
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، برگزیدهای از ضرب المثلهای فارسی با «حرف ث» را میخوانید.
ثبات، قدم از پیش میبرد. (معنی: استواری و پایداری، زمینهساز پیروزی و رشد و پیشرفت در کارها میشود.)
ثبات و صبر گنج بیزوالند. (مصرع دوم: که منزل در دل ویرانه کردند.) (صفای اصفهانی) (معنی: پایداری و و بردباری مانند گنجی هستند که هرگز از میان نمیروند. شکیبایی در سختیها و استواری در راه خواستهها و آرزوها، دارایی جاودانه و پایان نیافتنی هستند.)
ثروت را میتوان پنهان کرد، ولی فقر را نمیتوان. (معنی: در زندگی به آسانی میتوان داراییهای خود را پنهان کرد و پنهانی از آنها بهره برد؛ ولی نمیتوان تهیدستی را از دیگران پنهان کرد، زیرا نداری و تنگدستی در رفتار و کردار نیازمند پیدا و آشکار است.)
ثقل سرد کردن. (معنی: دل درد گرفتن. در پی تندروی در چیزی دچار بیماری ثقل سرد شدن.)
ثلث بدهیهایم را خرجم کنید. (معنی: این مثل را به شوخی و طنز آدمهای تهیدست و درویش به وارثان خود سفارش میکنند.)
ثمر از درخت بید نباید جست. (معنی: چشمداشت میوه دادشتن از درختی که میوه نمیدهد، امیدی بیهوده است.)
ثمر تلخ تو را لذت سیب ذقن است. (معنی: رسیدن به دستاوری شیرین و دلچسب، نیازمند بردباری سختیها و تلخیهای راه است.)
ثمر علم ای پسر عمل است - ورنه تحصیل علم درد سر است. (معنی: بازده آموختهها را باید در رفتار و کردار آدمی دید. از اندوختن و انبار کردن دانستهها چه سود، هنگامی که در رفتار و بر زندگی وی کارساز نبوده و کارایی ندارد.)
ثنای خویش گفتن بود از تهی میانی. (معنی: کسی که خودش را ستایش میکند، آدمی نادان و درون تهیست.)
ثواب داشتن کاری. (معنی: نیکوکاری پاداش به دنبال دارد. انجام کار نیک که زمینهساز خشنودی خداوند گردد، پاداش به همراه دارد.)
ثواب راه به خانهی صاحب خود میبرد. (معنی: پاداش راه به خانهی نیکوکار میبرد. هر کس سرانجام دستاورد و پاداش کار نیک خود را دریافت میکند.)
ثوابت باشد ای دارای خرمن - اگر رحمی کنی بر خوشهچینی. (حافظ) (معنی: این ضرب المثل ما را به بخشندگی و یاری رساندن به دیگران سفارش میکند و معنی آن نیز بدینگونه است که ای توانگر و ای دارا، بدان که اگر به تهیدستان یاری رسانی، هرگز کار تو بدون پاداش نخواهد بود. در روزگاران گذشته پیشهای بهنام خوشهچینی بود و کسانی که تنگدست بودند و کشتزاری نداشتند، هنگام درو کردن کشتزارها پشت سر دروگرها راه میافتادند و خوشههایی را که بهدست دروگرها درو نشده بودند میچیدند. اگر صاحب کشتزار آدم بخشندهای بود، آگاهانه و دانسته، شلخته درو میکرد تا خوشههای بیشتری برای خوشهچین بماند.)
گردآوری: فرتورچین





