غزل شماره‌ی ۵۷ دیوان حافظ: آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست

غزل شماره‌ی ۵۷ دیوان حافظ: آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۵۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۵۷ - آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست

 

۱. آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوست - چَشْمِ مِیگون، لبِ خَندان، دِلِ خُرَّم با اوست
معنی: آن سبزه نمکین که همه‌ی شیرینی و لطف موجود در دنیا را در خود جمع کرده چشمانش با حالت مستی شراب و لبانش خندان و دلش سرشار از نشاط است.

 

۲. گرچه شیرین‌‌دَهَنان پادشهان‌اند ولی - او سلیمانِ زمان است که خاتَم با اوست
معنی: هرچند شیرین گفتاری! پادشاه وقت است (تعریض و طنزی به مناسبت بددهنی و زشت گفتاری امیر مبارزالدین) اما آن سبزه نمکین، سلیمان زمانه است که نگین پادشاهی (ولایت عهدی) را در اختیار دارد.

 

۳. روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک - لاجَرَم، هِمَّتِ پاکانِ دو عالَم با اوست
معنی: او خوشرو و با فضیلت و پاکدامن است و بی‌شبهه همت و اراده پرهیزکاران دو عالم (دم همت مردان پاک طینت دو عالم) را با خود دارد.

 

۴. خالِ مُشْکین که بدان عارِضِ گَنْدُمگون است - سِرِّ آن دانه که شُد رَهْزَنِ آدَم با اوست
معنی: خال جذاب و فریبنده‌ای که به چهره‌ی گندمگون اوست راز آن دانه‌ی گندمی که آدم را از راه به در برد در خود دارد.

 

۵. دلبرم، عَزْمِ سَفَر کَرْد خُدا را یاران - چه کُنَم با دِلِ مجروح؟ که مَرْهَم با اوست
معنی: یار من تصمیم به سفر رفتن دارد. ای دوستان برای خاطر خدا بگویید (در غیابش) با دل خونین خود چه کنم که مرهم دل من در اختیار اوست.

 

۶. با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌‌دِل - کُشْت ما را و دَمِ عیسیِ مَریم با اوست؟
معنی: این ویژگی او را با که در میان نهم که آن یار سنگین دل ما را کشت در حالی که دم روح‌بخش حضرت عیسی را با خود دارد.

 

۷. «حافظ» از مُعْتَقِدان است گرامی دارَش! - زان که بخشایشِ بس روحِ مُکَرَّم با اوست
معنی: حافظ از ارادتمندان توست. او را گرامی دار که برکت و همت و شفاعت صدها روح بزرگ را با خود دارد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۵۷ دیوان حافظ:
آن کسی را که بسیار دوست می‌داری چند صباحی از او جدا می‌شوی و کسی را برای درد دل نمی‌یابی، اما ایمان به خداوند و صبر باعث می‌شود این جدایی را تحمل کنی. فکر نکن که دیگر آخر زمان شده، باز هم نکته‌ها و اتفاقات بسیار خوبی پیش خواهد آمد که دل مرده‌ی تو را زنده می‌کند. به امید بخشش خداوند باش.

 

معنی برخی واژگان غزل:
سیه‌چرده: سیه‌فام، سبزه نمکین.
چشم میگون: چشم با رنگ شرابی، چشمی که مانند شراب حالت مستی در خود دارد.
شیرین دهنان: آنان که کلامی شیرین دارند و این‌جا به‌حالت طنز و تعریض به‌منظور ذکر بد دهنی امیر مبارز‌الدین به کار رفته است.
سلیمان: سلیمان فرزند حضرت داوود از انبیای بنی اسرائیل که باد به فرمان او بود و انگشتری با نگینی که نام اعظم بر آن حک شده بود در دست داشت و همه‌ی ممالک به فرمان او بودند.
خاتم: انگشتری.
همت: عزم، اراده و در اصطلاح عرفا توجه کامل به حق تعالی به‌منظور تحصیل کمال و رسیدن به حق.
پاکان: مردان خدا، اولیاء‌الله.
خال شیرین: خال جذاب و خوش منظر، خال فریبنده.
دم عیسی: نفس حضرت عیسی، مسیحانفس و زنده کننده‌ی مردگان.
معتقدان: عقیده‌مندان، پیروان.
روح مکرم: روح کریمانه، کنایه از روح اولیاء و مردان حق.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری