غزل شماره‌ی ۸۹ دیوان حافظ: یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

غزل شماره‌ی ۸۹ دیوان حافظ: یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۹ - یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

 

۱. یا رب سببی ساز که یارم به سلامت - بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت
معنی: خدایا وسیله‌ای فراهم کن که محبوب من به سلامت از سفر بازگشته و مرا از رنج و عذاب سرزنش مردم رهایی بخشد.

 

۲. خاکِ رهِ آن یارِ سفرکرده بیارید - تا چشمِ جهان بین کُنَمَش جایِ اقامت
معنی: خاک راهی را که آن محبوب سفر کرده از آن عبور کرده بیاورید تا آن را در چشمان بینای خود جای دهم.

 

۳. فریاد که از شش جهتم راه بِبَستند - آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
معنی: به فریادم برسید که خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت دلدار از شش جهت راه را بر من بسته و مرا در تنگنا قرار داده‌اند.

 

۴. امروز که در دستِ توام مرحمتی کن - فردا که شَوَم خاک چه سود اشکِ ندامت
معنی: امروز که زنده و در اختیار توام به من لطف داشته باش، چه فایده که فردا که بَدَل به خاک شدم برایم اشک پشیمانی بباری.

 

۵. ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق - ما با تو نداریم سخن، خیر و سلامت
معنی: ای کسی که با زبان و حرف و قال و مقال ادعای عشق و عاشقی می‌کنی، ما را با تو حرفی و کاری نیست. برو به سلامت.

 

۶. درویش مکن ناله ز شمشیرِ اَحِبّا - کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
معنی: این درویش از ضربه‌ی شمشیر محبوبان منال که این جماعت از کشته خود (هم) مطالبه‌ی غرامت و خون‌بها می‌کنند.

 

۷. در خرقه زن آتش که خمِ ابرویِ ساقی - بر می‌شکند گوشه‌ی محراب امامت
معنی: آتش در خرقه‌ی پرهیزکاری بزن که هلال ابروی ساقی، محراب امام نماز جماعت را از رونق می‌اندازد.

 

۸. حاشا که من از جور و جفای تو بنالم - بیدادِ لطیفان همه لطف است و کرامت
معنی: خدا نکند که من از جور و جفای تو ناله سر کنم که بیداد و جفای صاحبان لطف، از سر احسان و بزرگواری است.

 

۹. کوته نکند بحث سرِ زلف تو حافظ - پیوسته شد این سلسله تا روزِ قیامت
معنی: حافظ در شرح و بیان زلف تو کوتاهی و قصور نمی‌کند که این رشته به قیامت پیوسته و سر دراز دارد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۹ دیوان حافظ:
راه به جایی نداری. همه‌ی درها به رویت بسته شده و فکر می‌کنی دنیا نیز از هر جهت روی خشم به تو نشان می‌دهد. دیگران هم به‌جای کمک مسخره‌ات می‌کنند و مدام ایراد می‌گیرند. پس تو هم رازهای درونت را فاش نکن. امیدوار باش. تو تا روز قیامت با جور زمانه در جنگ و ستیز هستی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
سببی‌ساز: وسیله‌ای فراهم کن.
بند ملامت: تله و دام سرزنش و شماتت.
شش جهت: کنایه از چهار شرق و غرب و شمال و جنوب و بالا و پایین است.
خط: در این‌جا از موی نورسته بر چهره و پشت لب است.
تقریر و بیان: گفتار و بیان.
خیر و سلامت: برو به خیر و سلامت، خداحافظ.
غرامت: خون‌بها، تاوان.
خم ابرو: انحنای ابرو، کمان ابرو.
محراب امامت: محل نمازگزاردن امام مسجد.
لطیف: نیکو، لطف کننده، از صفات الهی.
این سلسله: این بحث مسلسل و مداوم و پشت سرهم.
حاشا: دور باد، معاذ‌الله، مبادا، خدا نکند.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری