غزل شماره‌ی ۶۸ دیوان حافظ: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست

غزل شماره‌ی ۶۸ دیوان حافظ: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۶۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۶۸ - ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست

 

۱. ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست - حالِ هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی‌ست؟
معنی: جانانه‌ی مهوشِ من، در این هفته از شهر بیرون رفته و دوری او در چشمم به درازی سالی آمده است. تو چه می‌دانی که حالت فراق و دوری تا چه حد دشوار است.

 

۲. مردم دیده ز لطفِ رخِ او در رخِ او - عکس خود دید، گمان برد که مشکین خالی‌ست
معنی: تصور مردمک دیده‌ام به سبب نرمی و لطافت چهره‌ی‌ دلدار در صورت او منعکس شد و او به گمانش که خال مشکینی را در آن چهره می‌بیند.

 

۳. می‌چکد شیر هنوز از لبِ هم‌چون شکرش - گر چه در شیوه‌گری هر مژه‌اش قَتّالی‌ست
معنی: (تو گویی) هنوز از لب شکرین این نوجوان بوی شیر مادر می‌آید هرچند که در دلبری و فریبندگی هر مژه‌ی او به‌مانند قاتل بی‌رحمی می‌ماند.

 

۴. ای که انگشت‌نمایی به کرم در همه شهر - وه که در کارِ غریبان، عَجَبَت اِهمالی‌ست
معنی: ای آن‌که در همه‌ی شهر به بذل و بخشش مشهوری جای شگفتی است که نسبت به غریبان بی‌اعتنا و بی‌توجهی.

 

۵. بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهرِ فرد - که دهانِ تو در این نکته خوش استدلالی‌ست
معنی: از این پس در وجود کوچک‌ترین ذره‌ی اتمی تردیدی به دل راه نمی‌دهم چرا که بهترین مثال و درستی این معنا دهان توست.

 

۶. مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد - نیّتِ خیر مگردان که مبارک فالی‌ست
معنی: خبر خوشی رسیده که از سوی ما خواهی گذشت این نیت خیر را تغییر مده که پیشامد و اتفاق نیکویی است.

 

۷. کوهِ اندوهِ فراقت به چه حالت بکِشد؟ - حافظِ خسته که از ناله تنش چون نالی‌ست
معنی: تن خسته و ناتوان حافظ با چه تدبیری بار غمت را که چون کوهی سنگین است بکشد که از شدت ناله و زاری به مانند نی بوریا لاغر شده است.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۶۸ دیوان حافظ:
زیاد عجله می‌کنی، هرچند که همه می‌دانند چه روزهای سختی را پشت سر می‌گذاری. همگان ظاهر را می‌بینند، پس برای حفظ آبرو ظواهر را حفظ کن. بسیار بی‌تجربه‌ای، اما ادعای با تجربه بودن می‌کنی. کاری نکن که انگشت‌نما شوی، تو جوهر خوبی برای کار داری. همین مسئله باعث می‌شود تو به مراد برسی و تن خسته‌ات التیام پیدا کند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
لطف: نرمی، نیکویی، دقیقه یا خصوصیتی از جمال و زیبایی و نازکی، لطافت، تری.
قتال: بسیار کشنده، کشنده‌ی حرفه‌ای.
انگشت‌نما: سرآوازه، مشهور، شناخته شده‌ی عموم.
شیوه‌گری: فریبکاری، دلربایی، ناز.
اهمال: سهل‌انگاری.
شایبه: شک و تردید.
جوهر فرد: کوچک‌ترین ذره از یک جسم که قابل تقسیم نباشد و در عین حال خاصیت آن جسم را در خود داشته باشد.
خوش‌استدلالی است: مناسب‌ترین دلیل و گواه است.
نال: نی باریک و میان‌تهی، کنایه از لاغری و سستی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری