
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۰۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۲۰۰ - دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
۱. دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟ - پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
معنی: میدانی که آواز چنگ و عود چه میگویند؟ (میگویند) پنهانی شراب بنوشید که (زاهدان ریایی) شرابخوار را تعزیر میکنند.
۲. ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرند - عیبِ جوان و سرزنشِ پیر میکنند
معنی: (میگویند که زاهدان ریایی) شرف و آبروی عاشقان را میبرند و به خردهگیری جوانان و سرزنش پیران میپردازند.
۳. جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز - باطل در این خیال که اِکسیر میکنند
معنی: مانند برخی از کیمیاگران که فکر میکنند دارند مس را طلا میکنند، رفتار ظاهربینان صرفا قلبشان را تیره و سیاه کرده است.
۴. گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید - مشکل حکایتیست که تَقریر میکنند
معنی: میگویند از گفت و شنو دربارهی سر عشق بپرهیزید و این پیشنهاد مشکلی است که بیان میدارند.
۵. ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب - تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
معنی: ما از بیرون در گول پندارها و وعدههای واهی را خورده و نمیدانیم در درون سراپرده دربارهی ما چه میاندیشند.
۶. تشویشِ وقتِ پیرِ مغان میدهند باز - این سالِکان نگر که چه با پیر میکنند
معنی: این سالکان و رهروان مبتدی را بنگر که چگونه وقت پیر مغان را هدر داده و با پیر طریقت چگونه رفتار میکنند.
۷. صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید - خوبان در این معامله تقصیر میکنند
معنی: صد کشور دل را میتوان با نیمنگاه لطفآمیز خریداری کرد. خوبرویان در این معامله کوتاهی میکنند.
۸. قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست - قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
معنی: گروهی وصال یار را وابسته به سعی و کوشش خود و گروهی دیگر آن را به مشیت الهی وا میگذارند.
۹. فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر - کـاین کارخانهایست که تغییر میکنند
معنی: مختصر کلام اینکه بر ثابت ماندن روزگار پشتگرم مباش، زیرا دنیا بهمانند کارگاهی است که پیوسته روش آن را تغییر میدهند.
۱۰. مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب - چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
معنی: شراب بنوش که چون نیک بنگری شیخ و حافظ و فقیه و محتسب همه اهل تزویر و ریاکاریاند.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۲۰۰ دیوان حافظ:
اینقدر به مال و ثروت خود مغرور نشو. به مال دنیا اعتمادی نیست. هر آن میسوزد و از بین میرود. محبت و عشق را نمیتوان با پول خرید. ثروت قلب را تیره میکند. برای عبادت نگو که معذورم. تو هر چه داری از لطف خداست. همانهایی که در اطرافت هستند، در زمان بدبختی تو را به نیمجو هم نمیخرند. پس لااقل با خدا باش.
معنی برخی واژگان غزل:
چنگ: ساز سر خمیده با تارهای متعدد ابریشمی و رودهای و فلز، از اختراعات ایرانیان قدیم که با انگشتان هر دو دست مینواختند.
عود: ساز زهی به شکل بربط که سر آن به پشت خم شده و خوشنوازترین وسایل طرب است و کاسهی آن از پوست پوشیده است، «عود» عربی و نام فارسی آن «رود» است.
تقریر کردن: بیان کردن.
تعزیز: تادیب، با زدن تازیانهی ریسمانی کمتر از حد شرعی یا زدن تعدادی تازیانه بر حسب حکم حاکم شرع برای موارد خلافی که حد قطعی آن مورد اتفاق علماء نیست.
ناموس: حرمت، شرف و آبرو، عزت؛ همچنین فریب و زرق.
رونق: رواج، جلوهی گرمی بازار.
تکفیر: به بیدینی نسبت دادن، به کفر منسوب کردن، کسی را کافر خواندن و شرب خمر میتواند سبب تکفیر کسی شود.
منع: بازداشتن، نهی از منکر، جلوی کاری یا چیزی را سد کردن.
رمز: سِر، نشانی پنهان و پوشیده.
مغرور: فریفته، گول خورده.
تدبیر کردن: اندیشیدن، راه چاره را پیدا کردن.
تشویش: پریشانی، آشفتگی.
نظر: نگاه، نگاهی از سر لطف.
تقصیر: کوتاهی کردن.
به جدو جهد نهادند: بر پایهی کوشش قرار دادند.
تقدیر: سرنوشت ازلی، مشیت الهی.
فی الجمله :باری، به هر صورت، مختصر کلام اینکه.
تغییر میکنند: تغییر میدهند.
مفتی: فتوا دهنده در امور شرعی.
تزویر: ریاکاری، نیرنگ.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





