غزل شماره‌ی ۳۲۲ دیوان حافظ: خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

غزل شماره‌ی ۳۲۲ دیوان حافظ: خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۳۲۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۳۲۲ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

 

۱. خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم - به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
معنی: در کارخانه‌ی چشم، تصویر روی تو را نقاشی و مجسم کردم. نقش و نگاری به‌مانند نقش چهره‌ی تو نه دیده و نه شنیده‌ام.

 

۲. اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم - به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم
معنی: اگرچه برای رسیدن به تو پا به پا و همراه باد شمال در تکاپو هستم (حتی) به گَردِ راهِ سرو خرامان قامت تو هم نرسیدم.

 

۳. امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم - طمع به دورِ دهانت ز کامِ دل بِبُریدم
معنی: در دل شب سیاه زلف تو به روشنایی روز عمر خود دل نبستم (از آن دل برداشتم) و از میان آرزوهای دل، طمع بوسه از لب‌های دور دهانت را محو کردم.

 

۴. به شوق چشمه‌ی نُوشَتْ چه قطره‌ها که فشاندم - ز لَعلِ باده‌فروشت چه عشوه‌ها که خریدم
معنی: در اشتیاق رسیدن به چشمه‌ی آب حیات لب‌هایت چه اشک‌ها که ریختم و از لب‌های میگونت چه ناز و کرشمه‌ها که خریدم.

 

۵. ز غمزه بر دلِ ریشم چه تیرها که گشادی - ز غصه بر سرِ کویت چه بارها که کشیدم
معنی: با ناز و کرشمه‌ی چشمت چه تیرهایی که به‌سوی دل مجروح من رها کردی و چه بار و فشار اندوهی که بر سر کوی تو تحمل کردم.

 

۶. ز کویِ یار بیار ای نسیمِ صبح غباری - که بویِ خونِ دلِ ریش از آن تراب شنیدم
معنی: ای نسیم سحری از خاک کوی یار، غباری به‌سوی من آر که از آن خاک و نشانه و اثر و بوی خون دل‌های مجروح را حس کردم.

 

۷. گناهِ چشمِ سیاهِ تو بود و گردنِ دلخواه - که من چو آهویِ وحشی ز آدمی بِرَمیدم
معنی: این گناه از جانب چشم‌های سیاه و گردن زیبای دلپسند تو بود که به‌مانند یک آهوی وحشی از مردمان رمیده و دوری جستم.

 

۸. چو غنچه بر سرم از کویِ او گذشت نسیمی - که پرده بر دلِ خونین به بویِ او بِدَریدَم
معنی: از کوی او نسیمی وزید و بر من گذشت و بدین سبب مانند غنچه، پرده‌ی دل خونین خود را از هم دریدم.

 

۹. به خاکِ پایِ تو سوگند و نورِ دیده‌ی حافظ - که بی رخِ تو، فروغ از چراغ دیده ندیدم
معنی: به خاک پای تو و نور چشم حافظ سوگند که بدون روی تو از چراغ چشم خود پرتو نوری مشاهده نکردم.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۳۲۲ دیوان حافظ:
برای رسیدن به مال دنیا طمع نکن که هر چه بیشتر طمع کنی، مال بیشتر از کفت بیرون می‌رود. نقشه‌هایت همه نقش بر آب شده است که تقصیر خودت می‌باشد، ولی باز هم نسیم عنایت الهی دل پر خون تو را التیام می‌بخشد. اراده کرده‌ای که همه چیز را مثل اول کنی که موفق هم می‌شوی. انشاءالله.

 

معنی برخی واژگان غزل:
خیال نقش تو: صورت خیالی تو، تصویر روی تو، نقش روی تو.
کارگاه: کارخانه، نگارستان.
کارگاه دیده: دیده به کارگاه نقاشی تشبیه شده است.
به صورت تو: به‌مانند صورت تو، مانند نقش چهره‌ی تو.
نگار: نقش، نقش زیبای چهره.
در طلب: در جستجو.
هم عنان: همگام با سواری در حرکت بودن، شانه به شانه سوار دیگری راندن.
به گَردت نرسیدم: به گرد و خاک به‌جا مانده از تاختن تو نرسیدم و عقب ماندم.
سرو خرامان قامتت: قامت مانند سرو خرامانت.
دور دهانت: گرداگرد دهان تو، سرخی لب‌های تو.
کام دل: مراد دل، آرزوهای دل.
شوق: اشتیاق، آرزو، میل.
چشمه‌ی نوش: کنایه از دهان شیرین و چشمه‌ی آب حیات لبان معشوق.
قطره‌ها: قطره اشک.
لعل باده‌فروش: لعل لب باده‌فروش، لبان سرخ‌فام که گویی شراب می‌فروشد.
عشوه خریدن: تحمل ناز و کرشمه با حالات و حرکات چشم.
تیر گشادن: تیر رها کردن، تیر انداختن.
چه بارها که کشیدم: در این‌جا به‌معنای چه بار و فشار غم و غصه که تحمل کردم.
دل ریش: دل مجروح.
گردن دلخواه: گردن بلورین، گردن مطبوع و زیبا و دلپسند.
چراغ دیده: (اضافه‌ی تشبیهی) دیده به چراغ تشبیه شده.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری