ضرب المثل‌های فارسی: حرف غ

ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف غ

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، برگزیده‌ای از ضرب المثل‌های فارسی با «حرف غ» را می‌خوانید.

 

غاز چراندن. (معنی: بیکار و ول گشتن. در گذشته دامداران گاو یا گوسفند خود را به چرا می‌بردند، ولی هیچ کس مرغ، خروس، اردک یا غاز خود را به چرا نمی‌برد. زیرا آنان آب و دانه‌ی خود را در خانه می‌خوردند. غاز چراندن کاری‌ست بیهوده و معنی ظاهری این مثل بدین‌گونه است که: از بس بیکار بودم، غاز را هم به چرا برده‌ام تا هم او پی دانه‌ای باشد، هم خودم سرگرم شوم.)
غالبا انسان آن‌چه را که نمی‌خواهد می‌یابد.
غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: من و چطور می‌بینی؟ گفت: هر طور که تو من و می‌بینی.
غربت زده مهربان باشد.
غرغرو. (غرغر کردن.)
(معنی: لندیدن. زیر لب و آهسته از روی خشم سخن گفتن. بهانه‌گیر و کسی که همیشه ناخشنود است.)

غرغره کردن. (معنی: سخنی را زیرلب و گنگ تکرار کردن. بدون اندیشه و به پیروی از گفته‌های دیگران سخنی به زبان آوردن.)
غروب همه را به خانه می‌آورد.
غرور جریحه‌دار شدن.
غریب شکسته دل است.
(معنی: کسی که دور از زادگاه زندگی می‌کند و بی‌یار و یاور است، دچار دلتنگی و اندوه است.)
غریب کور است. (معنی: کسی که دور از زادگاه زندگی می‌کند، چون راه به‌جایی نمی‌برد و کسی را نمی‌شناسد و به آداب و رسوم آن‌جا آشنایی ندارد، مانند کور است.)
غریبه را پدرش را بسوزی غریبه است. (معنی: بیگانه، بیگانه است و هیچ‌گاه همدمی، مهربانی و دلسوزی آشنا را ندارد.)

غزل خداحافظی را خواندن. (معنی: این ضرب المثل در دو جا کاربرد دارد: نخست برای خداحافظی و رفتن از جایی، و دوم برای مردن. هرگاه کسی درمی‌گذرد و چشم از جهان فرو می‌بندد، دیگران می‌گویند غزل خداحافظی‌اش را خواند و مرد.)
غسل می‌کنم غسل پشه، می‌خواد بشه می‌خواد نشه. (معنی: شست‌وشو و پاک کردن بدن یا کار سرسری و نیمه‌کاره.)
غش و ریسه رفتن. (معنی: خندیدن فراوان. سخت شیفته و دوستدار کسی یا چیزی بودن.)

غصه آدم را آب می‌کند. (معنی: اندوه افسردگی می‌آورد و افسردگی سرآغاز رویگردانی از خورد و خوراک و خواب و سرانجام آن لاغری و ناتوانی‌ست.)
غصه‌ی فردا را امروز نباید خورد.
غصه‌ی کفگیر به‌دست را نخورید. (معنی: تقسیم کننده‌ی پول، دارایی یا کالا، برای گرفتن سهم خود به خویشتن ستم نمی‌کند و بهره‌ی خود را همگی برمی‌دارد و کنار می‌گذارد. این ضرب المثل هنگامی به‌کار می‌رود که تقسیم دارایی یا ارثی به تقسیم کننده‌ای واگذار شده است.)
غفلت موجب پشیمانی است. (معنی: سربه‌هوایی و ساده‌انگاری در کاری یا بهره نگرفتن از زمان، پشیمانی و افسوس به‌دنبال دارد.)
غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو.
غلام حلقه به گوش.
(معنی: همه جوره فرمانبردار و گوش به فرمان بودن.)
غلام خوب خواجه به ده رسان است. (معنی: کارگر کوشا و کاردان سود کلان به کارفرمای خود می‌رساند. این ضرب المثل در گذشته برای غلامان خانه به‌کار برده می‌شد، ولی این مثل امروز برای کارگران و کارفرمایان به‌کار گرفته می‌شود.)

غلام می‌گه: ای خدا ارباب آبی بخواد.
غلیان بکشیم یا خجالت. (مصرع نخست: ماییم میان این دو حالت.)

غم مرگ برادر را برادرمرده می‌داند.
غوره فشردن. (یا غوره فشاردن. یا غوره افشردن.)
(معنی: گریستن. گریان ساختن. به گریه آوردن.)
غوره نشده مویز شده است. (یا غوره نشده مویز گشتی - نزد همه کس عزیز گشتی.) (معنی: این ضرب المثل را برای کسی به‌کار می‌برند که با همه‌ی کوچکی بخواهد برزگی بفروشد و بزرگی کند؛ یا کسی که می‌خواهد با شتاب به بازدهی و سود برسد و راه صد ساله را یک شبه بپیماید. (داستان کوتاه غوره نشده مویز شده))
غول بی‌شاخ و دم. (معنی: او همانند غول و دیو است و تنها شاخ و دُم ندارد. این اصطلاح برای آدم‌های درشت‌پیکر و نیرومندی به‌کار می‌رود که کمتر کسی هم‌زور و هم‌آورد آنان شود. گاهی اصطلاح «گاو بی‌شاخ و دُم» را به‌جای «غول بی‌شاخ و دُم» به‌کار می‌برند که معنی ناهمسانی ندارد. اصطلاح «گاو بی‌شاخ و دُم» بدین معنی‌ست که او نادان و کم‌خرد است و در نادانی همانند گاو است و تنها شاخ و دُم ندارد.)
غیرت بی‌بصیرت، آتشی است بی‌نور.
غیضی و فیضی.

 

گردآوری: فرتورچین

۵
از ۵
۱۲ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری