غزل شماره‌ی ۱۰۶ دیوان حافظ: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

غزل شماره‌ی ۱۰۶ دیوان حافظ: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۰۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۰۶ - تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

 

۱. تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد - وجود نازکت آزرده‌ی گزند مباد
معنی: خدا کند که تنت به ناز و ادای طبیبان محتاج نشود و جسم لطیفت از صدمه و گزند آزرده نشود.

 

۲. سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست - به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
معنی: تندرستی همه‌ی جهانیان وابسته به سلامتی توست. خدا کند وجود تو با هیچ عارضه‌ای رنجور نشود.

 

۳. جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست - که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد
معنی: از برکت تندرستی توست که همه‌ی ظاهر و باطن و صورت و معنا به سرحد کمال می‌رسند. آرزومندم که چهره‌ی ظاهریت اندوهناک و ضمیر باطنت افسرده نباشد.

 

۴. در این چمن چو درآید خزان به یغمایی - رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد
معنی: امیدوارم به هنگامی که خزان تاراجگر به این چمن (و سرزمین) می‌رسد گذارش به (آن) سرو خوش قد و قامت نیفتد.

 

۵. در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد - مجالِ طعنه‌ی بدبین و بدپسند مباد
معنی: در آن پهنه‌ی مجلس که روی زیبای تو جلوه‌گری کند خدا کند که آدم بدبین و مشکل‌پسند فرصت بدزبانی نیابد.

 

۶. هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند - بر آتشِ تو به جز جانِ او سپند مباد
معنی: هر کس که روی چون ماه تو را با چشم بد بنگرد، تنها جان او باشد که پیوسته در آتش غم مانند اسفند بسوزد.

 

۷. شفا ز گفته‌ی شِکَّرفِشانِ حافظ جوی - که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد
معنی: از سروده‌ی شیرین حافظ طلب تندرستی و بهبودی کن تا برای درمان نیاز به شربت قند و گلاب نداشته باشی.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۰۶ دیوان حافظ:
از این‌که همیشه سلامت و تندرست هستی خدا را شکر نمی‌کنی. با این‌که ظاهرا خشن هستی، اما باطنی بس لطیف داری. از چشم زخم ایمن هستی. رقیب نداری. از طعنه‌ی اطرافیان نرنج. کار خودت را انجام بده. حاجت تو برآورده می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
ناز طبیبان: بی‌اعتنایی و تکبر پزشکان.
وجود: جسم، پیکر.
نازک: ظریف، لطیف، نازنین.
عارضه: حادثه، آسیب، درد و کسالت.
آفاق: جمع افق، کرانه‌ها، مجازا به‌معنای همه‌ی جهان.
کمال: کامل، تمام.
صورت و معنا: ظاهر و باطن.
یمن: نیک‌بختی، خجستگی، مبارکی، برکت.
صحت: سلامتی.
دژم: گرفته و درهم، غمگین و اندوهناک.
نژند: پریشان، غصه‌دار، افسرده.
یغمایی: تاراج‌گر، یغماگری.
سرو سهی: سرو راست قامت.
بساط: زمین پهناور و هموار و فراخ، گستردنی‌ها مانند و لوازم، مجازا به‌معنای مجلس آراسته و فراهم شده.
سپند: اسفند، تخم گیاهی که برای دفع چشم زخم در آتش می‌ریزند و به هنگام سوختن صدا می‌کند.
شفا: تندرستی و بهبود از مرض، بهبودی، در زبان فارسی با فتح شین گفته می‌شود.
که حاجتت: تا تو را حاجت، تا این‌که تو را نیاز.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری