
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۴۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۲۴۲ - بیا که رایت منصور پادشاه رسید
۱. بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید - نویدِ فتح و بشارت به مِهر و ماه رسید
معنی: بیا (و ببین) که پرچم پیروزمند (شاه منصور) پادشاه، نمودار شد و مژدهی پیروزی و بانگ طبل خوش خبری، در آسمان به گوش ماه و خورشید رسید.
۲. جمالِ بخت ز رویِ ظفر نقاب انداخت - کمالِ عدل به فریادِ دادخواه رسید
معنی: چهرهی زیبای بخت، پرده از صورت فتح و ظفر برگرفت و انسان نمونهی کامل عدالت برای دادرسی و به فریاد مظلوم آمد.
۳. سپهر، دور خوش اکنون کُنَد که ماه آمد - جهان به کامِ دل اکنون رسد که شاه رسید
معنی: اکنون آسمان به خوشی و خوبی به گردش میپردازد که ماه جلوهگر شد و دنیا بهکام دل ما میشود که شاه از راه رسید.
۴. ز قاطعانِ طریق این زمان شوند ایمن - قوافلِ دل و دانش که مَرد راه رسید
معنی: از این پس کاروانهای اهل دل و دانش از راهزنان در امان خواهند بود که مرد راهشناس و راهنمایی قدرتمند رسید.
۵. عزیزِ مصر به رغمِ برادران غیور - ز قعرِ چاه برآمد به اوجِ ماه رسید
معنی: یوسف (کنعانی فرزند یعقوب) بر خلاف میل برادران حسود خود از ته چاه برآمده و بهمانند ماه به بالاترین درجهی ترقی خود یعنی پادشاهی مصر رسید.
۶. کجاست صوفیِ دَجّال فِعلِ مُلحِدشکل - بگو بسوز، که مهدیِّ دین پناه رسید
معنی: آن پشمینهپوشی که کارهایش به دجال و ظاهرش به ملحدان میماند کجاست؟ به او بگو که از درد و غصه بسوز که مهدی و حامی دین حق پیدا شد.
۷. صبا بگو که چهها بر سرم در این غمِ عشق - ز آتشِ دلِ سوزان و دودِ آه رسید
معنی: ای باد صبا (به منصور) بگو که در این غم عشق، از آتش درون دل و دود آه آن چه به سرم آمده؟
۸. ز شوقِ رویِ تو شاها بدین اسیرِ فراق - همان رسید کز آتش به برگِ کاه رسید
معنی: (و بگو که) از شوق دیدار تو ای پادشاه به این گرفتار در پنجهی فراق همان رسید که از آتش به کاه میرسد.
۹. مرو به خواب که حافظ به بارگاهِ قبول - ز وِردِ نیمْ شب و درسِ صبحگاه رسید
معنی: خواب نیمشبی و سحرگاهان را از چشم بدور کن که حافظ بر اثر عذر نیمشبی و نالهی سحری به جایی رسید که دعایش در پیشگاه خدا مستجاب شد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۲۴۲ دیوان حافظ:
شما پیروز میشوید و خبر بسیار خوبی نزدیک است که شما را به حد کمال میرساند و حق خودتان را میگیرید، به شرط اینکه در کارتان قاطع باشید و غفلت نکنید. به حضرت مهدی توکل کنید. مواظب اطرافیان باشید. خوابتان نبرد، زیرا کسانی در کمینتان نشستهاند تا شما را به انحراف بکشانند.
معنی برخی واژگان غزل:
رایت: درفش، عَلَم، پرچم.
منصور: پیرزومند، شاه منصور بن مظفر بن مبارزالدین.
نوید فتح: مژدهی پیروزی، مژدهی گشایش.
بشارت: خبر خوش.
جمل بخت: زیبایی چهرهی بخت و اقبال.
مظفر: فتح و پیروزی.
نقاب انداخت: نقاب را پایین انداخت، روبند را به کناری زد.
کمال عدل: عدل کمال، عدالت و داد کامل، کسی که عدالت کامل را مراعات میکند.
دادخواه: کسی که مظلوم واقع شده و خواهان داد و اجرای عدالت است.
سپهر: آسمان.
دور خوش اکنون کند: حالا به گردشی خوش و خوب ادامه دهد.
قاطعان طریق: راهزنان، حرامیان.
ایمن: در امان، مصون و محفوظ از تجاوز.
قوافل: قافلهها، کاروانها.
مَردِ راه: مرد راهشناس.
عزیز مصر: پادشاه مصر، حضرت یوسف پس از رسیدن به سلطنت.
به رغم: بر خلاف، به کوری چشم.
قعر: گودی، ته پایینترین نقطهی چاه.
اوج: بالاترین نقطهی مسیر.
دَجال: نام شخصی کذاب و فریبنده که در آخر الزمان ظهور کرده و جهان را به آشوب بکشد و پس از او مهدی موعود ظاهر خواهد شد و در روایات است که او دارای یک چشم و از مادری یهودی است.
دجال فعل: کسی که کارهای او به کارهای دجال میماند، کنایه از امیر تیمور لنگ.
مُلحِد: با شکل و ظاهری بهمانند ملحدان.
مهدی دین پناه: هدایت کنندهی دین و کسی که دین خدا در پناه او به عدالت رواج گیرد، محمد بن الحسن العسکری، قائم آل محمد.
قبول: پذیرش.
بارگاه قبول: مرحلهی قبولی و اجابت دعا.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





