
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۶۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۶۳ - روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
۱. رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست - در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
معنی: با اینکه کسی روی تو را ندیده، هزاران نگهبان و مراقب داری و در حالی که هنوز چون غنچهی نشکفته میمانی صدها بلبل عاشق گرد تو میگردند.
۲. گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست - چون من در آن دیار هزاران غریب هست
معنی: آمدن من به کوی و برزن تو چندان شگفتی ندارد، هزاران آواره چون من در این دیار گرد آمدهاند.
۳. در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیست - هر جا که هست پرتوِ رویِ حبیب هست
معنی: در مذهب عشق، میان خانقاه و میخانه فرقی نیست که در همه جا پرتو نور محبوب جلوهگر است.
۴. آن جا که کارِ صومعه را جلوه میدهند - ناقوسِ دِیرِ راهب و نامِ صلیب هست
معنی: در صومعه، آنجا که با جلوهگری و سرودخوانی بهکار عبادت میپردازند قانون شریعت دیر راهب و نام و شمایل صلیب حاکم بر عبادتگاه است.
۵. عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد - ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
معنی: کجاست آن عاشق صادق که محبوب به او عنایت و توجهی نکرده باشد؟ این بزرگوار درد و درمندی نمیبینم وگرنه طبیب معالج وجود دارد.
۶. فریادِ حافظ این همه آخِر به هرزه نیست - هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست
معنی: حافظ بیسبب و از روی بیدردی این همه ناله و فریاد نمیکند پای سرگذشتی عجیب و پیشآمدی غریب در میان است.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۶۳ دیوان حافظ:
در راهی که قدم نهادهای هزاران رقیب داری که باید از میدان به در کنی. احساس غریبی میکنی، اما به همین زودی چشمت به جمال یار روشن میشود و همگان برای این وصل جشن خواهند گرفت. هیچ دردی نیست که درمان نداشته باشد. طبیب درد تو هم رسیدن به یار است.
معنی برخی واژگان غزل:
رقیب: مراقب و نگهبان.
عندلیب: بلبل.
غریب: عجیب، شگفتآور، آواره از وطن.
خانقاه: خانگاه، محلی که درویشان و صوفیان جمع شوند وبرای آنها خان طعام بگسترانند.
خرابات: میخانه و روسپیخانه و محل فسق و فجور، بیت اللطف.
صومعه: عبادتگاه و دیر راهب مسیحی و مجازا عبادتگاه مسلمانان زاهد.
ناقوس: زنگ بزرگ کلیسا.
ناموس: احکام الهی، قانون شریعت.
دیر: عبادتگاه و اقامتگاه راهبان مسیحی.
راهب: کشیش عابد مسیحی، ترسای پارسا.
صلیب: چلیپا، علامتی به شکل چوبهی دار که مسیحیان به گردن آویخته و در کلیسا رو به آن عبادت میکنند.
هرزه: بیهوده.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





