
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۰۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۰۰ - دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد
۱. دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد - گفتا شراب نوش و غمِ دل بِبَر ز یاد
معنی: یادش به خیر پیر میفروش. دیروز گفت شراب بنوش و غم دل را از یاد ببر.
۲. گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ - گفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد
معنی: (به او) گفتم شراب شهرت و آبروی مرا از بین میبرد پاسخ داد این سخن را بپذیر: هر چه پیش آید خوش آید.
۳. سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست - از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
معنی: چون سود و زیان و سرمایه، همه از دست رفتنی است از برای این دادوستد نه غمگین باش و نه شادمانی کن.
۴. بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ - در معرضی که تخت سلیمان رَوَد به باد
معنی: در دنیایی که تخت سلیمان بر باد میرود اگر دل به چیزی بندی، باد در دست خواهی داشت.
۵. حافظ گرت ز پندِ حکیمان مَلالت است - کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد
معنی: حافظ اگر از پند خردمندان دلتنگ و آزردهخاطر میشوی، سخن کوتاه میکنیم و آرزوی عمر دراز برای تو داریم.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۰۰ دیوان حافظ:
توکل به خدا کن. در کاری که انجام میدهی بدی وجود ندارد و عاقبت بسیار خوبی دارد. قبول کن چیزی را از دست نمیدهی. غصه نخور. شاد باش که به مقام و پول یکجا دست پیدا میکنی. از پند دیگران ناراحت نشو. عمرت هم طولانی است.
معنی برخی واژگان غزل:
دی: دیروز.
پیر میفروش: قطب و مراد و راهنما، تصویر ذهنی حافظ از یک انسان کامل مجرب و راهنما و چنین است پیر مغان.
ذکرش به خیر باد: جملهی دعاییه بهمعنای یادش بهخیر.
ننگ: بدنامی.
نام و ننگ: شهرت و آبرو.
گفتا: گفت.
مایه: سرمایه.
دلنهی: دلببندی.
معرض: جای عرضه کردن، مکان، کنایه از دنیا.
حکیم: فرزانه، دانا.
ملالت: دلتنگی، افسردگی.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





