غزل شماره‌ی ۳۶ دیوان حافظ: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

غزل شماره‌ی ۳۶ دیوان حافظ: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۳۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۳۶ - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

 

۱. تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست - دلِ سودازده از غُصه دو نیم افتادست
معنی: تا سر زلف تو بازیچه‌ی دست نسیم صبا شده، این دل شیدایی من از رشک و اندوه دو پاره گشته است.

 

۲. چَشمِ جادویِ تو خود عینِ سَوادِ سِحْر است - لیکن این هست که این نُسخه سَقیم اُفتادست
معنی: سیاهی چشم جادوگر تو به‌مانند رونوشت نسخه سحر است. منتها به اشتباه نوشته شده و به‌صورت چشم بیمار و نسخه نادرست درآمده است.

 

۳. در خَمِ زلف تو آن خالِ سیه دانی چیست؟ - نقطه‌ی دوده که در حلقه جیم افتادست
معنی: در میان دایره‌ی زلف تو خال چهره‌ات به‌مانند نقطه‌ی سیاهی است که در حلقه‌ی (ج) نشسته باشد.

 

۴. زلفِ مشکینِ تو در گلشنِ فردوسِ عِذار - چیست؟ طاووس که در باغِ نعیم افتادست
معنی: می‌دانی حال زلف مشکین تو در چهره‌ی بهشتی‌ات به چه می‌ماند؟ به طاووس مستی که در باغ مینو خرامان باشد.

 

۵. دلِ من در هوسِ رویِ تو ای مونس جان - خاکِ راهیست که در دستِ نسیم افتادست
معنی: در آرزوی دیدار و استشمام بوی تو، دل من چون خاک راهی در دست اراده‌ی نسیم افتاده است.

 

۶. همچو گَرد این تنِ خاکی نتوانَد برخاست - از سرِ کویِ تو زان رو که عظیم افتادست
معنی: این پیکر ناتوان و این قالب تن من بر کوی تو چنان به خاک در افتاده که هرگز نمی‌تواند برخیزد.

 

۷. سایه‌ی قَدِّ تو بر قالبم ای عیسی دم - عکسِ روحیست که بر عَظمِ رَمیم افتادست
معنی: ای عیسوی‌نفس و جان‌بخش، سایه‌ی قامت تو بر پیکر من پرتو و انعکاس روانی است که بر استخوان پوسیده تابد و آن را زنده سازد.

 

۸. آن که جز کعبه مُقامش نَبُد از یادِ لبت - بر درِ میکده دیدم که مُقیم افتادست
معنی: آن کسی که به‌جز حریم کعبه مقیم جای دیگری نمی‌شد دیدم که در هوای لب می‌گونت بر در میخانه رحل اقامت افکنده است.

 

۹. حافظِ گمشده را با غمت ای یارِ عزیز - اتحادیست که در عهدِ قدیم افتادست
معنی: ای یار عزیز، حافظ دل از دست داده تو از روز ازل با غم فراقت عهد الفت و اتحاد بسته تا از هم جدا نشوند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۳۶ دیوان حافظ:
اجر ثوابی را که کرده‌اید زود خواهید دید. نشانه‌هایی از یار هویدا شده برای رسیدن به او جور خواهید کشید. بیماری‌تان خیلی زود درمان می‌شود نگران نباشید. به سفر زیارتی می‌روید و در آن‌جا گمشده‌ی دل خودتان را می‌یابید و با خدای خودتان پیمان می‌بندید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
سودازده: مالیخولیایی، شیدا صفت.
چشم جادو: چشم فریبکار، چشم سحر کننده، افسون کننده.
سقیم: نادرست، بیمار و در اینجا: بیمار، صفتی باری چشم و نادرست، صفتی برای نسخه است.
سودا: رونوشت‌، مسوده، سیاهی.
سواد سحر: رونوشت جادو.
نقطه دوده: لکه‌ی سیاهی، نقطه‌ی سیاه.
حلقه‌ی جیم: دایره حرف (ج)
زلف مشکی: زلف مشک مانند‌، زلفی به سیاهی و عطر مشک.
گلشن فردوس: باغ بهشت.
عذرا: چهره، صورت.
نعیم: نعمت و آسایش.
باغ نعیم: باغ پر از نعمت و کنایه از بهشت است.
عظیم افتاده‌ست: سخت و سنگین بر زمین خورده است.
قالب: جسم، بدن.
عکس: تصویر، سایه.
عظم: استخوان.
رمیم: پوسیده.
مقیم: ساکن.
اتحاد: یکپارچگی، الفت و یکرنگی.
عهد قدیم: روز ازل، روز الست، نصیبه مقدر ازلی.

 

برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری