ضرب المثل‌های فارسی: حرف ث

ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف ث

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، برگزیده‌ای از ضرب المثل‌های فارسی با «حرف ث» را می‌خوانید.

 

ثبات، قدم از پیش می‌برد.
ثروت را می‌توان پنهان کرد، ولی فقر را نمی‌توان.
ثقل سرد کردن.
(معنی: دل درد گرفتن. در پی تندروی در چیزی دچار بیماری ثقل سرد شدن.)
ثلث بدهی‌هایم را خرجم کنید.
ثمر از درخت بید نباید جست.
ثمر علم ای پسر عمل است - ورنه تحصیل علم درد سر است.
(معنی: بازده آموخته‌ها را باید در رفتار و کردار آدمی دید. از اندوختن و انبار کردن دانسته‌ها چه سود، هنگامی که در رفتار و بر زندگی وی کارساز نبوده و کارایی ندارد.)
ثنای خویش گفتن بود از تهی میانی.
ثواب داشتن کاری.
ثواب راه به خانه‌ی صاحب خود می‌برد.
ثوابت باشد ای دارای خرمن - اگر رحمی کنی بر خوشه‌چینی. (حافظ)
(معنی: این ضرب المثل ما را به بخشندگی و یاری رساندن به دیگران سفارش می‌کند و معنی آن نیز بدین‌گونه است که ای توانگر و ای دارا، بدان که اگر به تهیدستان یاری رسانی، هرگز کار تو بدون پاداش نخواهد بود. در روزگاران گذشته پیشه‌ای به‌نام خوشه‌چینی بود و کسانی که تنگدست بودند و کشتزاری نداشتند، هنگام درو کردن کشتزارها پشت سر دروگرها راه می‌افتادند و خوشه‌هایی را که به‌دست دروگرها درو نشده بودند می‌چیدند. اگر صاحب کشتزار آدم بخشنده‌ای بود، آگاهانه و دانسته، شلخته درو می‌کرد تا خوشه‌های بیشتری برای خوشه‌چین بماند.)

 

گردآوری: فرتورچین

۵
از ۵
۱۳ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری