غزل شماره‌ی ۸۰ دیوان حافظ: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت

غزل شماره‌ی ۸۰ دیوان حافظ: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۰ - عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت

 

۱. عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت! - که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت
معنی: ای زاهد پاک‌سرشت! بدی‌ها و بدنامی‌های رندان را بر ملا و آن‌ها را شماتت مکن که گناه دیگران را به‌پای تو نمی‌نویسند.

 

۲. من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش! - هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
معنی: من اگر بدم یا نیکم، تو در خود بنگر و خویشتن را نگهدار که آخر سر، هر کسی کشته‌ی خود را درو خواهد کرد.

 

۳. همه‌کس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست - همه‌جا، خانه‌ی عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت
معنی: مردمان، چه هشیار چه مست در راه رسیدن به محبوب در تکاپویند و همه جا، چه مسجد چه کنیسه جایگاه راز و نیاز با اوست (فرقی نمی‌کند).

 

۴. سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکده‌ها - مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت
معنی: سر من به حالت تسلیم و رضا بر خشت در میکده‌ها فرود می‌آید (حال اگر) مدعی درک این معنا و فهم این مطلب نمی‌کند چه بهتر که سر به خشت بسپارد.

 

۵. ناامیدم مکن از سابقه‌ی لطفِ اَزَل - تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟
معنی: مرا از لطف ازلی و مستمر آفریدگار توانا نومید مگردان. داوری تو در پشت پرده روز حساب، از نیکی‌ها و بدی‌ها بر چه و میزان استوار است؟

 

۶. نه من از پرده‌ی تقوا به درافتادم و بس - پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت
معنی: تنها من نیستم که از خلوت تقوا و جاده‌ی پرهیزکاری به در و به دور افتاده‌‌ام، پدر من، آدم ابوالبشر هم به همین گناه از بهشت جاویدان به دور افتاد.

 

۷. حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی - یک‌سر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت
معنی: ای حافظ اگر به هنگام مرگ به خرابات رفته و جامی درکشی بی‌هیچ عذابی یکسره در بهشت جاویدان چشم‌خواهی گشود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۰ دیوان حافظ:
عیب‌جویی دیگران نکن. اول خودت را برطرف کن. تو چه خوب باشی و چه بد پای خودت نوشته می‌شود. این حق توست که هر طور بخواهی زندگی کنی و هدفی داشته باشی. حاجات تو یکی پس از دیگری برآورده شده و باز هم با نیاز به درگاه خدا می‌روی. تقوی را پیشه کن تا از پیشگاه حق رانده نشوی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
عیب: نقص، ننگ، بدنامی، آهو.
خود را باش: به خود بنگر، خود را نگهداری کن.
عاقبت کار: پایان کار، کنایه از روز جزاست.
خانه‌ی عشق: جایگاه راز و نیاز با معبود.
سروخشت: سر به خشت لحد گذار، سرت را به خشت بزن.
سابقه‌ی لطف ازل: استمرار لطف ازلی الهی، لطف قدیمی و ازلی خداوندی که شامل حال بندگان است.
خلوت تقوی: گوشه‌ی پرهیزکاری، کنایه از مرز تقوی و پا بیرون نهادن از آن است.
روز اجل: به هنگام فرا رسیدن مرگ.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری