غزل شماره‌ی ۱۹۹ دیوان حافظ: واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

غزل شماره‌ی ۱۹۹ دیوان حافظ: واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۹۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۹۹ - واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

 

۱. واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند - چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!
معنی: اندرزگویان که در محراب نماز و بر بالای منبر در لباس پرهیزکار نمایان می‌شوند همین که در خلوت تنها شدند، به کارهای دیگری می‌پردازند!

 

۲. مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس - توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟
معنی: برای من مشکلی پیش آمده است. از فقیه مجلس بپرس، چرا آنان که به مردم دستور توبه می‌دهند خودشان کمتر به آن عمل می‌کنند.

 

۳. گوییا باور نمی‌دارند روزِ داوری - کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند
معنی: به گمانم آن‌ها به روز قیامت و جزا اعتقادی ندارند که این همه در کار خدا تقلب و فریبکاری روا می‌دارند.

 

۴. یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان - کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند
معنی: خدایا این تازه به دولت رسیده‌ها که به داشتن غلام و مرکب سواری استر، این همه ناز و تفاخر و تکبر می‌فروشند، سر جای خودشان بنشان.

 

۵. ای گدای خانِقَه، بَرْجَه که در دِیرِ مُغان - می‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند
معنی: ای درویش تهیدست خانقاه، از جای خود برخیز و به محفل عارفان روی آور که در این‌جا با نوشانیدن آبی به دل‌ها نیرو و غنا و بی‌نیازی می‌بخشند.

 

۶. حُسنِ بی‌پایان او، چندان که عاشق می‌کُشد - زمره‌ی دیگر به عشق از غیب سَر بَر می‌کنند
معنی: به همان اندازه که حسن و جمال بی‌حد او عاشقان را از پای درمی‌آورد، گروه دیگری سودایی عاشق پیشه از غیب سر می‌رسند.

 

۷. بر درِ می‌خانه‌ی عشق ای مَلَک، تسبیح گوی - کاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر می‌کنند
معنی: ای فرشته، بر در کارگاه سازندگی عشق با تکبیر و از روی نیایش سجده کن زیرا در آن‌جا خاک سرشت آدم را (با آب عشق) خمیر می‌کنند.

 

۸. صبح‌دم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت - «قُدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر می‌کنند»
معنی: به هنگام سحر از سوی عرش آواز و همهمه‌ای به گوش می‌رسید. عقل گفت به گمانم فرشتگان آسمانی مشغول خواندن و از بر کردن شعر حافظ‌اند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۹۹ دیوان حافظ:
مشکلی داری، به‌جای این‌که آن را حل کنی، کاری می‌کنی که اوضاع بدتر شود. با دغل‌بازی و دروغ کاری از پیش نمی‌بری. عقلت را به‌کار نمی‌اندازی. به عبادت بپرداز و کمی فکر کن تا دلت قوی شود. تو حسن‌های زیادی داری که پنهان مانده‌اند. ذات تو خوب است، ولی ظاهرا خود را بد نشان می‌دهی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
واعظ: وعظ کننده، پند دهنده، اندرزگو، نصیحت‌گو.
جلوه: نمود، تظاهر.
محراب: مکانی که امام جماعت در مسجد نماز می‌گزارد.
منبر: کرسی که واعظ بر آن قرار گرفته وعظ می‌کند.
خلوت: مکان تنهایی، مکان خالی از اغیار، کنایه از منزل و خوابگاه اختصاصی.
آن کار دیگر: کار دیگری غیر از آن‌که در وعظ گفتند.
توبه‌فرمایان: آن‌ها که دستور توبه می‌دهند، کنایه از واعظان و اندرزگویان.
روز داوری: روز قیامت.
قَلب: وارون کردن، دگرگون جلوه دادان.
دغل: اشتباه کاری، تقلب، فریبکاری.
داور: قاضی، کنایه از خداوند متعال در روز داوری.
خاک بر سر می‌کنند: در زیر خاک پنهان و بر روی آن خاک می‌ریزند، کنایه از بی‌اعتنایی و تحقیر.
نو دولت: تازه به منصب و جاه و مقام رسیده.
بر خَر خودشان نشان: سر جای خود شان بنشان، به‌جایی که استحقاق آن دارند بازگردان.
ناز: تفاخر.
استر: قاطر، مرکب سواری.
می‌دهند آبی: آبی می‌دهند، شرابی می‌دهند.
توانگر: با توان، با نیرو، بی‌نیاز.
حسن بی‌پایان: جمال و زیبایی نامحدود و بی‌نهایت.
زمره: گروه.
تسبیح: نیایش، ذکرخدا، خدا را به پاکی و بی‌نیازی یاد کردن.
طینت: مقداری از گِل، نِهاد اولیه‌ی آدم که از مصالح خاکی برگرفته شده است.
مخمر: خمیر کردن، سِرشتن.
خروش: بانگ و صدا و همهمه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری