
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۴۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۲۴۳ - بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
۱. بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید - از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
معنی: هر کس بوی دلپذیر تو را از باد صبا شنید بدان ماند که از دهان یار آشنایی هوای کلام یار آشنا را شنیده است.
۲. ای شاهِ حُسن، چَشم به حالِ گدا فِکَن - کـاین گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
معنی: ای پادشاه حسن و سرآمد زیبایان روزگار، لطفی به گدای خود بیفکن و بدانکه، این گوشهای ما، چه بسیار داستان و سرانجام کار شاه و گدا را شنیده است.
۳. خوش میکنم به بادهی مُشکین مَشامِ جان - کز دلقپوشِ صومعه بویِ ریا شنید
معنی: (از آن سبب) مشامِ جان را با شراب خوشبو، معطر میسازم که از صوفی خرقهپوش بوی ناخوش ریا و تزویر را شنیده است.
۴. سِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفت - در حیرتم که بادهفروش از کجا شنید
معنی: نمیدانم راز بخشش عام الهی را که عارف پویندهی راه عشق بدان آگاهی داشت و با کسی در میان نمینهاد، پیر بادهفروش از کی و کجا شنید؟
۵. یا رب کجاست محرمِ رازی که یک زمان - دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چهها شنید
معنی: خدایا یک نفر که محرم راز باشد کجا پیدا میشود تا زمانی دل با او شرح آنچه را که دیده و شنیده در میان نهد.
۶. اینَش سزا نبود دلِ حقگُزارِ من - کز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنید
معنی: سزای دل سپاسگزار من این سخنان ناسزایی که از غمگسار خود شنیده نبود.
۷. محروم اگر شدم ز سرِ کویِ او چه شد؟ - از گلشنِ زمانه که بویِ وفا شنید؟
معنی: اگر از سر کوی او رانده و بیبهره شدهام باکی نیست. کیست که از این باغ روزگار بوی وفا و محبت شنیده باشد.
۸. ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند - کان کس که گفت قصهی ما هم ز ما شنید
معنی: ساقی بیا (تا مستانه به راه عشق گام نهاده عاشقی را از خود عشق بیاموزم) چرا که عشق به صدای بلند میگوید هر کس قصهی ما را بازگو میکند از زبان خود ما شنیده است.
۹. ما باده زیرِ خرقه نه امروز میخوریم - صد بار پیرِ میکده این ماجرا شنید
معنی: تنها این کار امروز ما نیست که ریاکارانه شیشهی شراب را زیر خرقهی زهد و پنهانی میبریم. پیر میکده صد بار این را دیده و یا شنیده است.
۱۰. ما مِی به بانگِ چنگ نه امروز میکشیم - بس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنید
معنی: تنها امروز نیست که با نوای چنگ به بادهگساری مشغولیم، دیر زمانی است که صدای چنگ مجلس عیش و نوش ما را به گوش گنبد افلاک رسیده است.
۱۱. پندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیر - فرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنید
معنی: نصیحت حکیم خردمند عین درستی و کمال راستی و خیر مطلق است. خوشبخت کسی است که شنید و آن را به گوش گرفت.
۱۲. حافظ، وظیفهی تو دعا گفتن است و بس - در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید
معنی: حافظ، وظیفهی تو هم تنها دعا کردن اوست و در اندیشهی اینکه او دعا کردن تو را شنید یا نشنید نباش.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۲۴۳ دیوان حافظ:
تو که سرچشمهی همهی خوبیها و حسنها هستی، نگاهی هم به زیردستان خود بکن. دنبال یک محرم راز بگرد تا بتوانی درد دل کنی. از رسیدن به کسی محروم شدهای، اما مرور زمان و وفاداریات باعث رسیدن به مرادت میشود. پند پیران را گوش کن. کار ثواب انجام بده تا همیشه دعای خیر بدرقهی راهت باشد.
معنی برخی واژگان غزل:
باد صبا: نسیم صبا، نسیم ملایمی که صبح و غروب از جانب شمال میرود و به قاصد و پیامآور از جانب یار تشبیه میشود.
نفس آشنا: دَم یار آشنا، هوای کلام یار آشنا.
ای شاه حُسن: ای پادشاه ملک زیبایی و جمال، ای سرآمد همهی زیبایان.
خوش میکنم: خوشبو میکنم، معطر میسازم، به حال خوش درمیآورم.
بادهی مشکین: باده مشکبو، شراب خوشبو، شراب ممزوج با مَشک سوده.
بوی را شنید: بوی بد و مشمئز کنندهی تزویر و ریا را شنید.
دلقپوش صومعه: کنایه از صوفی متظاهر.
سرِ خدا: راز و حکمت خداوند، کنایه از عفو و بخشایش عام الهی نسبت به بندگان مقصر است.
عارف سالک: سالک راه الهی که به اسرار قادر متعال آگاهی کامل دارد.
بادهفروش: فروشندهی باده که بیاعتنا به عاقبت گناهی که میکند به بادهفروشی خود ادامه میدهد. پیر بادهفروش، پیر و مرشد میخانهی عشق.
حقگزار: سپاسگزار، وفادار، حقشناس.
غمگسار: زدایندهی غم از دل، آنکه با لطف کلام خود غم را از دل میزداید.
بس دَوُر شد: دیر زمانی است، بسیار زمان سپری شد.
عین صواب: راستی خالص، راستی و درستی مطلق و بهترین.
مَحض خیر: خیر محض، خبر یکدست، خوبی به تمام معنا.
سمعِ رضا: گوش پذیرا، گوشی که پند را شنیده و راضی شده.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





