
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۲۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳۲۰ - دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
۱. دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب میزدم - نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب میزدم
معنی: دیشب با اشک سیلآسای خود راه را در چشمان خود بر خواب میبستم و (در عالم خیال) به یاد خط و خال چهرهی تو نقشی بر روی آب تصویر میکردم.
۲. ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته - جامی به یادِ گوشهی محراب میزدم
معنی: در حالی که ابروان یار در پیش چشمانم (بهجای محراب عبادت) مصور بود و به شکرانهی آن خرقه از سر به در آورده و سوزانده بودم، به تلافی ایامی که بیهوده در گوشهی محراب مسجد سپری کرده بودم، جام شراب مینوشیدم.
۳. هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَست - بازش ز طُرِّهی تو به مِضراب میزدم
معنی: هر مرغ اندیشه و مضمونی که از شاخسار درخت سخن به پرواز درآمده و در قالب لفظ نمیگنجید، با، دام و تور و بند زلف تو، آن را گرفته و به رشتهی کلام درمیآوردم.
۴. رویِ نگار در نظرم جلوه مینمود - وز دور بوسه بر رخِ مهتاب میزدم
معنی: چهرهی محبوب در پیش چشمانم جلوهگر بود و من در عالم خیال و از راه دور صورت ماه را به یاد چهرهی تو میبوسیدم.
۵. چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگ - فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
معنی: چشمم بهصورت ساقی و گوشم به آواز چنگ بود و با این دیدن و شنیدن، تفال نیک میزدم.
۶. نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدم - بر کارگاهِ دیدهی بیخواب میزدم
معنی: (و) تا بامداد، در کارگاه دیدگان بیدارم تصویر تو را کشیده و مصور میساختم.
۷. ساقی به صوتِ این غزلم کاسه میگرفت - میگفتم این سرود و مِیِ ناب میزدم
معنی: ساقی همآهنگ با وزن این غزل من، با سرانگشتان خود بر لب کاسهی توزیع شراب، ضرب میگرفت و من در حالی که این سرود و غزل را سروده و میخواندم، شراب مینوشیدم.
۸. خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام - بر نامِ عمر و دولتِ احباب میزدم
معنی: وقت و حال حافظ به خوشی میگذشت و به یاد دوستان و به نیت اقبال و شوکت آنها تفال خیر زده به یاد آنها بودم.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳۲۰ دیوان حافظ:
با خواب و خیال بهجایی نخواهید رسید. با نشستن و فکر کردن کاری از پیش نخواهید برد. اگر میخواهید به مراد و کام دلتان دست پیدا کنید یا علی بگویید و خیالپردازی را کنار بگذارید و توکل به خدا کنید. راه هموار است. انشاءالله که موفق میشوید.
معنی برخی واژگان غزل:
ره خواب زدن: راه خواب را بستن، خواب از چشم زدودن.
نقش بر آب زدن: بر روی آب نقش کشیدن، کنایه از کار بیفایده و عبث انجام دادن مانند خشت بر دریا زدن!
خطّ تو: موهای تازه روییده بر چهره و عارض تو.
خرقهی سوخته: خرقهی سوزانیده شده، اشاره به رسم اهل تصوف که اگر بلایی رفع میشده یا خبر خوشی میرسیده، شیخ اصحاب یا یکی از اصحاب خرقهی خود را از سر به در میآورده و به رسم شکرگزاری میسوزانیده است (خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت).
جامی به یاد گوشهی محراب میزدم: جام بادهای به یاد روزهایی که جا در گوشهی محراب عبادت داشته و به زهد و تقوی سرگرم بودم و به تلافی فرصتهای از دست رفته میزدم.
مرغ فکر: (اضافهی تشبیهی) فکر به مرغ تشبیه شده.
شاخ سخن: (اضافهی تشبیهی) سخن به درخت و شاخههای آن تشبیه شده.
بازش: دوباره آن را.
طره: موهای زلف جلو پیشانی.
مِضراب: ۱. تور و بند صید ماهی و پرندگان که از موی دم اسب و بهصورت کیسهی توری مخروطی تهیه و دهانهی مدور آن را با چنبرهای از چوب بهمانند دهانهی غربال ساخته و به آن دستهی چوبی درازی متصل و سپس در آب و یا هوا به صید ماهی و پرندگان میپرداختهاند عینا مانند تورهای صید پروانهها. ۲. آلت فلزی که با آن تار مینوازند.
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم: در عالم خیال و از راه دور چهرهی ماه را به یاد صورت نگار میبوسیدم.
قول چنگ: نوا و آواز چنگ که نوعی از آلات ضرب موسیقی است.
فالی به چشم و گوش درین باب میزدم: با چشم و گوش خود که به روی ساقی و صدای چنگ دوخته و فرا گرفته بودم دربارهی وصال محبوب تفال زده و آن را به فال نیک میگرفتم.
کارگاه دیده: نگارخانهی دیده، دستگاه مخیلهی دیده که چشم به کمک خیال و تصور نقش روی محبوب را مصور میسازد.
کاسه گرفتن: ۱. با دست بر لب کاسه و پیالهای که شراب در آن توزیع میشود ضرب گرفتن همانطور که با دست و انگشت دایره میزنند. ۲. کاسهی شراب را گرفتن و تعارف کردن و به افتخار کسی نوشیدن.
غزل: ترانه به زبان فارسی، سرود.
خوش بود وقت حافظ: وقت و حال حافظ به خوشی میگذشت.
فال مراد و کام بر نام عمر و دولت احباب میزدم: به یاد دوستان و به نیت اقبال و عزت و شوکت آنها تفال به خیر میزدم و به یاد آنها بودم.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





