غزل شماره‌ی ۶۷ دیوان حافظ: یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست

غزل شماره‌ی ۶۷ دیوان حافظ: یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۶۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۶۷ - یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست

 

۱. یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست؟ - جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانه‌ی کیست؟
معنی: خدایا! جویا شوید که این شمع روشنی‌بخش دل که آتش در جان من افکند از کدام خانه و عزیز و دلربای چه کسی است؟

 

۲. حالیا خانه‌براندازِ دل و دین من است - تا در آغوشِ که می‌خسبد و هم‌خانه‌ی کیست؟
معنی: (او) اکنون ویرانگر و بر باد دهنده‌ی دل و دین من است (باید دید) تا هم‌خوابه و هم‌خانه‌ی چه کسی است؟

 

۳. باده‌ی لعلِ لبش کز لبِ من دور مباد - راحِ روحِ که و پیمان‌ده پیمانه‌ی کیست؟
معنی: لب همچون شراب سرخ او که آرزو دارم از لب من دور نباشد، مایه‌ی نشاط و متعهد به چه کسی است؟

 

۴. دولتِ صحبتِ آن شمعِ سعادت‌پرتو - باز پرسید خدا را که به پروانه‌ی کیست؟
معنی: برای خاطر خدا بپرسید که با اجازه‌ی چه کسی می‌توان از شرف همنشینی و مصاحبت این شمع تابنده‌ی نور خوشبختی برخوردار شد؟

 

۵. می‌دهد هر کَسَش افسونی و معلوم نشد - که دلِ نازکِ او مایلِ افسانه‌ی کیست!
معنی: هر کسی در گوش او وردی می‌خواند و سخنی می‌نشاند و آشکار نیست که دل ساده و بی‌پیرایه‌ی او به‌سوی چه کسی تمایل دارد؟

 

۶. یا رب آن شاه‌وَشِ ماه‌رخِ زهره‌جبین - دُرِّ یکتایِ که و گوهر یک‌دانه‌ی کیست؟
معنی: خدایا! این شاه وارث ماهروی زهره پیشانی گوهر یکتا و بی‌همتای کیست؟

 

۷. گفتم آه از دلِ دیوانه‌ی حافظ بی‌تو - زیرِ لب خنده‌زنان گفت که دیوانه‌ی کیست؟
معنی: (به او) گفتم بی‌وجودی تو وای بر دل دیوانه‌ی حافظ (و او) در حالی که تبسم استهزاءآمیزی بر لب داشت آهسته پرسید که دلت دیوانه‌ی چه کسی است؟

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۶۷ دیوان حافظ:
اگر در عشق شکست خورده‌ای تقصیرکسی نیست و افسوس خوردن بی‌فایده است و از دست کسی کاری برنمی‌آید. همت کن، از جای برخیز و کارهای گذشته را جبران کن، انشاالله که موفق می‌شوی. دنیا به آخر نرسیده است باز هم وقت برای پیمان بستن و دولت زیاد داری.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دل‌افروز: دلپسند، دل‌فروز، روشن کننده دل.
جانانه: معشوق، محبوب، دلربا.
حالیا: الحال، اکنون، در این زمان، فعلا.
خانه برانداز: خانه خراب کن، ویرانگر.
می‌خسبد: خواهد خوابید.
هم‌خانه‌ی کیست: هم خانه که خواهد بود.
راح: شراب، شادمانی، نشاط، نام یکی از سی‌الحال باربُد.
راحِ روح: راحت جان، نشاط‌بخش روح، شراب روح‌پرور.
پیمان ده: هم‌پیمان.
پیمان ده پیمانه کیست: هم‌پیمان و هم‌پیاله‌ی کیست.
دولت صحبت: توفیق و شرف همنشینی.
سعادت پرتو: میمنت اثر.
شمع سعادت پرتو: شمعی که نور خوشبختی و سعادت می‌پراکند.
خدا را: از برای خدا، به خاطر خدا.
پروانه: جواز، اجازه.
افسون: ورد جادوگر، مجازا به‌معنای چرب‌زبانی و حیله‌گری.
افسانه: سخنان مبالغت‌آمیز، داستان و سرگذشت، قصه.
زهره جبین: با پیشانی نورانی.
در یکتا: مروارید درشت که تنها در دل یک صدف پرورش یافته و درشت و گران‌بهاست، در یتیم، گوهر یکدانه و بی‌مانند.
زیر لب: به آهستگی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری