
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۰۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۰۴ - جمالت آفتاب هر نظر باد
۱. جمالت آفتابِ هر نظر باد - ز خوبی رویِ خوبت خوبتر باد
معنی: روی زیبایت به مانند خورشید، روشنیبخش در پای دیدهی هر بیننده باد. روی خوبت از خوب هم خوبتر است.
۲. هُمای زلفِ شاهین شهپرت را - دلِ شاهانِ عالم زیرِ پَر باد
معنی: دل پادشاهان عالم زیر بال همای زلف چون شاهین تیز پرواز تو باد.
۳. کسی کو بستهی زلفت نباشد - چو زلفت درهم و زیر و زبر باد
معنی: کسی که به زلف دل نبسته باشد خدا کند که به مانند زلف تو درهم و برهم و پریشان گردد.
۴. دلی کو عاشقِ رویت نباشد - همیشه غرقه در خونِ جگر باد
معنی: الهی دلی که عاشق روی تو نیست همیشه غرق درغم و اندوه و دچار اضطراب باشد.
۵. بُتا چون غَمزهات ناوَک فشاند - دلِ مجروحِ من پیشش سپر باد
معنی: بگذار، آن زمان که چشمت با ناز و غمزه، تیر کرشمه پرتاب میکند، دل آزردهی من در برابر آن سپر گردد...
۶. چو لعل شکَّرینَت بوسه بخشد - مذاقِ جانِ من زو پُرشِکر باد
معنی: (و) چون لب لعل شیرین تو بوسه میبخشد، کام جان من از آن در شیرینی فرو رود.
۷. مرا از توست هر دم تازه عشقی - تو را هر ساعتی حُسنی دگر باد
معنی: هر لحظه عشق من به تو صورتی تازه به خود میگیرد. آرزومندم که تو هم هر ساعتی جلوهی تازهتری به خود بگیری.
۸. به جان، مشتاق روی توست حافظ - تو را در حالِ مشتاقان نظر باد
معنی: حافظ به جان اشتیاق دیدن روی تو را دارد. از خدا میخواهم که تو هم به حال دوستداران خود توجه داشته باشی.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۰۴ دیوان حافظ:
روز به روز کارت رونق بیشتر میگیرد. همای سعادت بالای سرت سایه انداخته است. در جستجوی چیزی هستی که نزدیک توست. بیشتر دقت کن، پیدایش میکنی. هر کس خواست به تو بلایی برساند خود دچار بلا شد. هر لحظه مقامت و زندگیات بهتر از لحظهی پیش میشود. در این حال از یاد خدا غافل نشو.
معنی برخی واژگان غزل:
همای زلف: (اضافهی تشبیهی) زلف به علت در دست باد بودن در فضا به مرغ هما تشبیه شده.
زلف شاهین شهپر: (اضافهی تشبیهی) زلف به شهپر شاهین تشبیه شده است.
همای زلف شاهین شهپر: گیسوان در دست باد.
بستهی زلف: اسیر زلف، گرفتار زلف.
غرقه در خون جگر باد: در غم و اندوه غرق باد، در مضیقه باد، در اضطراب باد.
بتا: بگذار تا، بِهِل تا.
ناوک: تیر.
ناوک فشاند: تیر پرتاب کند.
لعل شکرین: لب قرمز رنگ شیرین گفتار.
مذاق: جای ذائقه، چشایی.
مذاق جان من زو پر شکر باد: کام جام من از آن شیرین باد.
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد: ساعت بهساعت حسنت فزون باد، حسن تو همیشه در فزون باد.
به جان: از صمیم جان، با تمام وجود.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





