
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، برگزیدهای از ضرب المثلهای فارسی با «حرف ض» را میخوانید.
ضامن بهشت و دوزخ کسی نبودن. (یا ضامن بهشت و دوزخش نیستم.) (معنی: مسئول کارهای نیک و بد کسی نبودن. خود را مسئول راهنمایی کسی ندانستن. من وظیفهی خود را بهخوبی انجام میدهم و کاری به بد و خوب پس از آن ندارم.)
ضامن دست به کیسه است. (یا ضامن دست به یقه است.) (معنی: ضامن باید آمادگی پرداخت پولی را که ضمانت کرده است داشته باشد. این مثل برای هشدار از پیامدهای زیانبخش ضمانت بهکار برده میشود.)
ضامن روزی بود روزی رسان. (معنی: باور به روزی دهندگی خداوند داشتن.)
ضبط و ربط کردن. (یا ظفت و رفت کردن. یا ظفط و رفط کردن.) (معنی: سروسامان دادن. سرپرستی کردن.)
ضجه مویه کردن. (یا زنجموره کردن. یا زنجمویه کردن.) (معنی: گریه و زاری و ناله و فریاد بسیار کردن.)
ضد حال زدن. (معنی: رنجاندن. حالگیری کردن. ناخوشایندی پیش آوردن.)
ضرب المثل دزد را عاقل میکند.
ضرب المثل کلید اندیشه است.
ضرب المثلها حکمت و فلسفهی کوچه و بازار است.
ضرب المثلهای کهن، فرزندان حقیقتاند.
ضرب چیزی را گرفتن. (معنی: از سختی و فشار سنگین ضربهای کاستن.)
ضرب خورده، جراحه.
ضرب دستش را چشیده است. (معنی: برتری رقیب و هماورد خود را میداند و توانایی و بیباکی رویایی با او را ندارد.)
ضرب شست نشان دادن. (معنی: نشان دادن زور و توانایی خود به دیگری.)
ضرب شستی به کار بردن. (معنی: برای پیشرفت کار خود چارهای بهکار بردن. با هر روشی بر دیگری چیره شدن.)
ضرب ضرب اول است. (معنی: پیشدستی در یورش و زدن نخستین ضربه کارساز است. این مثل برای جنگ، درگیری، ورزش و بگومگو بهکار برده میشود.)
ضربهای که نفع داشته باشد، به گردن آزاری نمیرساند.
ضرر به مال به خورد، نه به جان.
ضرر به موقع بهتر از منفعت بیموقع است. (یا ضرر بهنگام به از نفع نابهنگام.) (معنی: در دادوستدهای بازرگانی گاه در پی برخی زیانها، سود و در پی برخی سودها، زیانی به بازرگان میرسد. از سوی دیگر زیان بههنگام آزمودهایست که میتوان از آن بهخوبی بهره گرفت و سود برد.)
ضرر تلخ است.
ضرر را از هر جا جلوش رو بگیری منفعت است. (یا جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است.) (معنی: آدم دانا همین که پی برد راهی را به نادرستی رفته، برمیگردد. هرگاه کسی راهی را به نادرستی برود، از هر کجا بتواند به عقب برگردد به سودش خواهد بود. هر زمان کسی بتواند جلوی زیانش را بگیرد، کمترین سودش زیان ندیدن بیشتر است.)
ضرر کارکن، کار نکردن است.
ضرر کم را باید استقبال کرد. (یا ضرر کم را باید دستش را بوسید.) (معنی: هر چه باشد زیان کم بر زیان بزرگ برتری دارد و بیشتر از آن تاب آوردنیست.)
ضرورت، ترش را شیرین کند. (معنی: در زمان نیاز و ناچاری، هر چیز نشدنی، شدنی میشود.)
ضعیف کش. (یا ضعیف چزان.) (معنی: این اصطلاح برای کسی بهکار میرود که گرایش به آزار کردن و زیرفشار گذاشتن زیردستان و آدمهای ناتوان دارد.)
ضیافت پای پس هم دارد. (معنی: هر مهمانی رفتن، مهمانی پس دادن هم بهدنبال دارد.)
ضیافت خور خوشامدگوی باشد. (معنی: این مثل دربارهی چاپلوسان و بادنجان دور قابچینانی که از نعمت و دارایی کسی بهرهمند میشوند و ناچار به چاپلوسی پردازند، بهکار برده میشود.)
ضیافتها کوتاه و عمر طولانی.
گردآوری: فرتورچین





