ضرب المثل‌های فارسی: حرف ژ

ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف ژ

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، برگزیده‌ای از ضرب المثل‌های فارسی با «حرف ژ» را می‌خوانید.

 

ژاژ خاییدن. (معنی: سخن بیهوده گفتن یا کار بیهوده انجام دادن. ژاژ نام گیاهی خودرو، خاردار و بی‌مزه است که در بیابان‌ها می‌روید. خاییدن نیز به‌معنای جویدن است. شترها گیاه ژاژ را می‌جوند، ولی نمی‌توانند آن را فرو ببرند، و این کنایه از سخن بیهوده گفتن یا کار بیهوده کردن است.)
ژاکت به تن کسی بافتن. (معنی: برای کسی نقشه کشیدن.)
ژاله به دور لاله می‌گردد، می به دور پیاله. (معنی: هر کس و هر چیز، همتا و هم‌گونه‌ی خود را می‌جوید.)
ژست گرفتن. (یا ژست چیزی را گرفتن.) (معنی: تظاهر به چیزی یا کاری کردن. همچون ژست پولدارها را گرفتن.)
ژنده پوش، از دل‌ها فراموش. (معنی: ژنده‌پوشان از چشم مردم می‌افتند و کسی از آنان یاد نمی‌کند. ژنده‌پوش، گدا و بینوایی‌ست که بیشتر جامه‌ی کهنه دربردارد.)
ژنده باش، گَنده باش. (معنی: پاکیزگی جامه ارزشمند است، نه کهنه و نو بودن آن. این ضرب المثل برای پافشاری بر به‌کارگیری جامه‌های کهنه که به پوشیدن آن گرایش بیشتری دارند، به‌کار برده می‌شود.)
ژولیده مو، ژولیده خوست. (معنی: کسی که موهای درهم و چهره‌ای چرک‌آلود دارد، خو، رفتار و منش او نیز به همان اندازه بد است.

 

گردآوری: فرتورچین

۵
از ۵
۱۲ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری