غزل شماره‌ی ۲۴۱ دیوان حافظ: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

غزل شماره‌ی ۲۴۱ دیوان حافظ: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۴۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۴۱ - معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

 

۱. معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید - حقوقِ بندگیِ مخلصانه یاد آرید
معنی: ای هم‌نشینان از حریف شبانه‌ی گذشته خود و از حق خدمت بی‌شائبه‌ی او یاد کرده و فراموشش نکنید.

 

۲. به وقتِ سرخوشی از آه و ناله عُشّاق - به صوت و نغمه‌ی چنگ و چَغانه یاد آرید
معنی: به هنگام سرمستی، با نوای چنگ و چغانه از آه و ناله‌ی عاشقان یاد کنید.

 

۳. چو لطفِ باده کُنَد جلوه در رخِ ساقی - ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید
معنی: بدان هنگام که اثر مستی و گلگونی در چهره‌ی دلدار نمودار می‌شود با سرود و آواز عاشقان یاد کنید.

 

۴. چو در میانِ مراد آورید دستِ امید - ز عهدِ صحبت ما در میانه یاد آرید
معنی: آن‌گاه که دست خواستار شما کمر آرزوها را در میان گیرد از زمان هم‌نشینی ما در میان جمع خود یاد آرید.

 

۵. سمندِ دولت اگر چند سرکشیده رَوَد - ز همرهان به سرِ تازیانه یاد آرید
معنی: اینک که مرکب اقبال شما با گردن افراشته پیش می‌رود از هم‌قطاران (پیاده‌ی) خود با اشاره‌ی سر تازیانه احوالی بپرسید.

 

۶. نمی‌خورید زمانی غمِ وفاداران - ز بی‌وفاییِ دورِ زمانه یاد آرید
معنی: شما که یک لحظه به فکر یاران وفادار نیستید، بی‌وفایی گردش ایام از یادتان نرود!

 

۷. به وَجهِ مرحمت ای ساکنانِ صدرِ جلال - ز رویِ حافظ و این آستانه یاد آرید
معنی: ای کسانی که بر بالای مجلس عزت و جلال ساکنید، از روی لطف و احسان از چهره‌ی ارادت حافظ بر در این آستان یادی بکنید.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۴۱ دیوان حافظ:
شما فراموش نشده‌اید. باز هم عده‌ای هستند که قدرتان را بدانند و جواب زحمت‌تان را بدهند. شما کسی هستید که در عین خوشی و رسیدن به مراد، دیگران را هم در شادی و خوشی خود سهیم کرده‌اید، اما دیگران در حق‌تان کم لطفی کرده‌اند، ولی باز هم مرحمت خدا نصیب شما شده و خواهد شد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
معاشران: هم‌نشینان.
حریف: هم‌پیاله، مصاحب.
حریف شبانه: هم‌پیشه و هم‌پیاله و هم‌قطار شب‌های عیش و نوش.
حقوق و بندگی مخلصانه یاد آرید: از حق و حقوق خدمتگزاری بی‌شائبه‌ی من یاد کنید و آن را به فراموشی نسپارید.
سرخوشی: نشاط و شادی حاصله از مستی.
چنگ: سازی از دسته‌ی آلات موسیقی رشته‌ای و زهی و سیمی که با دو دست به‌صورت ایستاده می‌نواختند.
چغانه: سازی از خانواده‌ی آلات ضربی به‌صورت کُره مجوف دسته‌داری که جنس آن از کدو-فلز بوده و درون آن سنگریزه‌هایی جای داشته و با در دست گرفتن، متناسب با وزن موسیقی به حرکت درمی‌آورده‌اند ، جِقْجِقَه.
لطف باده: صفای باده، اثر لطیف و ملایم اولیه‌ی باده که گلگونی چهره در صورت نمودار می‌شود.
جلوه: آشکار، ظهور، خودنمایی.
میان: کمر. چو در میان مراد آورید.
امید: چون دست امید را در کمر شاهد دلبند درآورید.
عهد صحبت: پیمان دوستی و رفاقت.
سمند: اسب، اسبی با رنگ متمایل به زرد، مراد مرکب قدرت است.
سرکشیده: گردن افراشته و با غرور و تبحر.
ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید: به‌سوی هم‌قطاران خود و در عین غرور و بی‌اعتنایی با اشاره‌ی تازیانه‌ای که در دست دارید، یادی بکنید.
زمانی: لحظه‌ای.
نمی‌خورید زمانی غم وفاداران: لحظه‌ای غم دوستان وفادار خود را نمی‌خورید.
به وجه مرحمت: از روی لطف و احسان.
ای ساکنان صدر جلال: ای کسانی که بر بالای مجلس عزت و جلال ساکنید.
ز روی حافظ و این آستانه: از صورت حافظ و چهره‌ی ارادت او بر در این درگاه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری