
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۱۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳۱۹ - سالها پیروی مذهب رندان کردم
۱. سالها پیرُویِ مذهبِ رندان کردم - تا به فتویّ خِرَد حرص به زندان کردم
معنی: سالیانی دراز از راه و روش زیرکان آزاداندیش، پیروی کردم تا به دستور عقل حرص و طمع را مغلوب خود ساختم.
۲. من به سرمنزلِ عَنْقا نه به خود بُردم راه - قطعِ این مرحله با مرغِ سلیمان کردم
معنی: من با تدبیر خود به آشیانهی سیمرغ راه نیافتم. این راه را با راهنمایی هدهد، پیک راهنمای سلیمان پیمودم.
۳. سایهای بر دلِ ریشم فِکَن ای گنجِ روان - که من این خانه به سودایِ تو ویران کردم
معنی: ای خواستهی گرانبهای مورد نظر، سایهی مرحمتی بر دل آزردهام بینداز، زیرا من خانهی دلم را به خیال جایگزینی گنجی چون تو به ویرانهای مبدل ساختم.
۴. توبه کردم که نبوسم لبِ ساقی و کنون - میگَزَم لب که چرا گوش به نادان کردم
معنی: (بر اثر ملامت مردم) توبه کردم که لب ساقی را نبوسم و حالا لب به دندان تاسف میگزم که چرا به سخن نادان گوش فرا دادم.
۵. در خِلافآمدِ عادت بطلب کام! که من - کسب جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم
معنی: مراد دل خود را از راهی برخلاف راه و عادت معمول بیاب، زیرا من از برکت آن زلف پریشان به اطمینان خاطر دست یافتم.
۶. نقش مستوری و مستی نه به دستِ من و توست - آن چه سلطانِ ازل گفت بکن، آن کردم
معنی: رفتار نجیبانه و پرهیزکارانه و روش مستی و تباهی، هیچکدام در دست اختیار من و تو نیست. من آنچه را که خدای ازلی مقرر داشته همان را انجام دادم.
۷. دارم از لطفِ ازل جنَّتِ فردوس طمع - گرچه دربانی میخانه فراوان کردم
معنی: هرچند (در این دنیا) بسیار زمانی بهکار دربانی میخانه مشغول بوده (و لذت بردهام با این همه) از لطفی که خدا روز ازل در حق من روا داشته توقع دسترسی به باغ بهشت را دارم.
۸. این که پیرانهسَرَم صحبتِ یوسف بنواخت - اجر صبریست که در کلبهی احزان کردم
معنی: اینکه در سر پیری به دیدار یوسف خود دلشاد شدم، پاداش تحمل شکیباییهایی است که در غمخانه (فراق) بر خود هموار نمودم.
۹. صبحخیزی و سلامت طلبی چون حافظ - هر چه کردم همه از دولتِ قرآن کردم
معنی: هیچ حافظِ دیگر قرآن، در زیر گنبد کبود به این تنعم (سحرخیزی و با مردمان در صلح و صفا به سر بردن) مانند حافظ، که تمامی از برکت و لطف قرآن انجام داده، دست نیافته است.
۱۰. گر به دیوانِ غزل صدرنشینم چه عجب؟ - سالها بندگیِ صاحبِ دیوان کردم
معنی: شگفتی نیست که اگر صدرنشین دیوان و دفتر غزل شدهام، چرا که سالیانی دراز در خدمت صاحب دیوان به بندگی مشغول بودهام.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳۱۹ دیوان حافظ:
به هر کسی زود اطمینان میکنید. قسم خورده بودید دیگر کارهای ناشایست انجام ندهید، ولی عهد خود را شکسته و بسیار پشیمانید. رو به خدا آورید که شما را هدایت میکند و در زیر سایهی اوست که به نیت و مقصود خودتان میرسید. صبر داشته باشید، نمازهایتان را بهموقع بهجا آورید و قرآن بخوانید که هر چه بهدست میآورید از دولت قرآن میباشد.
معنی برخی واژگان غزل:
مذهب: روش، راه و طریقهای در مسایل دینی.
فتوی: رای فقیه و حاکم شرع در مسایل شرعی.
مذهب رندان: راه و روش آزاداندیشان و زیرکان و عارفان روشنفکر که در عین دینداری معتقد به ظواهر و دستوراتی که عامهی مردم بدان اعتقاد داشته و عمل میکنند نیستند.
عنقا: سیمرغ.
قطع: بریدن.
قطع مرحله: بریدن راه، پیمودن راه.
مرغ سلیمان: هدهد، شانه به سر، پوپک.
دل ریش: دل مجروح.
گنج مراد: آرزوی گرانبها، گنج گرانبهای مورد نظر.
سودا: عشق و آرزو.
لب گزیدن: لب به دندان گزیدن، اظهار پشیمانی و تاسف.
خلاف آمد عادت: برخلاف عادت، برعکس روال و رویهی معمول.
کام: آرزو، مراد.
کسب: بهدست آوردن، تحصیل معاش با زحمت، کوشش برای بهدست آوردن.
کسب جمعیت: بهدست آوردن جمعیت خاطر، رسیدن به آسودگی دل و خاطر.
مستوری: نجابت و پرهیزکاری.
مستی: کنایه از فساد و گناهکاری و بیاعتنایی به موازین شرعی و اخلاقی.
سلطان ازل: خداوند، خدای جاوید جهان هستی.
لطف ازل: لطف ازلی خداوند.
جنت فردوس: باغ بهشت.
طمع: آزمندی، حرص، امیدواری و چشمداشت ناسزاوار.
پیرانهسر: سر پیری، به هنگام پیری.
صحبت: مصاحبت، همنشینی.
کلبهی احزان: بیت الاحزان، نامی که به خانهی حضرت یعقوب در مدت غیبت یوسف داده بودند.
صبحخیزی: سحرخیزی.
تنعم: به ناز و نعمت دست یافتن.
دولت: بهرهمندی، لطف و برکت.
صدرنشین: بالانشین.
صاحب دیوان: صاحب دیوان، رئیس دیوان، مسئول امور مالی دولتی.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





