغم که هر شام و سحرگاه - ز بامِ عرش می‌آید صَفیرم
معنی: من آن فرشته و مرغ بهشتی‌ام که هر شام و سحر مرا از بام عرش فرا می‌خوانند.

 

۱۱. چو حافظ گنج او در سینه دارم - اگرچه مُدَّعی بیند حقیرم
معنی: هرچند دشمن بدخواه، مرا خُرد و کوچک می‌شمارد، اما من به‌مانند حافظ گنج عشق الهی را (قرآن کریم) در سینه‌ی خود محفوظ دارم.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۳۳۲ دیوان حافظ:
آن‌قدر که به فکر دیگرانی، به فکر خودت نیستی و فقط به این فکر می‌کنی به عهدی که با دوستانت بسته‌ای عمل نمایی. در این روزگار پر غوغا بهتر است بیشتر به فکر خود باشی تا بتوانی گلیمت را از آب بیرون بکشی. خودت را دست کم نگیر. مطمئن باش صدای تو به خدایت می‌رسد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
غمزه: عشوه‌گری با چشم و ابرو.
نوک غمزه: تیر مژگان چشم عشوه‌گر.
نِصاب: حد و میزان.
نِصاب مال: حد و میزان مال که از لحاظ فقهی زکات بر آن تلعق می‌گیرد.
نصاب حُسن: حد و میزان زیبایی که به حد کمال خود رسیده باشد.
زکات: آن مقدار از دارایی که به حکم شرع به فقیر و مستحق تعلق دارد.
فریبی: فریب‌دهی، گول‌زنی.
فضای سینه: ظرفیت دل، گشادگی محوطه‌ی سینه که ظرفیت محبت و علاقه‌مندی را شامل می‌شود، ظرفیت معنوی ضمیر دل.
قدح: جام بزرگ، پیمانه‌ی بزرگ شرابخواری.
جوانبخت: دارنده‌ی بخت جوان، خوش اقبال و نیکبخت.
قراری بسته‌ام: قول و قراری نهاده‌ام، پیمانی بسته‌ام.
حرفی کَشد: حرفی ترسیم کند، رَقَمی بنویسد، یادداشتی کند.
کِلک: نی، قلم، خامه.
کِلک دبیر: قلم مُنشی، قلم محاسب و نویسنده.
کَس، کس را نپرسد: کسی به کسی نیست، کسی حال دیگری را نمی‌پرسد.
منّت پذیرم: منت‌پذیر هستم، قبول منت دارم، مرهون لطف اویم.
استغنا: بی‌نیازی، حالت رهایی از قیود.
استغنای مستی: بی‌نیازی حاصل از سرمستی.
فراغت: وارستگی، بی‌نیازی و بی‌اعتنایی.
می‌آید صفیرم: صفیری به گوشم می‌آید، صدایی مرا به خود می‌خواند، مرا صدا می‌زنند.
گنج او در سینه دارم: گنج عشق او را در سینه‌ی خود پنهان کرده‌ام.
مدعی: بدخواه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری