
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۹۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۹۸ - اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
۱. اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح - صلاحِ ما همه آن است کآن تو راست صلاح
معنی: اگر در مذهب و ملت تو ریختن خون عاشق حلال است صلاح ما هم در صلاح تو است.
۲. سوادِ زلفِ سیاهِ تو جاعِلُ الظُّلُمات - بَیاضِ رویِ چو ماهِ تو، فالِقُ الأصباح
معنی: سیاهی زلف تو چنان است که گویی بهوجود آورندهی تاریکیهاست و سپیدی چهرهی چون ماه تو شکافنده و پدیدآورندهی صبح است.
۳. ز چینِ زلفِ کمندت کسی نیافت خلاص - از آن کمانچهی ابرو و تیرِ چشم، نَجاح
معنی: هیچکس از شکن گیسوی خم اندر خم تو رهایی نیابد و از آن کمان کوچک ابروان و تیر نگاه آیا چشم رستگاری توان داشت؟
۴. ز دیدهام شده یک چشمه در کنار روان - که آشنا نکند در میان آن، مَلّاح
معنی: آنچنان میگریم که از اشک دیدهام چشمهای در کنارم جاری شده است که ملاح نمیتواند در آن چشمه شنا کند.
۵. لبِ چو آبِ حیاتِ تو هست قُوَّتِ جان - وجودِ خاکیِ ما را از اوست ذکرِ رَواح
معنی: لب چون چشمهی نوش تو، نیروبخش جان است و برای پیکر خاکی ما همچون دعای شبانه است.
۶. بداد لعلِ لبت بوسهای به صد زاری - گرفت کام دلم زو به صد هزار اِلحاح
معنی: لب لعل تو با صد نوع زاری و نیاز بوسهای داد و دل من با صد هزار اصرار و پافشاری، از لب تو کام گرفت.
۷. دعای جانِ تو وردِ زبان مشتاقان - همیشه تا که بُوَد متّصل مَسا و صَباح
معنی: تا زمانی که شب و روز به هم متصل هستند و در پی هم میآیند و میروند، پیوسته ذکر زبان عاشقان، دعا برای جان تو است.
۸. صَلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ - ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
معنی: ای حافظ، از ما طلب خیر و صلاح و توبه و تقوا را مکن. زیرا از رند و عاشق و دیوانه، کسی انتظار اینها را ندارد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۹۸ دیوان حافظ:
هر چیزی را که برای خود نمیپسندی برای دیگران هم مپسند. خود را گرفتار مسئلهای کردهای که نجات از آن بسیار سخت است. آنقدر خود را غرق در این کار کردهای که اطرافیان را از یاد بردهای. مقاومت کن حتی اگر مجبور شوی التماس کنی. خود را رهایی ده.
معنی برخی واژگان غزل:
صلاح: شایسته.
سواد: سیاهی
جاعل الظلمات: قرار دهندهی ظلمتها و تاریکیها.
بیاض: سفیدی.
فالق الاصباح: شکافندهی صبح.
نَجاح: رستگاری و پیروزی.
روان: جاری.
آشنا: شنا
ملاح: کشتیبان.
ذکر: دعا.
رواح: شبانگاه.
لعل: سنگ قیمتی سرخ رنگ، لب از جهت سرخی به لعل مانند شده.
کام گرفتن: به آرزو رسیدن.
وِرد: ذکری که کسی آن را پیوسته زیر لب تکرار کند.
مشتاقان: عاشقان.
مسا: شب.
صباح: صبح.
صلاح: خیر و نیکی و پرهیزکاری.
رند: شخصی که ظاهرش در ملامت و باطنش در سلامت باشد.
مجنون: دیوانه.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





