غزل شماره‌ی ۲۴ دیوان حافظ: مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

غزل شماره‌ی ۲۴ دیوان حافظ: مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۴ - مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

 

۱. مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست - که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست
معنی: از منِ همیشه مست، مراسم بندگی و وفاداری به عهد و پیمان الهی و پرهیزکاری توقع مدار، چرا که از روز الست به باده‌نوشی مشهور و شناخته شدم.

 

۲. من همان دم که وضو ساختم از چشمه‌ی عشق - چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
معنی: من از همان لحظاتِ اولیه‌ی روز الست که با آبِ سرچشمهِ عشق وضو گرفتم، بر هر چه که در جهان هستی است پشتِ پا زدم.

 

۳. می بده تا دهمت آگهی از سِرّ قضا - که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
معنی: پیاله‌ای از می به من بیاشامان تا مست شده تو را از راز بزرگ سرنوشتِ خود آگاه کنم که به حکم ازلی و سرنوشت، عاشقِ رو و مستِ بویِ چه کسی شده‌ام.

 

۴. کمر کوه کم است از کمر مور اینجا - ناامید از در رحمت مشو ای باده‌پرست
معنی: بار عشق سنگین و در زیر آن، کمرِ کوه از میانِ مور ضعیف‌تر است و به ناچار رشته‌ی عبودیت و عهد و پیمان الهی از هم می‌گسلد و تو ای باده‌پرست، همچون من از رحمت پروردگار ناامید مباش.

 

۵. بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد - زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
معنی: به غیر از چشمِ مستِ آن فتانه که خدا از چشم بدش به دور دارد، در زیر این گنبدِ کبود، کسی دیگر به‌مانند او در زیر طاق ابروان، دلبرانه بر جای خود خوش ننشسته است.

 

۶. جان فدای دهنش باد که در باغ نظر - چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست
معنی: ای جان من به قربان دهانِ او باد که در باغ آفرینش هر چه نگاه کردم، خدا زیباتر از آن، غنچه‌ای نیافریده است.

 

۷. حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد - یعنی از وصل تواَش نیست بجز باد به دست
معنی: حافظ از نیرو و امکانات عشق تو به قدرت سلیمانی رسید با این تفاوت که به‌جُز بادی که در اختیار سلیمان بود، در دست من چیزی از نعمتِ وصالِ تو باقی نماند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۴ دیوان حافظ:
صلاح در این است که فعلا به عهدی که بسته‌ای عمل کنی. درست است که پشیمان شده‌ای، اما خود را به‌دست سرنوشت سپرده‌ای. رحمت خداوند شامل حالت می‌شود و اقبال بلند و ثروت زیادی به تو می‌بخشد. اما مواظب باش با وزیدن باد غفلت زود همه چیز را از دست ندهی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
صلاح: نیکوکاری.
اَلَست: روزی که آفریننده‌ی جهان انسان را بیافرید و از او پرسید که آیا من آفریننده و رِبِ شما نیستم و آن‌ها بلی گفتند. اشاره به آیه ۱۷۲ سوره‌ی اعراف: اَلَستُ بِرَبّکُم قالوُا بَلی.
چار تکبیر: چهار تکبیر، اشاره به چهار مرتبه تکبیر گفتن در نماز مِیت است که با آن میت را ترک می‌کنند و نیز کسی که بر او چهار تکبیر زده شد، دنیا و مافیها را ترک گفته است.
سِرّ قضا: راز سرنوشت.
چشمش مرساد: چشم بد به او مرساد، چشم زخم نبیند.
طارم فیروزه: سقف فیروزه‌ای، گنبد فیروزه‌ای، کنایه از آسمان است.
خوش نشستن: به خوشی و خوبی در جای خود قرار گرفتن.
باغ نظر: (اضافه تشبیهی) فرجه دیدارِ باغ مانند، دیدگاه.
غنچه نبست: غنچه نیافرید، کنایه از دهان غنچه مانند است.
چمن‌آرا: آرایشگر چمن و مقصود از چمن آرای جهان ذات پروردگار است.
سلیمانی: مانند سلیمان.
باد به‌دست: باد در دست داشتن، با دست خالی، محروم بودن.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری